Saturday, Jul 4, 2026

صفحه نخست » مشروطه پادشاهی، جمهوری یا ایالات متحده ایران؟ عسگرآقا

asgaragha.jpgفلات ایران، مردمان و نام‌ها در گذر تاریخ

کشور ایران، با تمدنی ریشه‌دار در قلب فلات ایران و در مجاورت حوزه‌های تمدنی ورارودان (آسیای میانه) و میان‌رودان، همواره نقشی محوری در تاریخ این منطقه داشته است.

«آریانا» (Ariana) نام محل زندگی اقوام آریایی، از جمله مادها، پارس‌ها و پارت‌ها، بود و بخش غربی فلات ایران، محل سکونت مادها، به «مادایا» (Madia) شهرت داشت.

سیستم حکومتی در دوران مادها، هخامنشیان و پارت‌ها، ترکیبی از ساختار قبیله‌ای، ملوک‌الطوایفی و نوعی نظام فدرالی بود؛ به‌گونه‌ای که سران قبایل استقلال داخلی داشتند، اما تابع شاهنشاه بودند. با اصطلاحات امروزی، این ساختار تا حدی با نظام‌های پادشاهی مشروطه فدرال یا جمهوری فدرال قابل مقایسه است، هرچند تفاوت اصلی این دو، در نوع رئیس کشور است.

نام رسمی ایران نیز در طول تاریخ دستخوش تغییراتی شده است. در دوره هخامنشی، «پارس» و در منابع یونانی «پرسیس» یا «پرشیا» به کار می‌رفت. در دوره اشکانی، «آریان‌خشتر» و «اَریان»، در دوره ساسانی «ایران» و «ایرانشهر»، و پس از آن نیز نام‌هایی چون «ایران‌زمین»، «عراق عجم»، «بلاد فارس» و «مملکت عجم» در منابع دیده می‌شود. در دوره صفوی، «ممالک محروسه ایران»، «مملکت ایران» و «دولت علیه ایران» نام رسمی کشور بود و در متون غربی همچنان از «پرشیا» استفاده می‌شد. در دوره قاجار نیز همین نام‌ها رواج داشت و سرانجام در دوره پهلوی، نام تاریخی «ایران» به‌جای «پرشیا» رسمیت یافت. پس از انقلاب اسلامی، عنوان رسمی کشور «جمهوری اسلامی ایران» شد، هرچند در سال‌های اخیر بار دیگر استفاده از نام «ایران» در ادبیات رسمی پررنگ‌تر شده است.

داستان امیر نصر سامانی و رودکی

بویِ جویِ مولیان آید همی
یادِ یارِ مهربان آید همی

رودکی این قصیده را برای تأثیرگذاری بر امیر نصر دوم، پادشاه سامانی، سرود؛ زیرا او بیش از اندازه در هرات مانده و تمایلی به بازگشت به پایتخت، بخارا، نداشت. روایت مشهور می‌گوید هنگامی که رودکی این شعر را با نوای چنگ خواند، چنان بر دل امیر نشست که بی‌درنگ، حتی بدون کفش، سوار اسب شد و راه بخارا را در پیش گرفت.

سامانیان از مهم‌ترین دودمان‌های ایرانی‌تبار پس از حمله اعراب بودند. آنان با احیای زبان فارسی، گسترش فرهنگ ایرانی و ایجاد ساختاری اداری و منسجم، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت ایرانی ایفا کردند. کتابخانه بزرگ «صوان‌الحکمه» در بخارا نیز از مراکز مهم علمی آن روزگار بود و ابوعلی سینا سال‌ها از آن بهره برد. حکومت سامانیان سرانجام در سال ۹۹۹ میلادی، با هجوم ترکان قره‌خانی و قدرت‌گیری غزنویان، به پایان رسید.

