Sunday, Jul 19, 2026

صفحه نخست » جی‌دی ونس و معمای ایران؛ آیا واشنگتن واقعیت جمهوری اسلامی و اراده مردم را می‌شناسد؟ محمد زمانی

zamani.jpgاظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، درباره ایران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا بخشی از تصمیم‌گیران دولت آمریکا شناخت دقیقی از جمهوری اسلامی و جامعه ایران دارند یا خیر. صرف‌نظر از اهداف سیاسی این سخنان، نوع ادبیات به‌کاررفته با واکنش منفی بسیاری از ایرانیان روبه‌رو شد؛ زیرا بسیاری آن را نه صرفاً متوجه جمهوری اسلامی، بلکه متوجه ملت ایران نیز تلقی کردند.

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های سخنان ونس، ادعای او درباره مهاجرت گسترده ایرانیان در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی بود. او مدعی شد که در چنین شرایطی «۹۴ میلیون ایرانی» راهی اروپا و آمریکا خواهند شد. این ادعا از نگاه بسیاری از ناظران، نه تنها با واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی ایران همخوانی ندارد، بلکه این تصور را ایجاد می‌کند که مردم ایران آینده خود را تنها در ترک سرزمینشان می‌بینند.

در حالی که تجربه تاریخی و رفتار اجتماعی مردم ایران تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. در جریان بحران‌ها و حتی دو جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، بسیاری از مردم ایران کشور را ترک نکردند و ترجیح دادند در سرزمین خود باقی بمانند و شرایط دشوار را تحمل کنند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد پیوند مردم ایران با سرزمین، تاریخ و هویت ملی خود بسیار عمیق‌تر از آن است که بتوان جامعه ایران را صرفاً با مشکلات اقتصادی یا فشارهای سیاسی تعریف کرد.

این واقعیت کمتر در برخی رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از ایرانیان، حتی در شرایط بحرانی، تمایل دارند آینده کشور خود را بسازند و در تحولات ایران نقش داشته باشند. همچنین در میان ایرانیان خارج از کشور نیز ارتباط عاطفی و هویتی با ایران همچنان بسیار قوی است و بسیاری از آنان برای بازگشت به ایران و مشارکت در آینده و بازسازی کشور لحظه‌شماری می‌کنند.

بنابراین، تصور اینکه در صورت تغییرات سیاسی در ایران، میلیون‌ها نفر تنها گزینه خود را مهاجرت بدانند، تصویری ناقص از جامعه ایران است. مردم ایران دارای هویت ملی ریشه‌دار، احساس تعلق تاریخی و ظرفیت‌های گسترده برای بازسازی کشور هستند.

موضوع دیگری که واکنش‌های فراوانی برانگیخت، برداشت عمومی از اظهارات ونس درباره وضعیت معیشتی مردم ایران و ارتباط دادن آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران با خرید غلات بود. برای بسیاری از ایرانیان، چنین ادبیاتی این احساس را ایجاد کرد که ملت ایران تنها از زاویه مشکلات اقتصادی دیده می‌شود و پیشینه تاریخی و ظرفیت‌های اجتماعی آن نادیده گرفته می‌شود.

یکی دیگر از نکاتی که در تحلیل اظهارات ونس باید مورد توجه قرار گیرد، پیشینه سیاسی اوست. ونس از چهره‌های شناخته‌شده جریان «ماگا» (MAGA) و از نزدیکان سیاسی دونالد ترامپ محسوب می‌شود؛ جریانی که سیاست خارجی آن بیشتر بر اولویت منافع آمریکا، نگاه معامله‌محور و رویکردی سخت‌گیرانه در روابط بین‌الملل تأکید دارد. به نظر می‌رسد بخشی از اظهارات او درباره ایران نیز تحت تأثیر همین چارچوب سیاسی شکل گرفته است.

واقعیت اساسی این است که جمهوری اسلامی و ملت ایران دو موضوع کاملاً متفاوت هستند. مخالفت با جمهوری اسلامی نباید به معنای نادیده گرفتن شأن، هویت ملی و ظرفیت‌های مردم ایران باشد. هر سیاستمدار خارجی که درباره آینده ایران اظهارنظر می‌کند، باید این تفاوت بنیادین را درک کند.

به باور نگارنده، در درون دولت آمریکا درباره نحوه برخورد با جمهوری اسلامی نیز اختلاف رویکرد وجود دارد. به نظر می‌رسد چهره‌هایی مانند جی‌دی ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر بیشتر بر مدیریت بحران از مسیر مذاکره، توافق و کاهش تنش تمرکز دارند.

