میدانیم که شعار و خیزش «زن، زندگی، آزادی» ایرانیان جهانی شد. زنان غربی نیز سنت گیسبریدن، «گیسوبُران»، را تجربه کردند. این خیزش، خصلتی دموکراتیک داشت و با محوریت مقابله با «حجاب اجباری» اسلام شیعی در ایران شکل گرفت. این شعار سهواژهای به اقصی نقاط جهان و محافل ادبی، اجتماعی و سیاسی غرب راه یافت و اثرات روانی قتل غمانگیز دختر جوان کرد ایرانی به دست جنایتکاران حاکم، در همهجا، بهویژه در محافل حقوق بشری جهان، آشکار شد.
میتوان ایده کنار هم چیدن سه واژه «زن»، «زندگی» و «آزادی» را یک شاهکار ادبی ـ اجتماعی نامید. شاهکار اصلی، اما به نظر نگارنده این یادداشت، قرار دادن واژه «زن» در آغاز این شعار است؛ چرا که بدون زن، زندگانی و آزادی برای بشریت معنا و امکان ندارد و به قول فردوسی:
«ز پاکی و از پارسایی زن
که هم غمگسار است و هم رایزن»
اینکه در شاهنامه فردوسی از قصه ملالآور «آدم و حوا» و خلقت حوا (زن) از بدن مرد (آدم) خبر و سخنی نرفته است، خود داستان دیگری است.
در جستوجوی ریشه و سرچشمه واژه «زن» در ایران
گفتیم که زندگی و آزادی بدون زن ممکن نمیشود. در این کنکاش فکری، نگارنده به جستوجوی سرچشمه و ریشه واژه «زن» (woman، donna، ژن، zan، weib و...) در ادبیات پرداخت. نتیجه را اینجا میخوانید:
زبان دوران شاهنشاهی اشکانیان و ساسانیان، زبان پارتی پهلوی و پارسی (پهلوی ساسانی) با گویشهای گوناگون بوده است. واژه «زن» به گونه «کن» از زبان اوستا، کهنترین زبان آریاییان، همچون زبان سانسکریت، برگرفته شده است. ریشه واژه «کن» اوستایی از واژه «خانه» برآمده، به معنی دارنده خانه (صاحب خانه) و معنای دیگر آن نیز دوست داشتن است.
این واژه چندینهزارساله، گویا به دوران «مادرسالاری» در ایران (و جهان) بازمیگردد؛ دورانی که مردمان، همچون دیگر جانوران، در گلههای بزرگ میزیستند و رفتهرفته برای گریز از سرما و طوفان، خانهسازی را آغاز کرده بودند. آشکار است که نخستین خانهها بایستی به دست مادران، در دل کوهها و تپهها، به یاری سنگ کنده شده باشد.
باستانشناسان ردپایی از یک «عصر طلایی» ۱۱ هزار ساله از عصر حجر را در شرق ترکیه امروزی کشف کردهاند. شکارچیان غزال در آنجا معابد مار باشکوهی میساختند و گویی در باغ عدن زندگی میکردند (گزارش اصلی: در مجله اشپیگل در سال ۲۰۰۶ با عنوان «راهنمای بهشت»). بهشت موعود، مکانی میان دو سرچشمه رودخانههای دجله و فرات و منطقه ارومیه ایران و دیاربکر در جنوب شرقی ترکیه امروزی؟ مکانی که انسان نخستین بار به کشت گندم پرداخت.
بهر روی، واژه «کن» که در بالا آمد، با پسوند «ت» به گونه «کنت» درآمده که در زبان پهلوی برابر با شهر است و با دگرگونی به گونههای «کند» و «کندو» (لانه زنبور) و... و نیز به گونههای «کد»، «کده»، «کته»، «کدیور» (صاحب خانه)، «کدخدا»، «کدبانو»، «دهکده» و غیره تغییر یافته است.
انسانهای آن دوران، برای پنهان کردن کودک نوزاد برهنه از سوز سرما، مکانهایی کنده بودند و گروه مادران و دختران و پسران خردسال، که توان شکار و کوچ کردن را نداشتند، در کندوها، خانهها و دهکدهها باقی مانده و ساکن میشدند. آرزوی دیدار برجاماندگان، گروه مردان شکارچی را به سوی «کن»، خانه و دهکده میکشاند. آرامش در آن مکانها برایشان سخت دوستداشتنی مینمود.

تبار شمع...، بهروز ورزنده

اقتصاد سیاسی خشونت گفتاری مداحان حکومتی، احمد علوی















