خبرنامه گویا - در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی از ادامه مذاکرات و تلاش برای رسیدن به توافق سخن میگویند، بخشی از روایت رسمی در داخل کشور همچنان بر انکار هرگونه پیشرفت یا کوچک جلوه دادن نتایج گفتوگوها استوار است. این دوگانگی این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان هم به دنبال توافق بود و هم از پذیرش علنی الزامات و پیامدهای آن پرهیز کرد. یادداشت زیر با زبانی تمثیلی و طنزآمیز به همین تناقض میپردازد.
عجب خواستگاری موفقی!
احمد زیدآبادی
در ولایت ما که نه، در یک ولایت دیگر، عدهای از اهالی از روی لجِ عدهای دیگر اعلام کردند که خواستگاری امری از هر جهت ذلیلانه است و چه معنا دارد که پای وصلت و مهریه و شیربها به میان آید!
چون این عده زورشان بر آن عده چربید، خواستگاری عین ذلت و سرافکندگی و امری ممنوعه معرفی شد.
اما از آنجا که بدون خواستگاری، ازدواجی هم صورت نمیگیرد و بدون ازدواج نیز زاد و ولدی انجام نمیشود و نسل رو به انقراض میگذارد و در عین حال، زور طبیعت و غرایز آدمیزاد هم بیش از زور آدمیان زورگوست، نهایتاً جمعی هیچ راهی پیش روی خود جز رفتن به خواستگاری ندیدند.
مشخص است که شکستن این تابوی مصنوعی چه غوغایی برانگیخت. خواستگاریروندگان در مقابل غوغائیان اما گویی بدهکار بودند و در برابر هر نیشوکنایه آنان اینگونه به دفاع از خود برمیخاستند که:
«درست است که ما خواستگاری رفتهایم، اما مطلقاً حاضر به هیچ بحث و گفتوگویی درباره مهریه و شیربها و اینگونه مزخرفات نشدیم و فقط از میزان جهیزیه عروس و چگونگی تهیه آن حرف زدیم. تازه چند بار هم تأکید کردیم که از ریخت عروس و کل خانواده و فامیلش از هر جهت بیزاریم!»
عجب خواستگاری موفقی!















