Thursday, Jul 30, 2026

صفحه نخست » رویترز؛ وقتی روزنامه‌نگاری به روایت‌سازی علیه مردم ایران تبدیل می‌شود

reuters.jpgهوشنگ رشدیه - خبرنامه گویا

خبرگزاری رویترز که دهه‌ها اعتبار خود را بر پایه ادعای بی‌طرفی و حرفه‌ای‌گری بنا کرده است، با انتشار گزارشی درباره رضا پهلوی، این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داد که آیا هنوز به اصول روزنامه‌نگاری متعهد است یا به ابزاری برای جهت‌دهی به افکار عمومی در حساس‌ترین مقاطع تاریخ ایران تبدیل شده است؟

گزارشی با عنوان «تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران»، در ظاهر یک گزارش تحقیقی است، اما در عمل، مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های منابع ناشناس، حامیان مالی ناراضی و روایت‌هایی است که بیش از آنکه به کشف حقیقت کمک کند، در پی القای یک نتیجه از پیش تعیین‌شده است؛ اینکه رضا پهلوی فاقد جایگاه لازم برای رهبری دوران گذار است.

اما پرسش اساسی اینجاست: چرا اکنون؟ چرا در مقطعی که جمهوری اسلامی با عمیق‌ترین بحران مشروعیت در چهار دهه گذشته روبه‌رو است، بخش بزرگی از جامعه ایران آشکارا خواهان پایان این حکومت است و نام رضا پهلوی بیش از هر زمان دیگری در فضای سیاسی ایران مطرح شده، رویترز به جای تمرکز بر عامل اصلی بحران، انرژی خود را صرف تضعیف یکی از اصلی‌ترین چهره‌های اپوزیسیون می‌کند؟

نکته عجیب‌تر آن است که رویترز در این گزارش تلاش می‌کند این تصور را القا کند که رضا پهلوی از پایگاه مردمی کافی برخوردار نیست، اما هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای نمی‌دهد که چرا نام او در سال‌های اخیر به یکی از شناخته‌شده‌ترین شعارهای مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

خود گزارش اعتراف می‌کند که پس از فراخوان‌های دی‌ماه، هزاران ایرانی نام رضا پهلوی را فریاد زدند و او مدعی ارتباط با شبکه‌های گسترده‌ای از فعالان داخل کشور است. اما به جای بررسی این واقعیت اجتماعی و چرایی آن، نویسندگان گزارش با تکیه بر چند منبع ناشناس و اختلافات درون اپوزیسیون می‌کوشند نتیجه بگیرند که او از پایگاه مردمی کافی برخوردار نیست. اگر چنین است، چرا حکومت ایران این همه هزینه برای تخریب شخصیت، سانسور نام و مقابله با نفوذ سیاسی او صرف می‌کند؟ چرا رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی شبانه‌روز علیه او تبلیغ می‌کنند؟ اگر او فاقد اثرگذاری است، این حجم از هراس حکومت چگونه قابل توضیح است؟

از سوی دیگر، اولویت‌های رویترز به‌شدت پرسش‌برانگیز است. جمهوری اسلامی حکومتی است که پرونده آن مملو از سرکوب، اعدام، زندان، شکنجه، گروگان‌گیری، تروریسم برون‌مرزی و حمایت از گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن است؛ موضوعاتی که بارها در گزارش‌های نهادهای بین‌المللی و حتی در گزارش‌های پیشین خود رویترز نیز بازتاب یافته‌اند. با این حال، در حساس‌ترین مقطع سیاسی ایران، دغدغه اصلی این خبرگزاری نه این کارنامه، بلکه اختلاف میان مخالفان جمهوری اسلامی و میزان محبوبیت رضا پهلوی است.

این جابه‌جایی اولویت‌ها اتفاقی نیست. نتیجه عملی چنین گزارشی، صرف‌نظر از نیت نویسندگان، تضعیف صدای اپوزیسیون و تقویت همان روایتی است که جمهوری اسلامی سال‌ها برای القای آن میلیاردها دلار هزینه کرده است؛ اینکه «بدیلی وجود ندارد» و «اپوزیسیون فاقد انسجام و پایگاه مردمی است». وقتی معتبرترین رسانه‌های غربی همان گزاره‌هایی را برجسته می‌کنند که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی سال‌ها تکرار کرده، طبیعی است که بسیاری از ایرانیان نسبت به بی‌طرفی چنین گزارش‌هایی دچار تردید شوند.

از منظر حرفه‌ای نیز این گزارش با ضعف‌های جدی روبه‌رو است. تکیه گسترده بر منابع ناشناس، روایت‌های غیرقابل راستی‌آزمایی، برجسته‌سازی اختلافات شخصی و حاشیه‌ای و در مقابل، کم‌رنگ کردن زمینه اصلی بحران ایران، بیش از آنکه ویژگی یک تحقیق مستقل باشد، یادآور گزارشی است که نتیجه آن پیشاپیش تعیین شده و سپس شواهدی برای تأیید آن گردآوری شده است.

هیچ شخصیت سیاسی، از جمله رضا پهلوی، نباید از نقد مصون باشد. نقد، لازمه سیاست و دموکراسی است. اما نقد زمانی اعتبار دارد که با یک معیار واحد انجام شود. رسانه‌ای که درباره مخالفان جمهوری اسلامی سختگیرانه‌ترین استانداردها را به کار می‌گیرد اما در برابر ساختار قدرتی که دهه‌ها آزادی، حقوق بشر و امنیت منطقه را قربانی بقای خود کرده، همان میزان سختگیری را نشان نمی‌دهد، ناگزیر اعتبار حرفه‌ای خود را زیر سؤال می‌برد.

اعتماد عمومی بزرگ‌ترین سرمایه هر رسانه است؛ سرمایه‌ای که با دهه‌ها تلاش به دست می‌آید اما با چند گزارش جانبدارانه می‌تواند به‌سرعت فرسوده شود. رویترز باید بداند که مردم ایران، برخلاف گذشته، تنها مصرف‌کنندگان اخبار نیستند؛ آنان روایت‌ها را با واقعیت زندگی خود می‌سنجند. هر رسانه‌ای که در بزنگاه‌های تاریخی، به جای بازتاب صدای یک ملت، به بازتولید روایت‌هایی بپردازد که نتیجه عملی آن به سود حکومت سرکوبگر تمام می‌شود، دیر یا زود اعتبار خود را نزد همان مردمی از دست خواهد داد که روزگاری به بی‌طرفی آن اعتماد داشتند.

در نهایت، نه رویترز و نه هیچ رسانه دیگری تعیین نخواهد کرد که چه کسی از حمایت مردم ایران برخوردار است. این داوری را تنها مردم ایران، در فضایی آزاد، بدون سرکوب، سانسور و زندان انجام خواهند داد. تا آن روز، وظیفه رسانه‌های حرفه‌ای روایت صادقانه واقعیت است، نه ساختن روایتی که خواسته یا ناخواسته در خدمت تداوم تبلیغات یک حکومت استبدادی قرار گیرد.

یادداشت تحریریه: این یادداشت نقدی بر گزارش اخیر رویترز درباره رضا پهلوی است و نباید به‌عنوان ارزیابی عملکرد کلی یا اعتبار حرفه‌ای خبرگزاری رویترز تلقی شود. تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌های مطرح‌شده بیانگر دیدگاه نویسنده درباره این گزارش مشخص است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy