Saturday, Aug 8, 2026

صفحه نخست » مهدی محمدی، مشاوری که برای ایران نقشه یک جنگ بی‌پایان کشیده

mohammadi.jpgعطا محامد - ایران وایر

مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس و از اعضای گروه مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، این روزها با دیدگاه‌هایش درباره ضرورت تداوم جنگ و بی‌اعتقادی به صلح و مذاکره مورد توجه قرار گرفته است.

او در رسانه‌ها و کانال تلگرامی خود، هم تحلیل‌گر جبهه‌های جنگ است و هم روایت‌گر ذهنیت حاکم بر میز مذاکره در تهران. محمدی مردم را «جعبه ابزاری برای جنگ» می‌داند و در عین حال معتقد است جمهوری اسلامی از این نبرد پیروز بیرون خواهد آمد. از نگاه او، تنها راه پایان جنگ، شکل‌گیری «نظم ایرانی» در خاورمیانه است.

محمدی رویارویی ایران و آمریکا را جنگی وجودی می‌داند که در آن صلح معنایی ندارد و مذاکره تنها ابزاری «زیر آتش» برای تثبیت دستاوردهای میدانی و تحمیل شروط تهران است. او پیش‌بینی می‌کند آمریکا به‌دلیل کاهش ذخایر راهبردی و بن‌بست نظامی در تنگه هرمز، ناچار به تسلیم و خروج از منطقه خواهد شد. او آینده را رویارویی‌ای طولانی می‌بیند که پروژه اصلی نسل جدید در آن «خون‌خواهی» و قصاص کسانی چون ترامپ و نتانیاهو است.

به‌گفته او، دشمن ممکن است در چهار حوزه هسته‌ای، ترور، هدف قرار دادن زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی و ایجاد ناآرامی‌های داخلی، به‌ویژه بر سر قیمت بنزین، وارد عمل شود.

اصل بر جنگ است

محمدی معتقد است در برخورد با آمریکا دو جریان در جمهوری اسلامی مقابل یکدیگر قرار دارند: گروهی که خواهان ادغام در نظم جهانی و کاهش تنش با واشنگتن‌اند و گروهی که بر استقلال و «مقاومت» تأکید می‌کنند. او این دیدگاه را بر این فرض استوار می‌داند که آمریکا طی ۶۰ سال گذشته وارد هیچ جنگ جدی و موفقی نشده است.

محمدی، قاسم سلیمانی را نماد این تفکر معرفی می‌کند و از او نقل می‌کند: «تنها ملتی که زیر این آسمان لیاقت تاریخی پیروزی بر آمریکا را دارد، ملت ایران است.»

او که از چهره‌های نزدیک به سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی بوده، خود را متعلق به جریان دوم می‌داند و محمدباقر قالیباف را یکی از بانیان این نظریه معرفی می‌کند. به‌گفته او، این دیدگاه در گفت‌وگوهای قالیباف، قاسم سلیمانی و احمد کاظمی شکل گرفته است.

پایه اصلی این نظریه آن است که «صلح یک توهم است» و اصل بر جنگ قرار دارد؛ زیرا آمریکا در پی ضربه‌زدن به ایران است و با جمهوری اسلامی مشکل موجودیتی دارد. پایه دوم نیز این است که حکومت در صورت ورود به جنگ باید همه ابزارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را به‌کار گیرد.

👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

محمدی اول مرداد گفت: «برای رویارویی بزرگ آماده‌ایم. باید درس آخر به دشمن داده شود.» او همچنین مدعی شد: «هیچ ایده مذاکراتی وجود ندارد. آمریکا فهمیده نمی‌تواند تنگه هرمز را باز کند.»

او خواهان مجازات و تحقیر دونالد ترامپ است و می‌گوید: «ملت ایران هنوز کار نکرده بسیار با ترامپ دارد.» محمدی همچنین جنگ کنونی را «جنگ انتقام» می‌خواند و ۲۶ تیر گفته بود: «داغ عظیمی باید ستانده و جگرها باید خنک شود... خون‌خواهان خامنه‌ای به میدان بازگشته‌اند.»

آمریکا باید از منطقه بیرون رانده شود

اندیشه محوری محمدی را می‌توان بازنویسی قواعد خاورمیانه بر پایه برتری مطلق ایران دانست. او معتقد است جمهوری اسلامی از دوران دفاع سنتی عبور کرده و وارد مرحله «حملات پیش‌دستانه» شده است.

او پس از حمله به اردن گفت تهران دیگر منتظر شکل‌گیری تهدید نمی‌ماند، بلکه با آگاهی از طرح‌های دشمن، در «ساعت صفر» به اتاق‌های عملیات و زیرساخت‌های آن حمله می‌کند تا برنامه‌هایش را پیش از اجرا مختل سازد.

به‌اعتقاد محمدی، قدرت نظامی و دیپلماسی باید در یک مرکز فرماندهی واحد تلفیق شوند؛ مفهومی که او آن را «مذاکره زیر آتش» می‌نامد. در این الگو، گفت‌وگو برای عقب‌نشینی یا پایان جنگ نیست، بلکه برای تثبیت پیروزی‌های میدانی، خرید زمان، افزایش توان تسلیحاتی و گرفتن امتیاز از دشمن انجام می‌شود.

