خبرنامه گویا - اگر روایت جیدی ونس در این گفتوگو را ملاک قرار دهیم، به نظر میرسد نگاه او به آینده خاورمیانه بیش از آنکه با رویکرد امنیتمحور اسرائیل همسو باشد، به دیدگاهی نزدیک است که بر گفتوگو با تهران، کاهش تنش و ترتیبات امنیتی منطقهای تأکید دارد؛ رویکردی که بیش از همه با نقش میانجیگرانه قطر و تا حدی عمان همخوانی دارد و به جناح انزواگرای حزب جمهوریخواه، از جمله تاکر کارلسون، نزدیکتر به نظر میرسد.
البته اینکه این رویکرد تا چه اندازه به سیاست نهایی دولت ترامپ تبدیل شود، هنوز روشن نیست، اما این مصاحبه تصویری کمسابقه از نگاه معاون رئیسجمهوری آمریکا به جمهوری اسلامی، مذاکرات و آینده نظم منطقهای ارائه میکند.
***
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
سهراب احمری در گزارشی برای UnHerd به نقل از جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، مینویسد مهمترین دستاورد مذاکرات اخیر با مقامهای ایرانی در سوئیس، توافق بر سر ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم برای مدیریت بحرانها و کاهش تنش میان دو کشور بوده است.
به گفته ونس، تهران پذیرفته است نمایندهای از سپاه پاسداران در دوحه با نماینده فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) در ارتباط باشد تا اختلافات و حوادث احتمالی از این مسیر مدیریت شود؛ سازوکاری که به گفته او میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای جلوگیری از تشدید درگیریها تبدیل شود.
آزمون سیاسی ونس
جنگ با ایران، ونس را که از چهرههای مخالف مداخله نظامی در دولت دونالد ترامپ به شمار میرود، در دشوارترین موقعیت سیاسی دوران فعالیتش قرار داد. او میگوید تلاش کرده این جنگ را در چارچوب سیاستی مبتنی بر دیپلماسی و پایان دادن به درگیریها تعریف کند و به همین دلیل، مذاکراتی را که با میانجیگری پاکستان و قطر در لوسرن سوئیس برگزار شد، شخصاً پیگیری کرد.
مهمترین نتیجه نشست
ونس توافق اولیه برای ایجاد کانال امنیتی میان نیروهای نظامی ایران و آمریکا را مهمترین دستاورد نشست لوسرن میداند و معتقد است این سازوکار میتواند راه را برای کاهش تنش و بازگشت دیپلماسی میان دو کشوری هموار کند که تنها چند هفته پیش درگیر رویارویی مستقیم بودند.
او در عین حال تأکید میکند موفقیت این روند به اقدامات عملی تهران بستگی دارد و مدعی است مخالفان مذاکرات، بهویژه اسرائیل و حامیانش در آمریکا، در تلاشاند مانع شکلگیری این توافق شوند.
پشت پرده مذاکرات لوسرن؛ از گفتوگوهای غیررسمی تا ماجرای دست ندادن با ونس
به نوشته سهراب احمری، فضای نشست صلح لوسرن تنها به جلسات رسمی محدود نبود. خبرنگاران و دیپلماتهای ایران، آمریکا، قطر و پاکستان ساعتها در محوطه هتل با یکدیگر در تماس بودند و همین تعاملات، تصویری متفاوت از فضای مذاکرات ارائه میکرد.
نویسنده که به عنوان خبرنگار در محل حضور داشته، میگوید به دلیل آشنایی با زبان فارسی توانسته بخشی از گفتوگوهای مقامهای ایرانی را بشنود. به گفته او، بیشتر این صحبتها درباره موضوعات عادی مانند محل صرف ناهار یا مسابقه فوتبال ایران و بلژیک در جام جهانی بود؛ موضوعی که به باور او نشان میداد فضای هیأت ایرانی برخلاف ظاهر رسمی، تا حدی عادی و آرام بوده است.
با این حال، او نقل میکند که یکی از دیپلماتهای ایرانی گفته است: «همه دنیا از این وضعیت خسته شدهاند؛ انشاءالله اینجا به نتیجهای برسیم.» به اعتقاد نویسنده، این جمله نشاندهنده تمایل بخشی از مقامهای ایرانی برای دستیابی به توافق بود؛ موضوعی که کمتر در مواضع رسمی تهران دیده میشود.
در مقابل، خبرنگار تلویزیون دولتی ایران نیز گفته بود رسانههای نزدیک به حزبالله لبنان مذاکرات را به دقت دنبال میکنند؛ نشانهای از اینکه تهران علاوه بر مذاکره با آمریکا، باید حساسیت نیروهای همپیمان خود را نیز در نظر بگیرد.
تردید در هیأت ایرانی
احمری مینویسد هیأت ایرانی در طول مذاکرات با نوعی دوگانگی روبهرو بود؛ از یک سو در حال مذاکره مستقیم با آمریکا و از سوی دیگر با فشارهای داخلی و ایدئولوژیک مواجه بود.
