اگر سید مجتبی، طائب دارد؛ سید مسعود هم محمدباقر خرازی دارد
علیرضا نوریزاده - ایندیپندنت فارسی
بیانیهای که با عنوان «دفتر مقام معظم رهبری» درباره صحبتهای اخیر محمدباقر خرازی پدر همسر برادر سید مجتبی (سید مسعود)، عموی کمال خرازی و برادر صادق خرازی و رهبر «حزبالله ایران»، منتشر شد به اعتقاد من آخرین تیر به «نیم مرده» مجتبی بود و شرح خواهم داد که چرا؟
به نوشته خبرآنلاین، در میان روحانیون فعال در عرصه سیاست ایران، نام محمدباقر خرازی بیش از هر چیز با اظهارنظرهای جنجالی و تلاش نافرجام برای ورود به رقابتهای ریاستجمهوری گره خورده است. او که از خانوادهای بانفوذ در جمهوری اسلامی برخاسته، طی سه دهه گذشته کوشیده است جایگاهی برای خود در فضای سیاسی و مذهبی ایران تعریف کند؛ جایگاهی که همواره با حاشیههای فراوان همراه بوده است. محمدباقر خرازی متولد هفتم تیر ۱۳۴۰ در قم است.
او فرزند آیتالله سید محسن خرازی، از استادان حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری، است. خانواده خرازی از خاندانهای شناختهشده روحانیت ایران و بازار هستند. برادر او، سید صادق خرازی، از دیپلماتهای باسابقه جمهوری اسلامی است و عمویش، کمال خرازی، سالها در راس دستگاه دیپلماسی حکومت ایران قرار داشت.
همچنین از طریق پیوندهای خانوادگی، این خاندان با خانواده رهبر به خاک رفته رژیم و ایل و تبارش نیز نسبت سببی پیدا کرده است. خرازی تحصیلات حوزوی خود را در قم گذراند و به تدریس دروس خارج فقه و اصول پرداخت. او علاوه بر فعالیتهای آموزشی، مجموعههایی همچون مدرسه اجتهادیه محسنیه و مدارس امام هادی را بنیان گذاشت و سالها در تربیت طلاب فعالیت داشته است. همزمان با فعالیتهای حوزوی، وارد عرصه رسانه نیز شد و مدیریت روزنامه «حزبالله» را بر عهده گرفت.
به نوشته خبرآنلاین، یکی از مهمترین فعالیتهای سیاسی او، دبیری کل تشکلی با عنوان «حزبالله ایران» است؛ تشکلی که از اوایل دهه ۱۳۷۰ فعالیت خود را آغاز کرد و خرازی همچنان دبیرکل آن محسوب میشود. این حزب هرگز به یکی از جریانهای اصلی سیاست ایران تبدیل نشد، اما با صدور بیانیهها و مواضع تند در مسائل داخلی و خارجی، نام خود را در فضای سیاسی حفظ کرد. شهرت عمومی محمدباقر خرازی بیش از هر چیز به انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ بازمیگردد.
او با حضور در وزارت کشور برای ثبتنام، برنامههایی را مطرح کرد که بازتاب گستردهای یافت. از جمله وعده داد ارزش دلار را به هزار تومان کاهش خواهد داد، تحریمهای بینالمللی را در مدت کوتاهی برطرف میکند و آنچه «سرزمینهای جداشده از ایران»(افغانستان ؛ تاجیکستان ؛ ترکمنستان ؛ ازبکستان ، آذربایجان ؛ گرجستان) مینامید، بدون جنگ به کشور بازخواهد گرداند. این اظهارات با واکنشهای فراوانی در رسانههای داخلی و خارجی همراه شد، اما در نهایت شورای نگهبان صلاحیت او را برای حضور در انتخابات رد کرد.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
خرازی در سالهای بعد نیز بارها درباره مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اظهارنظر کرده است. انتقاد از ساختار نظام بانکی، تأکید بر اسلامیسازی اقتصاد، دفاع از نقش پررنگ روحانیت در اداره کشور و انتقاد از برخی دولتها از جمله محورهای ثابت سخنان او بوده است. او همچنین بارها معتقد بوده که اداره کشور باید بیش از گذشته بر مبنای فقه اسلامی و مدیریت روحانیون صورت گیرد.
