علیرضا مکرمی
🔸 آیت الله جوادی آملی میگوید: «هیچ فکر میکردیم روزی برسد که دو ابر قدرت دنیا را مچاله کنیم؟ آیا این معجزه نیست؟ اگر معجزه نیست پس چیست؟ هفتاد سال پیش آیت الله بروجردی حتی نمیتوانست یک مجلس دعا علیه اسرائیل و به نفع مردم مصر برگزار کند، از کجا به کجا رسیدیم؟ این معجزه نیست؟»
🔸آیت الله جوادی آملی به نیت آنکه وزن ادعایش افزون جلوه نماید به عمد و غلط اسرائیل را ابرقدرت خوانده است، قدرتی هموزن آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین! البته که نظرات سیاسی و امنیتی ایشان همچون دیگر رجال مذهبی واجد اعتبار مکفی نبوده و قابلیت رفرنس ندارد، لذا اطاله کلام در این خصوص چندان جایز نیست اما مختصری لازم آمده است؛
همچنانکه به هیچ وجه نمیتوان کشور ذره بینی اسرائیل را ابرقدرت خواند، این ادعا که جمهوری اسلامی توانسته اتحاد امریکا اسراییل را مچاله کند نیز عبور از خطوط قرمز عقلایی مبتنی بر شواهد میدانی است.
واقع آنست که ایران در مصاف با آمریکا و اسراییل به نسبت تلفات جانی و مالی طرفین، قسم شکست خورده جنگ است و صرفا ثابت کرده که میتواند لقمه گلوگیری برای دشمنانش باشد و بلعیدنش زمان بر است و تدبیر و صبر بیشتری می طلبد، همین!
نمود خارجی امر «معجزه» کاملا مطابق با مختصات واقعه ای فوری دارد، فوریت معجزه باید از چنان سرعتی برخوردار باشد که اتفاق حاصله غیر طبیعی بنماید، لذا انگاره مچاله شدن آمریکا و اسرائیل آنهم در یک بازه زمانی ۷۰ ساله، حتی فرض محال بر صحت آن، واجد کمترین شباهتی به ماهیت و فوریت وقوع معجزه نیست.
تلاش بی حد و حصر برای توجیه رفتارهای غلط مسئولان جمهوری اسلامی، ساحت اندیشه را به ورطه های اینچنینی میکشاند، ولو آنکه گوینده شخصی در قامت جوادی املی باشد.
از آنجا که براساس قرائن بسیار پر واضح می نماید که حکومت اسبق اولا؛ توان و اراده برخورد فیزیکی با مجالس وعظ و دعای ایت الله بروجردی را نداشته و دوما؛ کمک های مالی شایان توجهی به لبنان و آیت الله موسی صدر ارسال میکرد، لذا به صحت اصل خاطره آنهم پس از گذشت هفت دهه از وقوع آن تردید جدی وارد میشود و در نتیجه نقال متهم به فراموشی یا بدفهمی نسبت به اصل و جزئیات اتفاقات ماوقع میگردد.
معروف است كه نادرشاه افشار پس از شكست در جنگ نخست با دولت عثمانی به ميرزا مهدی خان منشی ویژه خود گفت: از سركردگان ولايات كمك بخواه تا فورا به ياری ما بشتابند، او هم همان طور كه رسم منشيان متملق آن روزگار بود، در گزارشی چنین اشاره كرد؛ « به اردوی كيوان شكوه ثلمه ای اندک و چشم زخمی وارد آمده! و ...» وقتی نامه را برای نادر خواندند سخت عصبانی شد و فرياد زد: «اين حرف ها چيست؟ واقعیت را بگو، بنویس که عثمانی ها پدرمان را در آورده اند، هر چه زودتر خودتان را برسانيد!»
بدین ترتیب رسیدن نیروهای کمکی از ولایات مرکزی و اصفهان منجر به پیروزی قاطع لشگر نادرشاه در جنگ مراد تپه بر لشگر عثمانی شد.
تفاوت دیدگاه نادرشاه با مقامات جمهوری اسلامی نقش مهمی در رخداد نتایج متفاوت در جنگ ها را در پی داشته است.

















