احمد وحتخواه
ویژه خبرنامه گویا
جورج بوش پسر در دوران ریاستجمهوری هشتساله خود، هنگامی که جمهوری اسلامی را در کنار رژیمهای صدام در عراق و کیم ایل سونگ در کره شمالی، بهدرستی یکی از سه ضلع «محور شرارت» معرفی کرد، گفته بود: «روزی که ایران از چنگال این رژیم اهریمنی آزاد شود، ایالات متحده آمریکا هیچ دوستی بهتر از ایران در صحنه جهانی نخواهد داشت.»
دقت کنیم؛ نه اینکه ایران دوستی بهتر از آمریکا پیدا نکند، بلکه این آمریکا، بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی و صنعتی جهان است که در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، بهترین کشور دوست را برای خود پیدا میکند.
این سخنان جورج بوش و شاید بهتر گفته باشیم آرزوی جمهوریخواهان آن روز آمریکا بود که به حقیقت نپیوست؛ چون جانشین او باراک اوباما شد که در جریان جنبش سبز در کشور ما، وزیر خارجه او، هیلاری کلینتون، در پاسخ به پرسشی از سوی خبرنگار سیانان که چرا دولت دموکراتها از این جنبش دموکراسیخواهی دفاع نکرد، عوامفریبانه گفته بود: «کسی از ما تقاضای کمک نکرده بود.» جلالخالق!
از قضای روزگار، آن کسی که در حقیقت از دولت اوباما تقاضای کمک کرده بود و پاسخ مثبت آن را هم گرفته بود، رژیم ولایت فقیه بود که به پاس سرکوب آن جنبش، به طرف معامله واشنگتن در قضیه بحران هستهای و سپس رسیدن به توافق برجام درآمد.
امروز و با گذشت بیش از دو دهه پرحادثه و خونین از تحولات ایران و روابط آن با آمریکا، روشن گشته است که مخالفت ترامپ با برجام و برهم زدن آن، بیش از آنکه از سبکسنگین کردن منافع آمریکا در مقابل رژیم حاکم بر ایران برخاسته باشد، در تحقیر اوباما و دولت دموکراتها نهفته بوده است.
زیرا امضای او در زیر تفاهمنامه با رژیمی که دوبار قصد ترور او را داشته، در کنار امضای رئیس دولتی که او چند دوجین از رهبرانش را با بمبهای سنگرشکن نابود و محو کرده، نه در راستای واقعیت بخشیدن به خواستههای دولت بوش و جمهوریخواهان، بلکه تعمیر رژیمی ورشکسته به جای تغییر آن است.
در حالی که این هفته ایالات متحده ۲۵۰ سالگی استقلال خود را جشن میگیرد، بیتفاوتی ترامپ به عمق و گستردگی جنبش آزادیخواهی ایرانیان و نفرت مردم کشور از جنایات رژیم اسلامی، ادعای دولت او در پاسداری از ارزشهای جهانشمول دموکراسی و حقوق بشری بنیانگذاران آمریکا را به زیر سؤال میبرد!

















