Sunday, Jul 12, 2026

صفحه نخست » زیبایی تاریخ در کلمه آخر آن است: مُردن!؛ ف. م. سخن

IMG_6290.pngداشتم مطلبی در باره ی استاد بزرگ «تهران شناس»، زنده یاد جعفر شهری که قدر او هم مانند برخی دیگر از اهل قلم در طول زندگی اش ناشناخته ماند می نوشتم که ناخودآگاه ذهن ام به داستانی رفت که او در یکی از کتاب هایش تعریف کرده بود که آن را در مقدمه ی کتاب ارزشمند «طهران قدیم» او یافتم که اینجا آن را نقل می کنم:
«...وقتی ناصرالدین شاه سرزده به دیدار میرزای جلوه، شاعر وارسته ی طرف علاقه اش که در مدرسه ی صدر مقابل مسجد شاه، حجره داشته می رود او را طبق معمول مشغول مطالعه می نگرد. پس از ادای احترام از طرف میرزا و ابراز عنایت از جانب شاه که او را با قَسَم جانِ خود بر سر جای اش نشانیده مانع حرکت اش می شود در باره ی کتاب مورد قرائت اش سوال می کند.
میرزا اظهار می دارد تاریخ نگاه می کرده است که شاه با همان لحن دوستانه می گوید میرزا خفه ام کردی از بس هر وقت تو را دیدم تاریخ می خواندی، آخر از چه چیز آن خوش ات می آید که همه اش سر در این یک رقم کتاب می کنی؟

میرزا جواب می دهد: قربان از یک کلمه ی «مُرد» و «مُردن» آن که چون در باره ی فرد گردن کلفتی خوب قلم فرسایی کرده، داد سخن داده، می گوید چنین کرد و چنان کرد و چنین گرفت و چنان بست و خست و درید و بُرید و قاپید و چاپید و خون مردم را در شیشه کرد و همچه جمع کرد و روی هم گذاشت و چه و چه و چه و یا چنان و چنین عدل و داد نمود و چنین و چنان شایستگی و بایستگی و مردم داری نمود آخرش می گوید فلان وقت مُرد و رفت و غائله را تمام می کند و همین یک کلمه ی مُردن اوست که مرا تا ریشه ی جان شاد می کند. ناصرالدین شاه می گوید آفرین میرزا که ارشادم کردی و جبه ی خود را کنده به دوش او می افکند.

خمینی لعین بنیان گذار جمهوری نکبت اسلامی چنین کرد و چنان کرد و چنین گرفت و چنان بست و خست و درید و زندگی مردم ایران را تباه کرد، و بعد از او سدعلی خامنه ای بر جای اش نشست و پا در جای پای آن منفورِ ملعون گذاشت و جنایات او را تکمیل کرد، و به مفتضحانه ترین شکل ممکن مُرد و بعد از روزها دفن شد تا کی مردم باقی مانده ی جسد متعفن اش را از خاک بیرون بکشند، هر دوشان عاقبت مُردند و لعنت ابدی مردم را برای خود خریدند و امروز نیز عده ای از دعاگویان و مجیز گویان این جنایتکاران مانند عبدالکریم سروش و فرخ نگهدار و امثالهم به این دو سه روز زندگی نکبت بار خود غره اند که آن ها هم بالاخره خواهند مُرد و لعنت ابدی مردم را برای خود خواهند خرید و باری ما مردم عادیِ امروز و فردا و فرداها، تاریخ کشورمان را به خاطر مصائب اش با حسرت خواهیم خواند تا به این فعل زیبا برسیم و بگوییم که این همه گفتند و این همه کردند ولی عاقبت مُردند و جهان از وجود منحوس شان پاک شد....

توضیح عکس: آرامگاه میرزا ابوالحسن جلوه در گورستان ابن‌بابویه، شهر ری



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy