آتشبسها همیشه پایان جنگ نیستند؛ گاهی فقط وقفهای میان دو فصل از یک بحران
رادیو فردا - در حالی که اختلاف تهران و واشینگتن بر سر نحوه تفسیر قواعد عبور از تنگه هرمز بار دیگر تنشها را افزایش داده است، برخی تحلیلگران معتقدند تأکید اخیر آمریکا بر نقش خود در تأمین امنیت این آبراه، میتواند نشانه تغییری در نحوه نگاه واشینگتن به بحران باشد. در مقابل، گروهی دیگر این تغییر را بیشتر ناشی از شرایط مقطعی و تحولات اخیر میدانند تا نشانه شکلگیری یک راهبرد تازه.
در سوی دیگر، ایران نیز با تأکید بر برداشت خود از قواعد «عبور بیضرر» نشان داده است که حاضر نیست نقش خود را در معادلات امنیتی تنگه هرمز کاهش دهد. همین تفاوت در برداشتها، یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان دو طرف به شمار میرود و میتواند در صورت تشدید تنشها، بر روند تحولات منطقه تأثیر بگذارد.
همزمان با تمرکز بیشتر درگیریها بر جنوب ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، پرسشهایی درباره آینده تفاهمهای موجود، نقش تنگه هرمز و مسیر احتمالی بحران مطرح شده است. در چنین فضایی، هر رزمایش نظامی، هر اظهارنظر مقامهای سیاسی و هر جابهجایی نیروهای دریایی، از سوی تحلیلگران بهعنوان نشانهای از سناریوهای احتمالی آینده مورد ارزیابی قرار میگیرد.
در برنامه رادیویی «پاراگراف اول»، کیان تاجبخش، کارشناس روابط بینالملل در دانشگاه کلمبیا، و محسن صلحدوست، استادیار روابط بینالملل در دانشگاه شیانگژیاوتونگ-لیورپول، دیدگاههای خود را درباره اهداف دو طرف و تحولات اخیر با تمرکز بر جنوب ایران مطرح کردند.
بازگشت به دکترین کارتر
کیان تاجبخش معتقد است تمرکز دوباره آمریکا بر تنگه هرمز را میتوان در چارچوب «دکترین کارتر» تحلیل کرد؛ دکترینی که از سال ۱۳۵۸ حفاظت از آزادی کشتیرانی در خلیج فارس را از منافع حیاتی ایالات متحده میداند. به گفته او، واشینگتن طی دهههای گذشته امنیت این آبراهها را بخشی از نظم بینالمللی تلقی کرده است.
برداشت متفاوت از اولویتهای آمریکا
در مقابل، محسن صلحدوست میگوید شرایط امروز با دوران جنگ سرد تفاوت دارد و آمریکا دیگر مانند گذشته وابستگی راهبردی به انرژی خلیج فارس ندارد. از نگاه او، افزایش توجه واشینگتن به تنگه هرمز بیش از آنکه بیانگر یک راهبرد تثبیتشده باشد، میتواند بازتاب شرایط سیاسی و امنیتی کنونی و نحوه مدیریت بحران از سوی دولت آمریکا باشد.
اختلاف بر سر قواعد حاکم بر هرمز
به اعتقاد کیان تاجبخش، جمهوری اسلامی تلاش میکند از موقعیت راهبردی تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار استفاده کند و همین موضوع باعث شده این آبراه به یکی از مهمترین محورهای اختلاف تهران و واشینگتن تبدیل شود. او میگوید آمریکا نمیخواهد کنترل عملی جریان تجارت انرژی جهانی تحت تأثیر تصمیمهای ایران قرار گیرد.
محسن صلحدوست اما معتقد است مسئله اصلی نه تصرف سرزمین و نه تغییر حکومت، بلکه تعیین قواعد حاکم بر تنگه هرمز است. به گفته او، ایران میخواهد نقش خود را در امنیت انرژی منطقه تثبیت کند و آمریکا نیز در پی حفظ آزادی کشتیرانی و جلوگیری از تبدیل این آبراه به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی است.
چرا تمرکز بر جنوب ایران افزایش یافته است؟
کیان تاجبخش میگوید اهداف اصلی آمریکا همچنان جلوگیری از گسترش برنامه هستهای ایران، حفظ امنیت متحدان منطقهای و حمایت از اسرائیل است و تمرکز بیشتر بر جنوب ایران را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. از نظر او، بحثهایی مانند دریافت عوارض یا کنترل بیشتر بر تنگه هرمز، بیشتر به شیوه اجرای این اهداف مربوط میشود تا تغییر اصل راهبرد آمریکا.
در مقابل، محسن صلحدوست معتقد است از آنجا که واشینگتن به همه اهداف خود دست نیافته و ایران همچنان در هرمز و بابالمندب فعال است، تمرکز بر این منطقه افزایش یافته است. او میگوید چنین رویکردی میتواند به آمریکا امکان دهد عملیات خود را با عنوان تأمین امنیت دریایی توجیه کند و گزینههایی مانند حضور نظامی گستردهتر در برخی مناطق ساحلی را همچنان حفظ کند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، کیان تاجبخش نیز ارزیابی خود از تحولات میدانی را مطرح میکند و معتقد است تجربه درگیریهای اخیر نشان داده تهدیدهای نامتقارن ایران، از جمله قایقهای تندرو، پهپادها و موشکهای کوتاهبرد، همچنان از چالشهای مهم برای نیروهای آمریکایی به شمار میروند. این ارزیابی، دیدگاه شخصی او درباره عملکرد دو طرف در تحولات اخیر است.
در مقابل، محسن صلحدوست بر نقش اسرائیل در روند تحولات تأکید میکند و میگوید حتی در صورت نزدیک شدن تهران و واشینگتن به توافق، سیاستهای اسرائیل میتواند بر روند مذاکرات اثرگذار باشد. کیان تاجبخش اما معتقد است در موضوع تنگه هرمز، تصمیمهای ایران و آمریکا همچنان عامل تعیینکننده باقی میماند.
از نگاه محسن صلحدوست، بدون حل اختلاف بر سر نحوه اداره و قواعد حاکم بر تنگه هرمز، دستیابی به صلحی پایدار دشوار خواهد بود و میانجیگریها احتمالاً تنها به کاهش موقت تنشها منجر میشوند.
***
با این حال، صرفنظر از اختلاف دیدگاههای مطرحشده، آینده این بحران بیش از هر چیز به تصمیمهای سیاسی تهران و واشینگتن، نحوه مدیریت تنش از سوی دو طرف و تحولات میدانی بستگی خواهد داشت. در شرایط کنونی، هیچیک از سناریوهای مطرحشده را نمیتوان قطعی دانست و مسیر تحولات همچنان به تصمیمها و رویدادهای پیشرو وابسته است.
