به اعتقاد او، آنچه در لوسرن رخ داد، آغاز نوعی عادیسازی محدود روابط میان تهران و واشنگتن بود؛ روندی که تنها پس از رویارویی مستقیم نظامی میان دو کشور امکانپذیر شده است.
این تغییر، به گفته نویسنده، در رفتارهای روزمره دو هیأت نیز دیده میشد؛ از شوخیهای کوتاه گرفته تا همکاری برای مدیریت خبرنگاران و برنامههای مشترک نشست.
ماجرای دست ندادن قالیباف و ونس
یکی از حاشیههای مهم نشست، مراسم آغاز جلسه چهارجانبه با حضور آمریکا، ایران، قطر و پاکستان بود؛ جایی که انتظار میرفت محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و جیدی ونس مقابل دوربینها با یکدیگر دست بدهند.
ونس، نخستوزیر پاکستان، نخستوزیر قطر و اعضای هیأتهای همراه وارد سالن شدند، اما نمایندگان ایران حاضر نشدند همزمان وارد جلسه شوند.
دقایقی بعد عباس عراقچی وارد سالن شد، اما بدون برقراری تماس با ونس، به سرعت محل را ترک کرد. قالیباف نیز در آن لحظه در سالن حضور نداشت.
در نهایت خبرنگاران از سالن خارج شدند و تنها پس از پایان حضور رسانهها، قالیباف و عراقچی وارد محل برگزاری نشست شدند. بنابراین اگر دیدار یا احوالپرسی میان مقامهای ایرانی و آمریکایی انجام شده باشد، دور از چشم رسانهها بوده است.
برداشتهای متفاوت از این اتفاق
برخی رسانهها و تحلیلگران آمریکایی این اتفاق را بیاعتنایی یا تحقیر ونس از سوی ایران توصیف کردند، اما احمری برداشت متفاوتی ارائه میدهد.
او مینویسد دو طرف پیش از این مراسم، همان روز چندین بار از جمله در مذاکرات مستقیم با یکدیگر دیدار کرده بودند. به همین دلیل، به باور او، ماجرای دست ندادن بیشتر ناشی از نگرانی هیأت ایرانی درباره بازتاب داخلی انتشار چنین تصاویری بود تا نشانه شکست مذاکرات.
به نوشته او، مقامهای ایرانی احتمالاً تا آخرین لحظه آماده انجام این دیدار بودند، اما با در نظر گرفتن پیامدهای سیاسی آن در داخل ایران، از انجام آن مقابل دوربینها صرفنظر کردند.
با وجود این ملاحظات، مذاکرات ادامه یافت و دو طرف توانستند کانال گفتوگو را حفظ کنند؛ موضوعی که به گفته ونس از نخستین دیدارهای دو طرف در استانبول آغاز شده بود.
ونس میگوید نخستین مذاکرات فضای کاملاً رسمی و همراه با مواضع تند داشت، اما به تدریج گفتوگوها وارد مرحلهای شد که امکان بحث واقعی درباره مسائل مورد اختلاف فراهم شد. به گفته او، در نشست لوسرن نیز مقامهای ایرانی ضمن تکرار مواضع سیاسی خود، آمادگیشان را برای گفتوگو درباره صلح اعلام کردند.
او همچنین میگوید حتی زمانی که دونالد ترامپ هشدار داد در صورت شکست مذاکرات «ایران کشوری برای بازگشت نخواهد داشت»، با وجود انتشار شایعات درباره ترک مذاکرات از سوی هیأت ایرانی، گفتوگوها در عمل بدون وقفه ادامه یافت.
توافق جدید چه تفاوتی با برجام دارد؟
به گفته جیدی ونس، دشوارترین مرحله مذاکرات، نه برقراری تماس میان دو طرف، بلکه دستیابی به توافقی بر سر پرونده هستهای و رفع تحریمهاست.
منتقدان و حتی برخی حامیان مذاکرات در آمریکا معتقدند چارچوب توافق جدید تفاوت چندانی با برجام ندارد؛ توافقی که در ازای محدودیت برنامه هستهای ایران، بخشی از تحریمها را کاهش داد. آنها استدلال میکنند آمریکا برای رسیدن به توافقی مشابه، هزینه یک جنگ، بسته شدن تنگه هرمز و بحرانهای منطقهای را نیز پرداخت کرده است.
ونس این مقایسه را رد میکند و میگوید سندی که پیش از مذاکرات لوسرن تهیه شده، برخلاف برجام، هنوز یک توافق جامع نیست، بلکه چارچوبی اولیه برای آغاز مذاکرات نهایی به شمار میرود.
او میگوید هدف این سند، بازگشایی تنگه هرمز، پایان دادن به درگیریهای نظامی و آغاز مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران است. از نگاه تهران نیز اولویتها شامل پایان محاصره اقتصادی، توقف درگیریها و آغاز گفتوگو درباره رفع تحریمهاست.
پیشنهادهای تازه تهران
ونس مدعی است مقامهای ایرانی پیشنهادهایی ارائه کردهاند که از برخی جهات فراتر از تعهدات برجام است.
به گفته او، تهران آمادگی خود را برای پذیرش نظام بازرسی هستهای سختگیرانهتر و همچنین حذف ذخایر فعلی اورانیوم غنیشده اعلام کرده است.
