ماسک آینده بشر را ترسیم کرد
دنیایی بدون شغل، بدون کمبود، اما با یک بحران بزرگ
ایران اینترنشنال - ایلان ماسک در گفتوگویی با اکونومیست پیشبینی کرد هوش مصنوعی ظرف پنج سال ممکن است از مجموع توانایی فکری انسانها فراتر رود و طی یک دهه، کار و پول را به مفاهیمی کماهمیت تبدیل کند. او آیندهای را ترسیم میکند که در آن، هم فرصتهای بیسابقه وجود دارد و هم خطرهایی که میتواند جایگاه انسان را دگرگون کند.
ماسک میگوید جهان تنها چند سال با نقطهای فاصله دارد که ظرفیت فکری سامانههای هوش مصنوعی از مجموع هوش انسانها بیشتر خواهد شد. به باور او، این تحول فقط بازار کار را تغییر نمیدهد، بلکه ساختار اقتصاد و نقش انسان در جهان را نیز دگرگون خواهد کرد.
او در گفتوگویی ۹۰ دقیقهای در کارخانه تسلا در تگزاس گفت بسیاری هنوز ابعاد این تحول را درک نکردهاند. به گفته ماسک، هوش مصنوعی بیشتر وظایف شناختی، از جمله برنامهنویسی، را بر عهده خواهد گرفت و رباتهای هوشمند نیز بخش عمده کارهای فیزیکی را انجام خواهند داد؛ در نتیجه، کار برای انسان از یک ضرورت اقتصادی به فعالیتی «اختیاری» تبدیل میشود.
هوش مصنوعی میتواند انسان را از مرکز قدرت کنار بزند
ماسک در کنار این چشمانداز امیدوارکننده، نسبت به خطرهای هوش مصنوعی نیز هشدار میدهد. او معتقد است اگر این فناوری از مجموع توانایی بشر فراتر برود، تضمینی وجود ندارد که همیشه تحت کنترل انسان باقی بماند.
به گفته او، همانگونه که انسانها از شامپانزهها دستور نمیگیرند، سامانههایی که از انسان باهوشتر باشند نیز لزوماً از انسان تبعیت نخواهند کرد.
ماسک گفت نگاهش به هوش مصنوعی گاهی از «هیجان» به «وحشت» تغییر میکند. او تأکید کرد فعلاً ترجیح میدهد بر جنبههای امیدوارکننده تمرکز کند، نه اینکه خطرها کاهش یافته باشند.
او که پیشتر هشدار داده بود انسانها ممکن است به «حیوانات خانگی» هوش مصنوعی تبدیل شوند، همچنان این خطر را جدی میداند، اما معتقد است توقف پیشرفت این فناوری دیگر عملاً امکانپذیر نیست.
این دیدگاه، تناقضی آشکار در مواضع ماسک ایجاد میکند؛ او همزمان یکی از مهمترین توسعهدهندگان فناوریای است که به گفته خودش میتواند طی چند سال قدرت را از انسانها سلب کند.
آیندهای بدون شغل و پول
ماسک معتقد است رباتها و هوش مصنوعی طی یک دهه جهان را وارد عصر «فراوانی شگفتانگیز» خواهند کرد؛ دورانی که ماشینها تقریباً همه کالاها و خدمات مورد نیاز انسان را تولید میکنند و کمبود منابع تا حد زیادی از میان میرود.
او میگوید اگر تولید تقریباً نامحدود شود، پول نیز بهتدریج اهمیت خود را از دست خواهد داد، زیرا دیگر چیزی برای کمیاب بودن، خریدن یا پسانداز کردن باقی نمیماند.
ماسک پیشبینی میکند در دوره گذار، بازتوزیع گسترده ثروت و نوعی «درآمد بالای همگانی» ضروری باشد. به باور او، در اقتصادی مبتنی بر تولید ماشینی، حتی کاهش قیمتها ممکن است به چالشی مهمتر از تورم تبدیل شود.
او همچنین گفته است با پرداخت «تریلیونها دلار مالیات» مشکلی ندارد، هرچند معتقد است پول ممکن است ظرف یک دهه اهمیت خود را از دست بدهد.
مساله آینده بشر فقط تامین نیازهای مادی نیست
ماسک معتقد است حتی در جهانی که انسان دیگر مجبور به کار کردن نباشد، مردم همچنان میتوانند از فعالیتهایی مانند شطرنج یا باغبانی لذت ببرند؛ همانطور که امروز نیز با وجود برتری رایانهها، شطرنج بازی میکنند.
اما حذف کار اجباری فقط به معنای از بین رفتن نیاز مالی نیست. برای بسیاری از انسانها، کار منبع هویت، منزلت اجتماعی و احساس معناست. اگر انسان ناگهان با اوقات فراغت نامحدود روبهرو شود، ممکن است نتواند بهسادگی با این وضعیت کنار بیاید.
اکونومیست این بخش از دیدگاه ماسک را سادهانگارانه میداند و هشدار میدهد احساس بیفایده بودن میتواند به بحران معنا، سرخوردگی و آسیبهای اجتماعی منجر شود. به همین دلیل، پرسش اصلی آینده فقط تامین نیازهای مادی نیست، بلکه این است که انسان در جهانی بدون کار اجباری چگونه برای زندگی خود معنا پیدا خواهد کرد.
بقای بلندمدت انسان ممکن است به زندگی در چند سیاره وابسته باشد
ماسک آینده بشر را به هوش مصنوعی محدود نمیکند. او هدف بلندمدت اسپیسایکس را تبدیل انسان به گونهای چندسیارهای و ایجاد سکونتگاهی پایدار در مریخ میداند.
او که بیش از ۸۰ درصد حق رأی اسپیسایکس را در اختیار دارد، میگوید این تمرکز قدرت برای حفظ ماموریت مریخ در برابر فشارهای کوتاهمدت تجاری ضروری است. ماسک همچنین قصد دارد مراکز داده فضایی را به بخشی از زیرساخت آینده هوش مصنوعی تبدیل کند و توسعه فضا، انرژی و هوش مصنوعی را در یک برنامه واحد پیش ببرد.
مسابقه فناوری از آمادگی جامعه جلو افتاده است
شاید مهمترین پیام گفتوگوی ماسک با اکونومیست نه پیشبینی او درباره پنج یا ده سال آینده، بلکه شکاف میان سرعت پیشرفت هوش مصنوعی و آمادگی جوامع برای پیامدهای آن باشد.
در حالی که شرکتها میلیاردها دلار صرف توسعه مدلهای پیشرفته، رباتهای انساننما و مراکز داده میکنند، هنوز پاسخ روشنی برای پرسشهای اساسی وجود ندارد: چه کسی باید بر این فناوری نظارت کند؟ سود آن چگونه توزیع خواهد شد؟ انسان بدون کار چه جایگاهی خواهد داشت؟ و اگر هوش مصنوعی از بشر قدرتمندتر شود، چگونه میتوان آن را پاسخگو نگه داشت؟
ماسک از یک سو آیندهای سرشار از وفور، درآمد همگانی، فراغت و گسترش حضور انسان در چند سیاره را ترسیم میکند و از سوی دیگر هشدار میدهد همان فناوری ممکن است انسان را از مرکز قدرت کنار بزند. همین تضاد، هسته اصلی نگاه او به آینده است؛ امید به اینکه هوش مصنوعی محدودیتهای تاریخی بشر را از میان بردارد و نگرانی از اینکه انسان، هنگام رسیدن به آن آینده، دیگر کنترل مسیر را در اختیار نداشته باشد.

















