امیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، مذاکرات ژنو را «تاریخی» توصیف کرده و به سطح بیسابقه گفتوگوهای رو در رو میان مقامهای آمریکایی و جمهوری اسلامی اشاره کرده است.
تاریخی؟ شاید. اما به ندرت پیش آمده که دو طرف تا این اندازه به هم نزدیک شوند و در عین حال تهران بتواند تا این حد با اعتمادبهنفس خواستههای خود را پیش ببرد.
پس از حدود ۱۸ ساعت گفتوگوهای فشرده، دومین دور مهم مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در ژنو به پایان رسید؛ مذاکراتی که در آن تهران با اعتماد ظاهر شد و واشینگتن دستکم در ظاهر، دستاورد چشمگیری برای ارائه نداشت.
گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد مذاکرات در آستانه شکست قرار گرفته است. پس از آنکه دونالد ترامپ به تهران هشدار داد حزبالله را مهار کند، هیات ایرانی تهدید کرد مذاکرات را ترک خواهد کرد.
با این حال، نه از عذرخواهی ترامپ خبری شد و نه خواستههای تهران محقق شد؛ اما میانجیها توانستند مانع از شکست مذاکرات شوند.
به نظر من، مواضع حداکثری تهران صرفاً برای مصرف داخلی نیست. جمهوری اسلامی باید هم به پایگاه تندروی خود نشان دهد که در برابر فشارها عقبنشینی نکرده و هم به متحدان منطقهای خود اطمینان دهد که آنها را رها نخواهد کرد. اما این مواضع کارکرد دیگری نیز دارند: افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات.
بر اساس مفاد تفاهمنامه اولیه، گفتوگو درباره توافق نهایی تنها پس از اجرای برخی تعهدات از سوی آمریکا آغاز خواهد شد؛ از جمله کاهش محدودیتهای نفتی، تسهیل صادرات نفت و آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران. نتیجه این سازوکار آن است که تهران میتواند پیش از ارائه امتیازهای مهم در پرونده هستهای، بخشی از منافع اقتصادی مورد نظر خود را به دست آورد.
رسانههای نزدیک به حکومت ایران گزارش دادهاند که تهران انتظار دارد میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده خود آزاد شود و بتواند بخشی از صادرات نفت خود را بهصورت رسمی از سر بگیرد. اگر این گزارشها درست باشد، جمهوری اسلامی در حال نزدیک شدن به یکی از مهمترین اهداف اقتصادی خود است؛ آن هم پیش از آنکه امتیاز قابل توجهی در پرونده هستهای بدهد.
در حوزه امنیت دریایی نیز واشینگتن همچنان به دنبال تضمینهای روشن درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است. اما ابهامهایی در متنهای فعلی وجود دارد که هنوز برطرف نشده و به نظر میرسد آمریکا در تلاش است این شکافها را ببندد.
مهمترین دستاورد مذاکرات، توافق بر سر یک نقشه راه ۶۰ روزه بود. اما تا زمانی که دو طرف از یک متن واحد برداشتهای متفاوتی دارند، این ضربالاجل بیشتر شبیه به تعویق اختلافهاست تا حل آنها.
پس از پایان مذاکرات، عباس عراقچی از «پیشرفتهای مهم» سخن گفت و میانجیها نیز فضای گفتوگوها را «دلگرمکننده» توصیف کردند. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا دو طرف واقعاً به یک تفاهم پایدار نزدیک شدهاند یا صرفاً اختلافهای خود را به دور بعدی مذاکرات منتقل کردهاند؟
برداشت من این است که جمهوری اسلامی در شرایط کنونی خود را در موقعیت مناسبی میبیند. تهران احساس نمیکند برای دستیابی به اهدافش ناچار به دادن امتیازهای گسترده باشد. اگر این ارزیابی درست باشد، مسیر رسیدن به توافق نهایی همچنان دشوار و پرچالش خواهد بود.

تحلیل سخنان "تکاندهنده" رئیسجمهور
