اما تجربه بیش از چهار دهه گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی در تصمیمات راهبردی خود عمدتاً بر اساس ایدئولوژی و منطق امنیتی خود عمل کرده و حاضر به تغییر بنیادین رفتار خود نبوده است. مذاکرات متعدد، توافق‌های موقت و امتیازدهی‌های متقابل نتوانسته‌اند سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی را تغییر دهند و در بسیاری از موارد تنها فرصت بیشتری برای ادامه سیاست‌های موجود فراهم کرده‌اند.

در مقابل، برخی مقام‌های آمریکایی مانند مارکو روبیو، پیت هگست و رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) ارزیابی سخت‌گیرانه‌تری نسبت به جمهوری اسلامی دارند و معتقدند این حکومت به دلیل ماهیت ایدئولوژیک خود، شریک قابل اعتمادی برای توافق‌های پایدار نیست.

از نگاه نگارنده، ادامه سیاست‌هایی که بر امید به تغییر رفتار جمهوری اسلامی از طریق توافق استوار است، می‌تواند باعث اتلاف زمان شود. جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که در مسائل راهبردی خود بر اساس ساختار ایدئولوژیک و منافع بقای حکومت تصمیم‌گیری می‌کند.

در تحلیل تفاوت رویکردها، یکی از عوامل قابل توجه، نقش برخی لابی‌ها و بازیگران منطقه‌ای است. برخی کشورهای منطقه که دارای اختلافات جدی با جمهوری اسلامی هستند، ممکن است در عین حال از تداوم وضع موجود و حفظ یک حکومت قابل پیش‌بینی در تهران استقبال کنند؛ زیرا تغییرات بنیادین در ایران می‌تواند معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را دگرگون کند.

برخی تحلیلگران معتقدند که نگرانی از شکل‌گیری یک ایران قدرتمند، دموکراتیک و دارای جایگاه مهم در خاورمیانه، می‌تواند باعث شود بعضی بازیگران منطقه‌ای سیاست‌هایی را دنبال کنند که به جای حمایت از تغییرات اساسی، بر مدیریت بحران و حفظ وضع موجود تأکید داشته باشد.

در کنار سیاست‌های دولت‌های خارجی، نقش اپوزیسیون و نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی نیز تعیین‌کننده است. هیچ تحول سیاسی بزرگی بدون سازماندهی، برنامه‌ریزی دقیق و ایجاد ساختارهای مؤثر داخلی و بین‌المللی به نتیجه نمی‌رسد.

وظیفه نیروهای مخالف حکومت این است که با تدوین برنامه‌های روشن، ایجاد شبکه‌های ارتباطی، فعالیت سیاسی منسجم و شکل دادن به یک دیپلماسی فعال، صدای خواست مردم ایران را در سطح جهانی منعکس کنند.

یکی از مهم‌ترین محورهای این فعالیت باید برجسته کردن این واقعیت باشد که بخش بزرگی از جامعه ایران خواهان تغییر بنیادین و پایان جمهوری اسلامی است، نه ادامه سیاست مماشات، مذاکره بی‌پایان یا معامله با بخش‌هایی از ساختار قدرت و الیگارشی‌های وابسته به حکومت.

هر سیاستی که تنها به دنبال توافق با بخشی از حاکمیت باشد و خواست واقعی مردم ایران را نادیده بگیرد، نمی‌تواند راه‌حلی پایدار برای بحران ایران ایجاد کند.

اما پاسخ به این چالش‌ها تنها از مسیر همگرایی ملی امکان‌پذیر است. نیروهایی که دغدغه آزادی، دموکراسی و آینده ایران را دارند، نباید انرژی خود را صرف اختلافات فرعی و رقابت‌های درون‌گروهی کنند. تجربه تاریخی نشان داده است که فرصت‌های سیاسی زمانی به نتیجه می‌رسند که نیروهای مؤثر بتوانند حول اهداف مشترک، برنامه مشخص و منافع ملی همکاری کنند.

دنیای سیاست، عرصه عمل، سازماندهی و استفاده درست از فرصت‌هاست. اگر نیروهای سیاسی خواهان تغییر در ایران هستند، باید بیش از هر چیز بر ظرفیت‌های خود، توان جامعه ایران و ایجاد یک جبهه گسترده ملی تکیه کنند.

زمان تصمیم‌گیری و اقدام است، نه زمان فرار از مسئولیت تاریخی.

آینده ایران را مردم ایران و نیروهایی خواهند ساخت که بتوانند اراده عمومی را به یک نیروی سازمان‌یافته، عقلانی و هدفمند تبدیل کنند. شرط موفقیت، عبور از پراکندگی و حرکت به سوی همگرایی ملی برای ساختن آینده‌ای آزاد و دموکراتیک است.

محمد زمانی
کنشگر سیاسی و جامعه شناس



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy