Friday, Jun 26, 2026

صفحه نخست » وقتی بخشی از راست ترامپ و لابی‌های جمهوری اسلامی بر سر ایران به یک نقطه می‌رسند

jdvancetrita.jpg*تصویر این گزارش با ابزارهای گرافیکی ساخته شده است

خبرنامه گویا - مصاحبه اخیر جی‌دی ونس با سهراب احمری، برای بسیاری از ناظران سیاست آمریکا تنها یک گفت‌وگو نبود؛ بلکه نشانه‌ای از جابه‌جایی تدریجی مرکز ثقل سیاست خارجی در بخشی از جریان جمهوری‌خواه بود.

احمری که برخی منتقدان با استناد به اظهارات و روایت‌های غیرعلنی، او را مشاور غیررسمی جی‌دی ونس توصیف کرده‌اند؛ ادعایی که خود او آن را رد کرده است، امروز به یکی از چهره‌های نزدیک به جریان موسوم به «راست جدید» تبدیل شده است؛ جریانی که برخلاف جمهوری‌خواهان سنتی، کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، مخالفت با جنگ‌های منطقه‌ای و پرهیز از پروژه‌های تغییر رژیم را در اولویت قرار داده است.

همزمان، در شبکه اجتماعی ایکس اتفاقی در حال رخ دادن است که تا چندی پیش تصور آن دشوار بود. سهراب احمری و چهره‌هایی مانند تریتا پارسی، رئیس پیشین نایاک و از بنیان‌گذاران اندیشکده کوئینسی، در موضوع ایران و خاورمیانه به‌طور فزاینده‌ای مطالب یکدیگر را بازنشر و تأیید می‌کنند. این همگرایی به معنای نزدیکی کامل فکری یا سیاسی دو طرف نیست؛ اختلاف‌های آنها در سیاست داخلی آمریکا همچنان پابرجاست. اما در یک محور مشخص، یعنی مخالفت با مداخله نظامی، فشار حداکثری و گسترش درگیری‌های منطقه‌ای، اکنون اشتراک منافع پیدا کرده‌اند. همین تغییر باعث شده است که بخشی از راست پوپولیست آمریکا و جریان‌های ضد مداخله که سال‌ها در دو سوی طیف سیاسی قرار داشتند، امروز در پرونده ایران به مواضعی مشابه برسند.

tweet.jpg

این تحول می‌تواند برای آینده نزدیک پیامدهای مهمی داشته باشد. اگر نفوذ جریان نزدیک به ونس در کاخ سفید افزایش یابد، احتمال آنکه واشنگتن به‌جای تشدید رویارویی نظامی، بر مذاکرات، سازوکارهای کاهش تنش و توافق‌های محدود تمرکز کند بیشتر خواهد شد.

احمری از «تراژدی رضا پهلوی» می‌گوید

در بخشی از گفت‌وگوی سهراب احمری با برنامه پیرس مورگان که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، او از آنچه «تراژدی رضا پهلوی» می‌نامد سخن می‌گوید. احمری مدعی است که رضا پهلوی با ایجاد این تصور که بیش از اندازه به اقدام نظامی آمریکا یا اسرائیل برای رسیدن به قدرت امیدوار است، به اعتبار خود نزد بخشی از ایرانیان آسیب زده و از واقعیت‌های داخل کشور فاصله گرفته است. به گفته او، این رویکرد باعث شد بخشی از حمایت بالقوه داخلی کاهش یابد.

***

شاید عجیب‌ترین بخش این تحول آن باشد که امروز بخشی از راست پوپولیست آمریکا و بخشی از چپ مترقی، با وجود اختلاف‌های عمیق ایدئولوژیک، در برخی موضوعات سیاست خارجی به نتایج مشابهی می‌رسند. برخی تحلیلگران این وضعیت را نمونه‌ای از «نظریه نعل اسب» می‌دانند؛ هرچند منتقدان معتقدند این همگرایی نه از نزدیکی فکری، بلکه از اشتراک منافع یا اهداف مقطعی ناشی می‌شود.

به همین دلیل، چهره‌هایی مانند سهراب احمری و جی‌دی ونس از یک سو و سیاستمداران مترقی مانند زهران ممدانی و حامیانش از سوی دیگر، گاه در مخالفت با مداخله نظامی آمریکا یا نقد سیاست سنتی واشنگتن، به مواضعی مشابه می‌رسند یا مطالب یکدیگر را بازنشر می‌کنند، بی‌آنکه در سایر حوزه‌های سیاسی همسو باشند. بر اساس «نظریه نعل اسب»، جریان‌های سیاسی در دو سر طیف، گاه در برخی موضوعات به یکدیگر نزدیک‌تر از جریان‌های میانه دیده می‌شوند، هرچند انگیزه‌ها و مبانی فکری آنها متفاوت است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy