Saturday, Jun 27, 2026

صفحه نخست » تقلید ناشیانه؛ وقتی قالیباف ادای ترامپ را درمی‌آورد

qb.jpgآرین ریسباف - ایران اینترنشنال

نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی می‌چرخد: «چهار درصدی‌ها».

محمدباقر قالیباف می‌کوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریک‌کننده و مناسب تیترهای خبری.

این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموش‌شده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفه‌ای؛ و حمله مستقیم به رقیب، به‌جای گرفتارشدن در جزئیات برنامه‌ها.

رسانه‌های ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی می‌کند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.

اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ می‌توانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سال‌ها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن می‌گفت که خود، بخشی از آن بود.

شباهت‌ها فقط به شعار چهار درصدی‌ها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.

تصویرها تغییر می‌کردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصله‌گرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود به‌عنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است به‌جای حرف‌زدن، کار کند.

سال‌ها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازه‌ای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمی‌کرد؛ او به سراغ زبان رسانه‌ای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیام‌هایی که برای دست‌به‌دست‌شدن در شبکه‌های اجتماعی طراحی شده‌اند.

به‌جای بیانیه‌های طولانی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، پیام‌هایی منتشر شد که مستقیما ترامپ را هدف می‌گرفت؛ گویی قالیباف می‌خواست رییس‌جمهوری آمریکا را با روش‌های خودش به چالش بکشد: به‌هم ریختن زمین بازی، تحقیر رقیب و تسلط بر چرخه خبر.

و سپس، نوبت به سکانس پایانی کپی‌برداری رسید.

قالیباف در پرواز بازگشت از مذاکرات سوئیس، مقابل خبرنگاران قرار گرفت و به پرسش‌های آنان پاسخ داد؛ درست در همان قابی که ترامپ بارها در هواپیمای ریاست‌جمهوری آمریکا برای گفت‌وگوهای ناگهانی، خبرسازی و تعیین دستور کار رسانه‌ها از آن استفاده کرده است.

تکرار میزانسنی آشنا: سیاستمدار در هواپیما، خبرنگاران در اطرافش، دوربین‌ها روشن و پاسخ‌هایی که قرار است پیش از فرود، تیتر خبرها شوند.

اما یک تفاوت کوچک وجود داشت؛ آن هواپیما، ایرفورس وان نبود و مسافر آن نیز با این دست و پا زدن‌ها، ترامپ نمی‌شد.

قالیباف این درس را از ترامپ به‌خوبی آموخته است: سیاست فقط رقابت بر سر برنامه‌ها نیست؛ رقابت بر سر تصاحب صحنه است. آن‌چه قالیباف نیاموخته این است:.

سیاست فقط قاب، میم، لباس غیررسمی و گفت‌وگو در ارتفاع چند هزار پایی نیست. ترامپ، چه دوستش داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، برند سیاسی خودش را ساخته؛ قالیباف اما هنوز میان فرمانده، خلبان، مدیر جهادی و نسخه ایرانی ترامپ در رفت‌وآمد است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy