حمله اوکراین به کشتیهای ایرانی در خزر؛ کییف دقیقاً به دنبال چیست؟
حمید آصفی
حمله اوکراین به کشتیهای مرتبط با ایران در دریای خزر را نباید فقط در چارچوب یک عملیات نظامی علیه چند شناور تحلیل کرد. مسئله اصلی، مسیر ارتباطی ایران و روسیه است؛ مسیری که در محاسبات کییف بخشی از زنجیره پشتیبانی روسیه در جنگ اوکراین محسوب میشود. اگر اوکراین بتواند این مسیر را مختل کند، در واقع سه هدف را همزمان دنبال کرده است: کاهش جریان تجهیزات به روسیه، افزایش هزینه همکاری تهران و مسکو، و اثبات توانایی اوکراین برای اجرای حملات دوربرد در مناطقی که پیشتر خارج از محدوده عملیاتی آن تصور میشد.
هدف نخست کاملاً نظامی است. اوکراین میخواهد جریان تجهیزاتی را که از ایران به روسیه منتقل میشود، تا حد امکان کاهش دهد. از نگاه کییف، جنگ فقط در خاک روسیه یا خطوط مقدم اوکراین تعیین نمیشود؛ شبکه تأمین خارجی روسیه نیز بخشی از توان جنگی این کشور است. بنابراین اگر بخشی از این شبکه از مسیر خزر عبور میکند، طبیعی است که اوکراین تلاش کند همان مسیر را در محاسبات نظامی خود وارد کند.
هدف دوم، افزایش هزینه همکاری تهران و مسکو است. تاکنون فشار علیه همکاری نظامی ایران و روسیه عمدتاً در قالب تحریم، فشار دیپلماتیک و تهدید سیاسی انجام شده است. اما حمله به مسیرهای انتقال، یک مرحله متفاوت است: اوکراین میخواهد نشان دهد که همکاری با روسیه میتواند هزینه عملیاتی نیز داشته باشد. پیام این سیاست برای تهران روشن است: هرچه همکاری نظامی با مسکو عمیقتر شود، احتمال اینکه این همکاری مستقیماً در محاسبات امنیتی اوکراین قرار گیرد، بیشتر خواهد شد.
هدف سوم، اثبات توان حمله دوربرد اوکراین است. این بخش از ماجرا برای کییف اهمیت ویژهای دارد. اوکراین با چنین عملیاتی میتواند به روسیه، ایران و حتی کشورهای اروپایی نشان دهد که توان عملیاتی آن محدود به جغرافیای نزدیک جبهه نیست. این موضوع به خودی خود یک ابزار بازدارندگی است؛ زیرا روسیه باید در محاسبات امنیتی خود نقاط بیشتری را آسیبپذیر فرض کند.
اما در کنار این سه هدف، یک محاسبه سیاسی نیز ممکن است وجود داشته باشد:
واکنش ایران
این سناریو برای کییف میتواند یک دستاورد جانبی مهم داشته باشد. اگر ایران واکنشی شدید نشان دهد، اوکراین میتواند تلاش کند آن را در اروپا بهعنوان نشانهای از گسترش تهدید امنیتی ایران به خارج از خاورمیانه مطرح کند و پرونده همکاری ایران و روسیه را بیش از گذشته در چارچوب امنیت اروپا قرار دهد.
اما اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشود: آیا هدف نهایی اوکراین کشاندن اروپا به جنگ با ایران است؟
پاسخ محتمل، دستکم در شرایط کنونی، خیر است.
اتفاقاً جنگ مستقیم اروپا با ایران میتواند برای اوکراین نتیجهای معکوس داشته باشد. اروپا اگر وارد یک درگیری بزرگ با ایران شود، ناچار خواهد بود منابع نظامی، مالی، اطلاعاتی و سیاسی خود را میان دو بحران تقسیم کند: جنگ روسیه و اوکراین از یک سو و رویارویی با ایران از سوی دیگر.
این وضعیت الزاماً مطلوب کییف نیست.
اوکراین بیش از هر چیز به تمرکز اروپا بر روسیه نیاز دارد؛ به تسلیحات، بودجه، پدافند هوایی، اطلاعات و حمایت سیاسی. بنابراین مطلوبترین سناریو برای کییف احتمالاً جنگ مستقیم اروپا با ایران نیست، بلکه اروپاییشدنِ مسئله ایران و روسیه بدون اروپاییشدنِ جنگ با ایران است.
به عبارت دیگر، اوکراین میخواهد اروپا به این نتیجه برسد که همکاری نظامی تهران و مسکو بخشی از مسئله امنیتی اروپاست؛ اما لزوماً نمیخواهد اروپا برای حل این مسئله وارد یک جنگ تازه شود.
این تفاوت بسیار مهم است.
کییف به دنبال ورود اروپا به جنگ با ایران نیست؛ به دنبال ورود ایران به محاسبات امنیتی اروپا است.
اگر اوکراین بتواند حملونقل ایران به روسیه را مختل کند، سه دستاورد مستقیم خواهد داشت: جریان تجهیزات روسیه را کاهش میدهد، هزینه همکاری تهران و مسکو را بالا میبرد و قابلیتهای دوربرد خود را به نمایش میگذارد. اگر واکنش ایران نیز به اندازهای شدید باشد که اروپا را نگران کند، یک دستاورد سیاسی چهارم نیز به دست میآید: تغییر نگاه اروپا به رابطه ایران و روسیه.
در چنین سناریویی، اوکراین حتی لازم نیست اروپا را علیه ایران وارد جنگ کند. کافی است اروپا را متقاعد کند که ایران و روسیه دیگر دو پرونده امنیتی جداگانه نیستند.

تغییر لحن در تهران؛ مواضع جنگی تندتر شد