او تأکید می‌کند که ریتم درگیری‌ها، از زمان حمله تا توقف‌های موقت، باید در اختیار تهران باشد تا دشمن همواره در وضعیت ابهام راهبردی باقی بماند.

این دیدگاه همچنین دارای لایه‌ای اعتقادی است که هدف نهایی آن اخراج کامل آمریکا از منطقه معرفی می‌شود. محمدی این نبرد را جنگی بر سر آینده تاریخ می‌داند که در آن ایران باید با شکست آنچه او «خلاصه تجربه تاریخی ابلیس» می‌نامد، نظمی تازه در منطقه بنا کند.

تنگه هرمز؛ دارایی راهبردی

محمدی که در سال ۱۳۹۹ از سوی قالیباف به‌عنوان مشاور انتخاب شد، تنگه هرمز را نه یک مسیر عبوری، بلکه «دارایی راهبردی» جمهوری اسلامی برای مدیریت بازار انرژی و فشار بر دشمنان می‌داند. او بازگشت به وضعیت پیش از جنگ را «سراب» توصیف می‌کند و می‌گوید واشنگتن باید بپذیرد که «تنگه هرمز جدیدی از دل جنگ رمضان متولد شده است.»

او مدعی است آمریکا در بن‌بستی نظامی گرفتار شده و به نقل از نامه برد کوپر، فرمانده سنتکام، می‌گوید: «بیایید این بساط مسخره را جمع کنیم؛ ما به این روش نمی‌توانیم تنگه هرمز را باز کنیم.»

محمدی با تکرار سخنان قالیباف می‌گوید: «تنگه هرمز اگر هم باز باشد، فقط با ترتیبات ایرانی باز خواهد بود و بس.» به‌گفته او، تلاش آمریکا برای ایجاد کریدورهای جایگزین در سواحل عمان با واکنش نیروی دریایی جمهوری اسلامی شکست خورده است.

در نگاه او، حاکمیت ایران بر این آبراه باید بر سه اصل استوار باشد: تعیین مسیرهای ورود و خروج، الزام به «عبور بی‌ضرر» و دریافت هزینه خدمات ارائه‌شده در آبراه.

محمدی بازکردن تنگه با روش‌های نظامی متعارف را ناممکن می‌داند و معتقد است حکومت باید از این اهرم برای «اصلاح رفتار دشمن» در عرصه‌های نظامی و اقتصادی استفاده کند. او تسلط ایران بر تنگه را «مطلق» توصیف می‌کند و می‌گوید پهپادها و موشک‌های جمهوری اسلامی همه شناورها را در تیررس دارند.

هدف نهایی، به‌گفته او، تبدیل این تسلط به فرآیندی «تغییرناپذیر و نهادینه» است تا هم حاکمیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی تثبیت شود و هم از این آبراه برای کشور درآمد به‌دست آید.

مذاکره و صلح

محمدی رویارویی ایران و آمریکا را رقابتی سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را جنگی تاریخی توصیف می‌کند. او می‌گوید «کاروان مجاهدان» تا رسیدن به مقصد متوقف نخواهد شد و صلح در شرایط کنونی بی‌معناست.

پیش‌فرض او این است که دشمن در «بن‌بست راهبردی» گرفتار شده است؛ بنابراین هر توافق احتمالی نه مصالحه‌ای دوجانبه، بلکه ابزاری برای تحمیل اراده ایران و تثبیت دستاوردهای میدانی خواهد بود. او معتقد است آمریکا به‌دلیل کاهش ذخایر راهبردی و آسیب‌دیدن اعتبار نظامی‌اش، ناچار به پذیرش شروط تهران و «تسلیم مطلق ژئوپلیتیکی» خواهد شد.

در الگوی «مذاکره زیر آتش»، گفت‌وگوها برای پایان‌دادن به جنگ انجام نمی‌شوند، بلکه هدفشان خرید زمان، تأمین منابع و امتیازگیری است تا نیروهای مسلح برای مراحل بعدی آماده شوند. محمدی می‌گوید اگر دشمن به تعهداتش عمل نکند، باید با تشدید حملات نظامی هزینه آن را بپردازد.

از نظر او، توافق درباره تنگه هرمز تنها زمانی ارزش دارد که به تثبیت حاکمیت ایران و اجرای ترتیبات موردنظر تهران منجر شود؛ در غیر این صورت جمهوری اسلامی باید با استفاده از قدرت نظامی اراده خود را تحمیل کند.

محمدی پایان این جنگ را اخراج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه و فروپاشی هژمونی واشنگتن می‌داند. او این نبرد را «پروژه‌ای نسلی برای خون‌خواهی» توصیف می‌کند که با قصاص قاتلان رهبر جمهوری اسلامی آغاز می‌شود و تا «ستاندن داغ تمامی آزادگان» ادامه می‌یابد.

او پیروزی را نه در سازش، بلکه در ادامه جنگ، تقویت اجماع داخلی و مقابله با برنامه‌های اقتصادی و نظامی دشمن می‌بیند و تصویر نهایی خود را چنین بیان می‌کند: یا در «صبح پیروزی» جشن خواهیم گرفت، یا تاریخ از ما به‌عنوان سربازانی یاد خواهد کرد که در راه خود سستی نکردند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy