جمهوری اسلامی وارد مرحلهای از شکاف درونی شده که میتواند به رویارویی آشکار میان جناحهای حاکم بینجامد
کسرا اعرابی و سعید گلکار - تلگراف
این رقابت بر سر ایدئولوژی یا آینده جمهوری اسلامی نیست. همه جناحهای اصلی حکومت ــ از روحانیون گرفته تا فرماندهان نظامی و مدیران امنیتی و سیاسی ــ همچنان به اصول بنیادین نظام پایبند هستند؛ از اجرای شریعت در داخل کشور و حمایت از «محور مقاومت» گرفته تا دشمنی با آمریکا و اسرائیل. اختلاف اصلی بر سر حفظ و گسترش قدرت سیاسی و منافع اقتصادی در خلأیی است که پس از حذف علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، به وجود آمده است. خامنهای سالها نقش داور و هماهنگکننده این شبکههای قدرت را ایفا میکرد.
تازهترین نشانه این کشمکش در جایی بروز کرده که کمتر کسی انتظارش را داشت: مجلس خبرگان رهبری. هفته گذشته، ۷۳ نفر از اعضای این نهاد که معمولاً در عرصه عمومی سکوت میکنند، با انتشار بیانیهای درباره مذاکرات با آمریکا و تفاهمنامه تازه امضاشده، بهطور تلویحی از عملکرد شورای عالی امنیت ملی انتقاد کردند و هشدار دادند که هیچ مسئولی حق ندارد از نظر و دستورات رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، عدول کند.
پس از انتشار این بیانیه، آیتالله هاشم حسینی بوشهری، رئیس دبیرخانه و سخنگوی مجلس خبرگان، اعلام کرد از انتشار آن بیاطلاع بوده و امضاکنندگان بدون هماهنگی با دبیرخانه اقدام کردهاند. با این حال، شماری از اعضای ارشد همان دبیرخانه، از جمله آیتالله موحدی کرمانی، آیتالله اعرافی، آیتالله اراکی و آیتالله رجبی، خود از امضاکنندگان بیانیه بودند و تنها سه عضو دبیرخانه، از جمله حسینی بوشهری، آن را امضا نکردند.
علنی شدن چنین اختلافی در مهمترین نهاد روحانیت حاکم نشان میدهد موازنه قدرت در جمهوری اسلامی در حال تغییر است. مجلس خبرگان پیش از هر چیز نماینده منافع طبقه روحانیت است؛ طبقهای که نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در سایه اقتدار رهبر حفظ کرده است. این اقتدار در دوران علی خامنهای محل تردید نبود، اما درباره جانشین او چنین اطمینانی وجود ندارد.
غیبت کامل مجتبی خامنهای از انظار عمومی، خلأ قدرت را عمیقتر کرده و نگرانی روحانیت حاکم را نسبت به آینده افزایش داده است. در شرایط کنونی، نام مجتبی خامنهای همچنان نقش عامل انسجام میان جناحهای مختلف را ایفا میکند، اما اقتداری که تنها بر نام یک رهبر و نه حضور و اعمال قدرت او استوار باشد، دوام چندانی نخواهد داشت.
اگر مجتبی خامنهای در مراسم تشییع پدرش نیز حاضر نشود، گمانهزنیها درباره وضعیت او تشدید خواهد شد و احتمال آغاز دومین بحران جانشینی در جمهوری اسلامی افزایش مییابد؛ بحرانی که میتواند رقابت امروز بر سر مذاکرات را به نبردی آشکار بر سر کنترل ساختار قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل کند.

