نامزدی او و حرفهایش ؛ باعث شد شورای هماهنگی حزبالله از او اعلام برائت کند و در بیانیهای در نهم اسفند ۱۳۹۱ مدعی شود؛ «شورای هماهنگی حزبالله آذربایجان شرقی ضمن دعوت از همه مجموعههای حزباللهی، خصوصا پیشکسوتان حزبالله در همه نقاط استان جهت حضور در این جبهه حزبالله، برائت خود از گروه موسوم به حزب آقای خرازی را اعلام میدارد.»
در این بیانیه که ایلنا آن را منتشر کرده آمده است: «با عنایت به اینکه موسسه خیریهای چند سالی است که روزنامهای بنام حزبالله را در کشور منتشر کرده و نظریات و دیدگاههای متفاوت از مواضع جریانهای حزباللهی را نشر مینماید، در کمال سکوت منابع و مراکز بازدارنده نظام، خواسته یا ناخواسته علیرغم تاکیدات رهبری مبنی بر وحدت، گام در مسیر شکاف رسانهای در جامعه حزباللهی نهاده است.
سرگروه مجموعه مذکور با سوءستفاده از عنوان حزبالله و حضرت آقا با حضور در استانهای مختلف کشور با اعلان کاندیداتوری خود، اعلام میدارد که به خواسته رهبری وارد عرصه انتخابات میگردد، که طبق فرمایشات صریح معظمله هرگونه نقل قول غیر علنی از حضرت آقا، غیر واقعی تلقی خواهد شد.لذا شورای هماهنگی حزبالله آذربایجان شرقی ضمن امر به معروف و نهی از منکر سرگروه موسسه خیریه مذکور، از شورای هماهنگی مرکزی حزبالله و مراجع ذیربط خواستار رسیدگی به این موضوع است.»
دوازده سال پیش از این نیز محمدباقر خرازی گلهمند از اوضاعش نزذ هاشمی رفسنجانی رفت. هاشمی رفسنجانی در یاداشت ۳ مهر ۱۳۷۹ در باره گلایههای خرازی نوشته است ؛ «آقای سیدباقر خرازی، رهبر گروه حزبالله قم آمد. از رهبری گله داشت و گفت، دیگر فعالیت سیاسی نمیکنند و به کار فرهنگی، از قبیل اداره مدارس و تحقیقات میپردازند و برنامه ارائه الگویی در کارهای مهم کشور دارند. از من برای هدایت کار استمداد کرد و گفت، این روزها به درستی برنامه شما پی بردهام»!
توفان در فنجان
محمد باقر خرازی که در بزرگداشت کمال خرازی حاضر شده بود ناگهان از پس پرده بیرون شد و ادعا کرد؛ مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی رسما و علنا هشدار داده که اگر مسعود پزشکیان بار دیگر استعفا کند، استعفای او را خواهد پذیرفت. خرازی همچنین از قصد مجتبی خامنهای برای ایجاد تغییراتی در شورای عالی امنیت ملی خبر داد.
او در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، توضیح نداد مجتبی خامنهای که از زمان کشته شدن علی خامنهای در ۹ اسفند و انتخاب بهعنوان جانشین او، هرگز در انظار عمومی دیده نشده و جز چند متن مکتوب، هیچ ویدیو و صدایی از او نیز منتشر نشده چه زمانی و خطاب به چه کسانی بهصورت رسمی و علنی این هشدار را داده است.