در «تاریخ بیهقی» درباره شیوه حکمرانی امیر نصر سامانی، به زبان ساده، چنین آمده است: «نصر احمد سامانی بر همه آداب ملوک سوار شد و بی‌همتا بود، اما خشم و رفتار تند او باعث ترس مردم می‌شد.» او این مسئله را با وزیرانش، بلعمی و بوطیب مصعبی، در میان می‌گذارد و می‌گوید: «می‌دانم اقداماتی که انجام می‌دهم، گاه از سر خشم است و ممکن است بعدها از آنها پشیمان شوم؛ اما دیگر چه سود، وقتی جان‌ها گرفته شده و زندگی‌ها نابود شده است؟»

از وزیرانش چاره‌جویی می‌کند و از آنان می‌خواهد حکیم‌ترین مردان کشور را گرد آورند. آنان پس از جست‌وجو، بیش از هفتاد نفر از خردمندان را به بخارا می‌آورند. امیر نصر از آنان می‌خواهد در امور حکومت، به‌ویژه هنگام خشم، با مشورت، میانجی‌گری و تدبیر، مانع تصمیم‌های شتاب‌زده شوند. روایت بیهقی می‌گوید که این شیوه چنان بر رفتار امیر اثر گذاشت که او در حلم و بردباری زبانزد شد.

ائتلاف بزرگ، کلید پیروزی اپوزیسیون ایران است

کم‌وبیش همه می‌دانند که نزدیک به نیم‌قرن حکومت اسلام‌گرایان شیعه چه بر سر ایران و ایرانی آورده است. برشمردن همه این خسارت‌ها و رنج‌های انسانی، هدف این یادداشت نیست؛ اما به باور نگارنده، کمتر خانواده‌ای را می‌توان یافت که در این سال‌ها به شکلی از پیامدهای عملکرد جمهوری اسلامی آسیب ندیده باشد؛ از قربانیان سینما رکس آبادان و نخستین اعدام‌های پس از انقلاب گرفته تا زندانیان سیاسی و عقیدتی، اعدام‌های دهه ۶۰، کهریزک، جان‌باختگان اعتراض‌های ۱۳۸۸، «زن، زندگی، آزادی»، جنگ ایران و عراق، حلبچه، اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ و اعدام‌هایی که همچنان ادامه دارند. ایران هنوز عزادار است.

اپوزیسیون فرهیخته این ملت کجاست و چه می‌کند؟ بیشترین بار این رنج و اندوه بر دوش زنان دلاور، غمگسار و فرهیخته ایران بوده است.

داستان امیر نصر سامانی و رودکی را از آن رو یادآوری کردم که نشان دهم می‌توان از اشتباهات جلوگیری کرد؛ می‌توان هفت نفر، هفتاد نفر یا حتی هفتصد نفر از حکیمان، روشنفکران، دانشمندان و سیاستمداران نمادین این سرزمین را گرد هم آورد تا درباره راه چاره و رهایی ایران بیندیشند. نگارنده بر این باور است که این کار شدنی است.

ما دو جریان بزرگ اپوزیسیون، یا به تعبیری دو حزب بزرگ جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه، داریم که بر اصول مهمی چون دموکراسی، سکولاریسم، تمامیت ارضی و زبان مشترک فارسی اتفاق‌نظر دارند. در هر دو جریان نیز، همانند همه جریان‌های سیاسی، گرایش‌های گوناگون چپ، راست، لیبرال و محافظه‌کار وجود دارد و این امری طبیعی است.

وظیفه آن هفت نفر، هفتاد نفر یا هفتصد نفرِ حکیم، روشنفکر، دانشمند و سیاستمدار نمادین جامعه ایران، در داخل و خارج از کشور، می‌تواند تشویق و هدایت این دو جریان به همکاری، همگرایی و شکل‌گیری یک ائتلاف بزرگ باشد. هدف، گذار از جمهوری اسلامی و برپایی جامعه‌ای سکولار و دموکراتیک است. تصور اینکه یک جریان به‌تنهایی بتواند این مسئولیت را بر دوش بکشد، بیش از اندازه خوش‌بینانه است. تنها یک ائتلاف بزرگ می‌تواند زمینه شکل‌گیری اپوزیسیونی کارآمد و نجات ایران را فراهم کند.

ایران نیز می‌تواند با ۳۱ استان یا ایالت، همانند ایالات متحده آمریکا، در قالب ساختاری فدرال و با حفظ یکپارچگی ملی، «ایالات متحده ایران» نامیده شود.

پاینده بماند ایران.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy