Sunday, Aug 2, 2026

صفحه نخست » از گربه‌های ایرانی چه خبر، ابوالفضل محققی

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgگفت‌وگو با تنی چند از جوانان ایرانی فعال در مبارزه با جمهوری اسلامی

جوانان ایرانی با دست خالی به میدان می‌آیند؛ چرا که زندگی‌شان از هر طرف که می‌روند، با بن‌بستی برخورد می‌کند که محصول جمهوری اسلامی است. جریان‌های سیاسی نیز عمدتاً گرفتار در خودند و هیچ چیز جدیدی که با طبع نسل جوان باشد، ارائه نمی‌کنند. نمی‌توانند هم بکنند؛ چرا که درگیر منازعاتی هستند که باب طبع هم‌نسلان خود و خوراک آنان است.

هیچ‌کدام از جنگ‌وجدل‌هایی که می‌کنند، ربطی به نسل جوان در میدان ندارد؛ برای نسل جوانی که خواسته‌های قابل لمس، نشئت‌گرفته از زندگی روزانه خود را دارد. نسل جوانی که زیر بار فشار خانواده، جامعه، بیکاری، آینده مبهم و محدودیت‌های شدید حکومتی قرار دارد.

خیابان تنها راه و تنها جایی است که می‌توانند همدیگر را بیابند، فریاد بکشند و برای هر فریاد، هزینه‌ای سنگین پرداخت کنند. سرکوب، شکنجه و زندانی می‌شوند، پای چوبه دار می‌روند و خیزش موقتاً فروکش می‌کند.

اما نه‌تنها خواسته‌ها برجا است، بلکه خشونت بیش از حد حکومت بر نفرت و خشمشان می‌افزاید. بار دیگر این سؤالِ بودن و نبودن و چنین تلخ و بی‌چشم‌انداز روزها را سپری کردن و جوانی نکرده پیر شدن، به غلیانشان می‌آورد. دیدن قتل‌ها، شکنجه‌ها و اعدام‌ها نه‌تنها ترس ایجاد نمی‌کند، بلکه خشم و انگیزهٔ انتقام اجتماعی را تقویت می‌کند، حتی اگر احتمال موفقیت کم باشد. حضور در خیابان برایشان نماد امید و مقاومت است؛ نوعی زندگی کردن در برابر مرگ.

وقتی گروهی از هم‌نسلانشان به میدان می‌آیند، ترس فردی کاهش می‌یابد و جرئت جمعی شکل می‌گیرد. خیابان تنها گریزگاه این نسل رنج‌دیده است؛ نسلی که به زبانی خاص خود سخن می‌گوید، زبانی ملهم از دنیای مجازی. می‌داند که شکل دیگری از زندگی وجود دارد که جوانان در کشورهای آزاد از آن لذت می‌برند. برای رسیدن به چنان زندگی و آزادی، راهی جز شورش و ریختن به خیابان نمی‌ماند؛ چرا که چیزی برای از دست دادن ندارند.

نیرویی که آینده جنبش، آینده سیاسی و آزادی ایران در گرو پیروزی آن‌ها است.

اما دریغ و افسوس که جریان‌های فشل‌شده و گرفتار در سکت‌های گروهی، قادر به ارتباط با این نسل نیستند. احزاب سنتی هنوز با زبان ایدئولوژیک یا تاریخی سخن می‌گویند. از طرفی، اپوزیسیون خارج از کشور دچار شکاف و رقابت است و نمی‌تواند یک محور واحد برای جذب جوانان ارائه دهد. نسل جدید به احزاب سنتی بی‌اعتماد است؛ آن‌ها بیشتر به نمادها یا ارزش‌های جهانی تکیه می‌کنند تا به ساختارهای حزبی. همین بی‌اعتمادی و عدم ارتباط با نسل جدید ایران، مانع از شکل‌گیری یک رابطه نزدیک، یافتن زبان مشترک و سازماندهی مؤثر می‌گردد.

آینده این جنبش‌ها وابسته به آن است که آیا اپوزیسیون می‌تواند زبان تازه جوانان را درک کند و به نماینده واقعی آنان بدل شود؟ آیا قادر است دست از زبان پیچیده ایدئولوژیک خود بردارد و به زبانی سخن بگوید که زندگی‌محور باشد؟ زبانی غیرایدئولوژیک و جهانی که جوانان آن را بپذیرند. آیا قادرند بر اختلافات گروهی خود، که ریشه در تفکر سنتی، ایدئولوژیکی و نگاه بسته گروهی‌شان دارد، فائق آیند و با تمام توان در راستای ایجاد شبکه‌های ارتباطی میان داخل و خارج عمل کنند؟

خواسته‌های خود را بر اساس خواسته‌های ملموس و قابل لمس این نسل، که عمدتاً در شعار «زن، زندگی، آزادی» و سبک زندگی که الگوی آن غربی است متجلی شده، متمرکز کنند؟

الگویی که سر ستیز نه با امپریالیسم دارد، نه دنبال برقراری عدالت جهانی است. در حال حاضر، تلاشش کشیدن جل خود از این آب گندیده و مسموم جمهوری اسلامی است. تلاش برای جلب افکار عمومی و استفاده از حمایت‌های بین‌المللی در جهت فشار بر حکومت است؛ حمایتی که بازتاب‌دهنده مستقیم خواسته‌های جوانان باشد و به‌جای بازتولید گذشته، تمامی تلاشش معطوف به آینده باشد.

در این راستا، جریان‌هایی با گرایش لیبرال‌دموکراتیک یا سکولار-مدرن، بیش از دیگران می‌توانند بازتابی از این نگاه باشند.

بخش زیادی از جوانان معترض، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، به رضا پهلوی و گفتمان سلطنت‌طلبی احساس نزدیکی نشان می‌دهند. این نزدیکی بیشتر از جنس نمادین و عاطفی است تا سازمانی؛ یعنی پهلوی را به‌عنوان نماد یک ایران آزاد و مدرن می‌بینند، نه لزوماً یک برنامه سیاسی دقیق.

این نسل کمتر درگیر خاطرات تاریخی از دوران پهلوی است، اما روایت‌های خانواده‌ها (پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ) از زندگی بهتر در آن دوران، در ذهنشان اثر گذاشته است. دیدارها، مصاحبه‌ها و حضور رسانه‌ای رضا پهلوی در غرب، او را به چهره‌ای قابل دسترس برای جوانان تبدیل کرده است.

بسیاری از جوانان، حتی بدون وابستگی سازمانی، او را حداقل به‌عنوان «سخنگوی نمادین» می‌بینند؛ کسی که صدای آنان را در سطح بین‌المللی بازتاب می‌دهد.

بخش زیادی از جوانان معترض، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، به رضا پهلوی و گفتمان سلطنت‌طلبی احساس نزدیکی نشان می‌دهند. این نزدیکی بیشتر از جنس نمادین و عاطفی است تا سازمانی؛ یعنی پهلوی را به‌عنوان نماد یک ایران آزاد و مدرن می‌بینند، نه لزوماً یک برنامه سیاسی دقیق.

ادامه دارد

ابوالفضل محققی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy