جمهوری اسلامی زنده مانده، اما پیروز نشده است
کانال اخبار نظامی ایران و جهان
اعلام توقف حملات برنامهریزیشده آمریکا در دوم اوت، به معنای پایان جنگ نیست. هنوز توافق نهایی امضا نشده و تهران نیز پذیرش رسمی همه شروط مطرحشده درباره تنگه هرمز، حملات منطقهای و پرونده هستهای را اعلام نکرده است. بنابراین، وضعیت فعلی بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، یک مکث اجباری و شکننده است.
در موازنه نظامی، جمهوری اسلامی توان شکست دادن آمریکا و اسرائیل در یک جنگ مستقیم را ندارد. برتری هوایی، اطلاعاتی، فضایی و تسلیحات دقیق در اختیار آمریکا و اسرائیل است و آنها میتوانند تأسیسات ثابت، سامانههای پدافندی، مراکز فرماندهی و خطوط تولید موشکی ایران را بارها هدف قرار دهند. اسرائیل نیز تولید مهمات هوایی خود را افزایش داده و برای ادامه یا تکرار عملیات آمادگی دارد.
اما آمریکا و اسرائیل نیز با یک محدودیت اساسی روبهرو هستند. بمباران میتواند حکومت را تضعیف کند، اما بهتنهایی قادر به سرنگونی و جایگزینی آن نیست. اشغال زمینی ایران بسیار پرهزینه و بعید به نظر میرسد و نابودی کامل برنامه موشکی یا هستهای پراکنده، بدون بازرسی و توافق سیاسی، تضمینشدنی نیست. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز همچنان از سرنوشت بخشی از مواد غنیشده و وضعیت مراکز بمبارانشده اطلاع کامل ندارد.
قدرت باقیمانده جمهوری اسلامی در جنگ نامتقارن است؛ موشک، پهپاد، مین دریایی، حمله به پایگاهها، فشار بر کشتیرانی و استفاده از گروههای وابسته. این ابزارها میتوانند برای آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی هزینه ایجاد کنند، اما نشانه برتری ایران نیستند؛ زیرا در مقابل، پاسخهای نظامی شدیدتر، تخریب بیشتر زیرساختها و انزوای اقتصادی گستردهتر نیز متوجه خود ایران خواهد شد.
اقتصاد ایران یکی از بزرگترین نقاط ضعف حکومت است. گزارشهای موجود از آسیب به بخشی از زیرساختهای حملونقل، انرژی و صنعت، افزایش بیکاری، گرانی و نارضایتی عمومی حکایت دارند. در همین حال، سپاه در شرایط جنگی نفوذ بیشتری بر ساختار تصمیمگیری پیدا کرده است. در نتیجه، حکومت از نظر نظامی منسجمتر، اما از نظر اقتصادی، اجتماعی و مشروعیت داخلی شکنندهتر شده است.
تنگه هرمز همچنان مهمترین اهرم فشار تهران است، اما یک «سلاح دولبه» محسوب میشود. عبور نفت از هرمز از حدود ۲۰.۷ میلیون بشکه در روز در سهماهه پایانی ۲۰۲۵ به حدود ۱۴.۶ میلیون بشکه در روز در سهماهه نخست ۲۰۲۶ کاهش یافت و قیمت نفت برنت در آوریل به ۱۱۸ دلار رسید. ادامه این اختلال، کشورهای عربی و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار میدهد، اما همزمان صادرات، درآمد و توان بازسازی اقتصاد ایران را نیز محدود میکند.
برآورد تحلیلی برای ماههای آینده
- ۴۵ درصد: احتمال دستیابی به توافقی محدود و آتشبسی شکننده؛ هرمز تا حد زیادی باز میماند، اما جنگ اطلاعاتی، تحریمها و حملات پنهانی ادامه خواهد یافت.
- ۳۵ درصد: احتمال بازگشت جنگ هوایی و موشکی محدود؛ بهویژه اگر مذاکرات هستهای شکست بخورد یا حملات به کشتیها و پایگاههای آمریکا از سر گرفته شود.
- ۱۵ درصد: احتمال گسترش درگیری به عربستان، عراق، یمن، لبنان و تأسیسات انرژی منطقه.
احتمال فروپاشی فوری جمهوری اسلامی همچنان پایین است؛ اما این به معنای قدرت یا پیروزی آن نیست. سقوط سریع زمانی محتملتر میشود که بحران اقتصادی، اعتراضهای سراسری، شکاف در سپاه و ناتوانی حکومت در پرداخت حقوق و اداره کشور بهطور همزمان رخ دهند.
در مجموع، جمهوری اسلامی احتمالاً در کوتاهمدت به بقای خود ادامه خواهد داد، اما حکومتی ضعیفتر، فقیرتر، نظامیتر و وابستهتر به سرکوب خواهد بود. در مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز به احتمال زیاد به پیروزی کامل یا تسلیم بدون قیدوشرط تهران دست نخواهند یافت.
محتملترین پایان این مرحله، نه سقوط فوری جمهوری اسلامی است و نه پیروزی آن؛ بلکه آتشبسی موقت پس از فرسایش شدید توان اقتصادی و نظامی ایران و ادامه تقابل در قالب حملات محدود، عملیات اطلاعاتی، فشارهای اقتصادی و تنشهای داخلی خواهد بود.

















