ایران وایر - روز چهارشنبه دهم تیرماه، پیکر «زهرا حداد عادل»، فرزند «غلامعلی حدادعادل» و همسر «مجتبی خامنهای»، سومین رهبر جمهوری اسلامی در مراسمی خصوصی که رسانههای ایران آن را «وداع خانوادگی» خواندهاند تشییع شد. در تصاویری که رسانهها از این جمع منتشر کردهاند، مردانی با لباس نظامی و چفیه زرد که نماد همراهی با حزبالله لبنان است، زیر تابوت همسر مجتبی را گرفتهاند. در تصویر دیگری غلامعلی حداد عادل بالای تابوت دخترش نشسته و چند زن پایین پایش نشستهاند و برای «شهیده زهرا حداد عادل» گریه میکنند. از «مجتبی خامنهای»، رهبر سوم جمهوری اسلامی اما خبری نیست، حتی بر سر تابوت همسرش.
گذشته از اینکه مشخص نیست مجتبی خامنهای زنده است یا خیر، یا بدن یا صورتش از شکل و شمایل افتاده یا نه، این بیتوجهی و بیاحترامی به زنان و همسران در میان روحانیون حاکم بر ایران، الگویی قدیمی و تکرارشونده است؛ از همسر «احمد علمالهدی» که حتی نامش بر سنگ قبرش نوشته نشده بود تا «منصوره خجسته باقرزاده» که ۸سال همسر رییس جمهور و ۳۶سال همسر شخص اول مملکت بود و تاکنون هیچ تصویری جز یک عکس کمکیفیت منتسب به او منتشر نشده است.
این گزارش درباره چهرهزدایی، نامزدایی و عقلانیتزدایی مردان حاکم بر ایران از همسرانشان است.
یک وداع خانوادگی که همسری در آن نبود
در نخستین ساعات شروع حملات اسراییل و ایالات متحده به ایران در صبح روز نهم اسفند۱۴۰۵، دفتر رهبری، مکانی که خامنهای با چندین فرمانده ارشد نظامی خود جلسه داشت هدف جنگندههای آمریکا و اسراییل قرار گرفت؛ حملاتی که بعدا مشخص شد خامنهای را کشته است.
در کنار خامنهای ، بهجز چند فرمانده ارشد سپاه، برخی از اعضای خانوادهاش هم کشته شدند؛ از جمله عروسش، زهرا حداد عادل (همسر مجتبی)، دامادش، «مصباح باقری کنی» (همسر هدی خامنهای) و «زهرا محمدی گلپایگانی»، نوه ۱۴ ماهه علی خامنهای و دختر «بشری خامنهای». درباره کشته شدن منصوره خجسته باقرزاده، همسر خامنهای اما اخبار ضدونقیضی منتشر شد.
در حالی که خبرگزاری «فارس» وابسته به سپاه پاسداران، دهم اسفندماه خبر کشته شدن همسر او را تایید کرد، ۱۲ روز بعد، در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ در نخستین پیام کتبی مجتبی خامنهای، عدم اشاره به مادر، سوال برانگیز شد. در پی آن، خبرگزاری فارس با تکذیب خبر اول، اعلام کرد که اخبار اولیه اشتباه بوده و همسر علی خامنهای «در قید حیات هستند».
مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
از آن روز، از مجتبی چند پیام نوشتاری منتشر شده است. او حتی درباره توافق ایران و آمریکا نیز حاضر نشد جلوی دوربینها حاضر شود، نه در جمع هوادارانش و نه حتی در جمعهای خصوصی. تنها دیداری که مقامات رسمی گفتهاند با او داشتهاند، مربوط به خبری است که مسعود پزشکیان است که ۱۷اردیبهشت۱۴۰۵ مدعی شد در «دیداری صمیمانه»، مجتبی را دیده و رویکرد خامنهای دوم، «فضای گفتوگو را به محیطی مبتنی بر اعتماد، آرامش، همدلی و گفتوگوی بیواسطه تبدیل کرده.»
حالا چند روز مانده به خاکسپاری علی خامنهای و در میان غوغای رسانههای حکومتی و تعطیلی کشور، مسدود کردن راههای منتهی به تهران، لغو تمامی پروازها، قطارها و اتوبوسها و اعلام آمادگی برای «تشییع هوایی» باقیماندههای جسد خامنهای، مجتبی خامنهای حتی در مراسم همسرش نیز حاضر نبوده است؛ موضوعی که از سوی بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی دلیل دیگری بر تقویت ظن کشته شدن او در حملات اسراییل و آمریکا عنوان شده است. برخی دیگر نیز در خوشبینانهترین حالت ممکن گفتهاند که اگر زنده باشد، این بیاحترامی به همسری است که قرار بود در دوران حکمرانی کنار او باشد، اما عمرش به دنیا نبود.