خرازی با اشاره به اینکه مسعود پزشکیان ۲۸ بار استعفا کرده و یا تهدید کرده که از مقام خود کناره خواهد گرفت، گفت:«رهبر انقلاب (مجتی خامنهای) نوشتند یک بار دیگر پزشکیان استعفا کند، استعفایش را میپذیریم. رسما اعلام کردند و به خاطر همین هم اینها کاسه و کوزه شان را جمع کردند، فتیله را پایین کشیدند و دیگر تهدید به استعفا نکردند.»
بخش دیگری از سخنان محمدباقر خرازی به تغییرات کلان در ساختار امنیتی و دیپلماتیک اختصاص داشت. او مدعی شد که مجتبی خامنهای درصدد اعمال تغییرات جدی در نهادهای راهبردی است و قصد دارد محمدباقر ذوالقدر را از دبیری شورای عالی امنیت ملی برکنار کرده و محسن رضایی، مشاور نظامی فعلیاش، را جایگزین او کند.
علاوه بر این، خرازی ادعا کرد به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، ابلاغ شده است که دیگر حق هیچگونه دخالتی در پرونده مذاکرات هستهای را ندارد.
بعد از انتشار بیانیه دفتر مجتبی خامنهای ؛ محمد باقر خرازی در اطلاعیهای که مثل اطلاعیههای مراجع ردیف اول بر برگه خاص ویژه کلان ملاها نوشته شده بود یادآورشد؛ «گرچه به احترام قائد شهید و نیز رهبر معظم حاضر، تکذیبیه روابط عمومی و دفتر نشر آثار را حدوثا میپذیریم ولی امیدواریم پس از تغییرات مهم آینده در حوزه دفاتر فوق این تکذیبیه همچنان باقی بماند. خداوند مارا در صورت استقامت وصبر در راه اهل البیت و ولایت معظم فقیه یاری خواهد فرمود.»
خوب در واژهها و جملهبندی خرازی تأمل کنید. او آخوندی زباندان و ادبیاتخوانده و سیاستباز است. شاگرد جوادی آملی و محمد تقی مصباح یزدی بوده و چهار گوشه عالم از جابلقا تا جابلسا را زیارت کرده است. همیشه حرفهایش را مضمضه میکند (آب در دهان چرخاندن مؤمنان بوقت وضو با مزّه مزّه کردن تفاوت ظاهری و ماهوی دارد) حال چه شده که او با اشاره به سخنانی منسوب به سید مجتبی خود را از زمره کاتبان وحی بشمار میآورد؟
درحالیکه دامادش مسعود، رئیس دفتر فعلی اخوی مجتبی؛ و فردی است که بعد از مجتبی سخت دلبسته کرسی رهبری است و از جمله دو سه نفری است که تیمارداری مجتبی میکنند. در اینکه درهفتههای اخیر نوعی آزمون غیررسمی بین مجتبی و مسعود در جریان بوده کمتر تردیدی وجود دارد، چون مصطفی که اهل کرسی قدرت نیست و دهان آقا میثم هم هنوز بوی شیر میدهد. بهطور حتم در خونتای حاکم نیز کسانی که میدانند مجتبی رهبر بشونیست ؛ اندک اندک دستبوسی سید مسعود را در برنامههای خود قرار دادهاند. مجتبی ؛ قابل رؤیت نیست و ملاقات خیالی پزشکیان با او در آمبولانس یا چروکی چیف (یکی از مدلهای قدیمی جیپ) هم از خیالپردازیهای کتّاب وحی است. نه ملاقاتی در آمبولانس صورت گرفته ونه در زیر زمین قم ؛ شاید بهجز محمد مخبر و تائب و مسعود و احتمالا میثم؛ کسی هیکل شکسته آقا را ندیده است .
تکذیب دفتر مقام معظم رهبری هم با مشورت طائب و مخبر و یکی از اعضای خونتا به رشته تحریر درآمده بود.