او در عین حال تأکید میکند ایران در مقابل، خواهان تغییری اساسی در روابط خود با آمریکا و جامعه جهانی است؛ خواستهای که به گفته او هنوز مشخص نیست تا چه اندازه قابل تحقق باشد.
چشمانداز روابط جدید
ونس معتقد است اگر مذاکرات به نتیجه برسد، تنها پرونده هستهای تغییر نخواهد کرد، بلکه روابط ایران و آمریکا نیز وارد مرحلهای تازه خواهد شد؛ تغییری که میتواند معادلات خاورمیانه را نیز دگرگون کند.
به گفته او، تیم دونالد ترامپ منطقهای را تصور میکند که در آن حتی رقبای سنتی نیز کانالهای گفتوگو و همکاری با یکدیگر داشته باشند و ایران نیز بخشی از این نظم جدید باشد.
ونس میگوید در چنین الگویی، اختلافها از بین نخواهد رفت و احتمال وقوع درگیری همچنان وجود دارد، اما وجود سازوکارهای ارتباطی میتواند مانع تبدیل بحرانها به جنگهای گسترده شود.
او همچنین معتقد است همین ویژگی باعث شده کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به توافق جدید نگاه مثبتتری نسبت به برجام داشته باشند؛ زیرا این بار خود آنها نیز در روند گفتوگوهای منطقهای نقش فعالتری دارند.
گفتوگوهای تازه میان ایران و کشورهای عربی
ونس میگوید کشورهای عربی، بهویژه امارات متحده عربی، در حال انجام گفتوگوهایی با ایران هستند که پیش از این سابقه نداشته است.
به گفته او، این گفتوگوها حتی مقامهای سپاه پاسداران را نیز در بر میگیرد و محور آنها، بررسی اقداماتی است که ایران برای جذب سرمایهگذاری خارجی و بازگشت به اقتصاد منطقهای باید انجام دهد.
او مدعی است طرف ایرانی در برابر بسیاری از این پیشنهادها اعلام آمادگی کرده و همین موضوع، به گفته او، یکی از تفاوتهای مهم فضای کنونی با سالهای گذشته است.
توافقی که میتواند آینده منطقه را تغییر دهد
جیدی ونس معتقد است اگر این روند دیپلماتیک به نتیجه برسد، میتواند مهمترین دستاورد سیاسی دولت دونالد ترامپ باشد؛ توافقی که به گفته او، پس از یک جنگ پرهزینه، زمینه شکلگیری نظمی جدید در خاورمیانه را فراهم میکند.
به باور ونس، در صورت موفقیت مذاکرات، جنگ با ایران نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان مقدمهای برای رسیدن به توافقی گستردهتر در روابط منطقهای روایت خواهد شد.
اختلاف با اسرائیل بر سر آینده منطقه
به نوشته سهراب احمری، مهمترین مانع بر سر راه این روند، دولت اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو است.
او مینویسد در حالی که تلآویو همچنان به دنبال حفظ آزادی عمل نظامی، بهویژه در لبنان، است، چارچوب توافق مورد مذاکره ایران را به عنوان بازیگری دائمی در معادلات منطقه میپذیرد.
به گفته نویسنده، برخلاف خواست اسرائیل که پرونده لبنان را جدا از مذاکرات با ایران میبیند، تهران بر پیوند این دو موضوع اصرار دارد و پیشنویس تفاهم نیز این ارتباط را تا حد زیادی منعکس کرده است.
احمری مینویسد در این مرحله، اختلاف اصلی دیگر صرفاً بر سر برنامه هستهای ایران نیست، بلکه بر سر جایگاه منطقهای جمهوری اسلامی و آینده حزبالله لبنان نیز هست.
آینده حزبالله در مذاکرات
در پایان نشست، احمری از ونس درباره روند مذاکرات مربوط به لبنان سؤال میکند.
ونس پاسخ میدهد پیشرفتها در این زمینه «بسیار خوب» بوده و از سازوکار جدید کاهش تنش که در نشست لوسرن مورد توافق اولیه قرار گرفته، به عنوان یکی از دستاوردهای مهم مذاکرات یاد میکند.
او تأکید میکند همه کشورهای منطقه، از جمله اسرائیل، حق دفاع از خود را دارند، اما این حق باید در چارچوب روندی دنبال شود که هدف آن کاهش تنش و جلوگیری از گسترش درگیریها باشد.
چشمانداز مذاکرات
در جمعبندی، نویسنده معتقد است هنوز هیچ تضمینی برای موفقیت این روند وجود ندارد و همه چیز به اجرای تعهدات دو طرف بستگی خواهد داشت.
با این حال، او مینویسد اگر مذاکرات به نتیجه برسد، نه تنها روابط ایران و آمریکا، بلکه ساختار امنیتی خاورمیانه نیز وارد مرحلهای تازه خواهد شد؛ مرحلهای که بر پایه گفتوگو، مدیریت بحران و پذیرش نقش بازیگران اصلی منطقه شکل میگیرد، نه ادامه رویارویی مستقیم نظامی.