حاجیه منصوره خانم؛ گلِ گلدان و زن صبور
بیاحترامی و کمشمردن زنان البته در خانواده خامنهای امری مسبوق به سابقه است. اگرچه در تاریخ جمهوری اسلامی زنان رهبران و سران کشور همیشه در حاشیه بودهاند، علی خامنهای در این مورد از همه جلودارتر است. شاهد این امر صحبتهای اخیر «جمیله علمالهدی»، همسر «ابراهیم رییسی» و دختر «احمد علمالهدی»، نماینده خامنهای و امام جمعه موقت مشهد است که به «خراسان آنلاین» گفته «رهبر شهید علنا به من گفتند در امور دولت دخالت نکن، من هم رعایت کردم.» جمیله علمالهدی پیشتر وقتی به او لقب «بانوی اول» داده بودند، گفته بود که منصوره خجسته باقرزاده، همسر خامنهای بانوی اول است.
از زهرا حداد عادل تصویری زیادی در رسانهها وجود ندارد. او معلم مدرسه بوده و مراسمش نیز در مدرسه «فرهنگ» که پدرش آن را تاسیس کرده، برگزار شده است. با اینکه زهرا هرگز «بانوی اول» بودن را ندید، منصوره، مادر مجتبی خامنهای، از روز نخست کنار علی خامنهای بود و در نزدیک به ۳۶سالی که او شخص اول و فصل الخطاب سیاست و مذهب در ایران بود، در کنار او بود. با این حال از او هم هیچ تصویری منتشر نشده است. تنها یک تصویر بیکیفیت منتسب به اوست که نصف بیشتر صورتش با چادر مشکی پوشانده شده و چشمهایش نیز پشت عینک دودی است.
به جز کمبود عکس، او حضور اجتماعی چندانی هم نداشته است. بر خلاف همسر سلفاش «خدیجه ثقفی»، همسر «روحالله خمینی» که چندین تصویر و روایتهای بسیاری از او موجود است، تنها روایتی که از منصوره خجسته باقرزاده منتشر شده، در کتاب خاطرات «اکبر هاشمی رفسنجانی» بوده، آن هم وقتی که رفسنجانی در زندان شاه بوده و خامنهای برای دیدارش مجبور میشود منصوره خانم را خواهر رفسنجانی جا بزند و اول او وارد شود تا بتواند مقدمات ملاقات خامنهای با رفسنجانی را فراهم کند.
این در حالیست که روایتهای منتشر شده از خدیجه ثقفی، حتی حاوی شوخی با روحالله خمینی نیز هست. همسر او درباره نگرانی خمینی از بازداشت در سال ۱۳۴۲ و اینکه هر شب میگفته ممکن است بازداشت شود، صحبت کرده و گفته که وقتی خمینی میگفته اگر من را گرفتند نگران نشو، او پاسخ میداده: «خوب است، نفسی میکشیم.» همچنین تصاویری از خمینی در کنار خانم ثقفی نیز منتشر شده که تمام صورتش پیداست.
رد پای خامنهای در نامریی کردن منصوره خجسته باقرزاده، دختر یکی از خانوادههای مذهبی و ثروتمند مشهدی که در پاییز ۱۳۴۳ و در ۱۷سالگی همسر او شد، بهوضوح قابل رویت است. در وبسایت خامنهای تنها یک جا از همسرش سخن به میان آمده است؛ زمانی که لقب «همسر صبور» گرفته و گفته شده در مقابل فعالیتهای «انقلابی» علی خامنهای در زمان «محمدرضا شاه»، هیچ گله و شکایتی نمیکرده.
حتی در این روایت تماما مطیع هم تصویری از منصوره خانم منتشر نشده است، بهجای عکسش، یکی دو شاخه گل صورتی رنگ در یک گلدان ساده شیشهای در کنار تصویری از خامنهای آمده که تایید دیگری از چهرهزدایی از همسر قدرتمندترین مرد ۳۶سال گذشته ایران است.
جای خالی نام بر سنگ قبر سکینه ریختهگرزاده، همسر علمالهدی
در میان نمایندگان علی خامنهای در شهرهای مختلف ایران، احمد علمالهدی از همه به او نزدیکتر بود؛ روحانی به شدت تندرو و واپسگرا که دامادش سالها رییس قوه قضاییه علی خامنهای بود و بعد یکی از سرسپردهترین روسای جمهورش. علمالهدی یکی از روحانیون نزدیک به خامنهای پدر است که نهتنها از همسرش چهرهزدایی کرد، بلکه بر تنها نشانی که از او قرار بود باقی بماند، یعنی سنگ مزارش نیز نام او را ننوشت.
در سال ۱۳۹۶، وقتی «سکینه ریختهگرزاده»، همسر احمد علمالهدی در گذشت، تصویری از یک سنگ قبر ساده در شبکه های اجتماعی منتشر شد که روی آن نام متوفی نبود و تنها نوشته شده بود: «آرامگاه مرحومه مغفوره، همسر نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد، آیتالله علم الهدی»
بعدها در پی بازتاب گسترده تصویر این سنگ مزار، علمالهدی ناچار شد واکنش نشان دهد ولی گفت: «گاهی در حرکتهای رسانهای، مطلبی کاملا بیارزش و کوچک را برای انحراف مردم از توجه به پشت پرده بسیاری از مسایل بزرگ، بزرگنمایی میکنند.»
او دلیل بازتاب رسانهای گسترده سنگ قبر همسرش را نه واکنش جامعه واپسگرایی خود، بلکه «جریانسازی» برای «بهحاشیهراندن قرارداد نفتی ایران با توتال» خوانده و به طور تلویحی دولت «حسن روحانی» را مقصر جلوه داده بود. نام همسر او بعدها از سوی رسانهها منتشر شد و مشخص شد، سکینه ریختهگرزاده، متولد۱۳۲۵ در مشهد، با معیارهای آن زمان تحصیلات نسبتا بالایی داشته و دیپلم داشته است.
زنانی پیرو، بینام و بیچهره که غُر میزنند و گلایه میکنند
اگرچه علی خامنهای شخصا در بیچهره کردن زنان خانوادهاش نقش قابل توجهی داشته، همسران دیگر مقامات جمهوری اسلامی دستکم در عرصه رسانهای در جایگاهی به مراتب فرودستتر از همسرانشان بازنمایی شدهاند. یک برنامه تلویزیونی در شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی، به نام «دست خط»، مثالهای قابل اتکایی از این نگاه به زنان، به خصوص زنان نزدیک به مقامات ارایه کرده است.
در حالیکه اغلب زنانی که در این مصاحبهها حضور دارند، وابستگان مردانی قدرتمند و از هسته سخت قدرت هستند، مجری حتی از بردن نامشان هم خودداری میکند و به لفظ «حاج خانم» بسنده میکند. خود مقامات جمهوری اسلامی هم وقتی میخواهند از زنان خود یاد کنند، «خانواده» را جایگزین نام همسرانشان میکنند.
شمار اندکی از این زنان که نامشان برای عموم فاش میشود هم اغلب در هیبت گلهمندی و گلایه با چاشنی تمسخر معرفی میشود؛ مثل «زهرا راد»، همسر «علیاکبر صالحی» که گلایه دارد صالحی همهچیز را مرتب میخواهد ولی خودش رعایت نمیکند. یا «منصوره خدنگ»، همسر «محسن رضایی»، فرمانده سابق سپاه و عضو کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام که همسرش از او خواسته بوده «به سفرهای خارجی ببردش» ولی تا زمانیکه محسن رضایی در سپاه بوده نمیتوانسته و حالا که عضو مجمع تشخیص مصلحت است، میتواند.
با این حال، جدا از اینکه همسران مردان قدرت در ایران، در نگاه عموم، چهره، نام یا عقلانیت دارند یا خیر، این سوال مطرح است که آیا جایگاه همسر «شهید شده» نزد مجتبی خامنهای آنقدری نبوده که اگر بهگفته سپاهیان حاکم بر ایران زنده و جراحاتش سطحی است، کنار تابوتش بنشیند؟! یا اصولا دیگر مجتبی خامنهای در کار نیست؟ پاسخ این سوال را شاید باید چند روز دیگر در مراسم تدفین علی خامنهای جست، روزیکه بعد از چهارماه و چند روز، بالاخره جسد علی خامنهای تشییع خواهد شد و بعد از گرداندن در چند شهر ایران، در مشهد به خاک سپرده خواهد شد.

وداع عمومی با علی خامنه ای در مصلی تهران
