همزمان شرحی که همشهری (خوش بدایت و بدعاقبت ؛ روزنامه کرباسچی و ملک مدنی و زنده یاد احمدرضا دریائی نازنین دوست و همکارم در روزنامه اطلاعات با نیم ملیون تیراژ که امروز در تیول سردار زاکانی و اخوی شهید چمران فقط تبدیل به کارخانه پولسازی و فساد شده است) در باب دلایل غیبت صغری در ویدیوئی که از صداوسیما هم پخش شد؛ تأییدیه دیگری برناتوانی رهبر نیمهجان توان باخته و چهرهدگر ساخته است. پیش از همشهری در یک پرسش و پاسخ در شبکه اکس احتمالا طائب و یا مخبر دلایل غیبت را چنین بیان کرده بودند:
«ابتدا باید به یک نکته بسیار مهم درباره اصل غیبت توجه نماییم و از خود بپرسیم که «در عالَم ماده و معنا، چه چیزی در غیبت نیست؟!» - از این کوه بزرگ دماوند، فقط پوسته و ظاهری پیداست که از راه دور، بسیار کوچکتر از آن چه هست به نظر میرسد - از سیاره زمین و آن چه در آن قرار دارد، برای هر کسی، فقط چند متری از محیط اطراف و آن هم به صورت ظاهری پیداست و بیش از آن، از نظرها غایب است- هر کلامی و هر پیامی، خواه وحی خداوند متعال باشد، خواه سخنان روزمرۀ افراد، ظاهری دارد و باطنی که در غیب است.
لذا در قرآن مجید تصریح نمود که این کتاب، فقط متقیان را هدایت مینماید که اولین ویژگی آنها شناخت و ایمان به غیب است «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»، یعنی کسانی را هدایت میکند که ظاهربین و سطحینگر نیستند، چنان که مؤمنان، نه تنها حقایق عالم هستی و آیات را درک میکنند، دوست و دشمن آشکار و پنهان را میشناسند، بلکه تا آخرت و بهشت و جهنم را نیز میبینند که به آن ایمان دارند... برای مسلمانان و از جمله شیعیان، نه تنها رخداد جدیدی نیست، بلکه فرهنگ شیعه، با تعلیم، تربیت و پیروی از امام در دوران غیبت عجین است. چنان که پیامبر اکرم و امامان نیز از نظر بسیاری از مردم در زمان خودشان و البته پس از آن، در غیب بودند، اما مردم شناختند، ایمان آوردند و پیروی نموده و مینمایند؛ و چنان که به ویژه از دوران امام موسی بن جعفر، مردمان کمی امام را میدیدند و حضرت امام حسن عسکری، با بسیاری از مراجعین نیز از پشت پرده سخن میگفتند، که با غیبت و ندیدن امام، آشناتر شوند.»
چقدر باید نویسنده این متن در هوش و ذکاوت مردم ایران تردید کند که این خزعبلات را تحویل ما بدهد و حتی برای باورمندان به مهدی و غیبت ؛ سید مجتبی را کنار او و امام حسن عسکری بنشاند. به گمان نویسندگان، ملت بیدار چهل هزار جانفدا ؛ هنوز همان تودهایها و چپها و ملیون ضدملی و بازاریان و عوام سال ۵۷اند که عکس سید روح الله مصطفوی کشمیری را در ماه رؤیت کردند.
همشهری اما خواسته «علمی» با موضوع برخورد کند و ادعا میکند: «حتی یک فایل صوتی میتواند اطلاعاتی درباره مکان، زمان، تجهیزات ضبط و وضعیت جسمانی گوینده در اختیار نهادهای اطلاعاتی قرار دهد.»
همشهری این ویدئو را در پاسخ به این پرسش منتشر کرده که چرا از رهبر سوم جمهوری اسلامی ، تاکنون هیچ صدایی در دسترس عموم قرار نگرفته است. به نوشته این روزنامه، «لایههای پنهان یک فایل صوتی ممکن است به ردیابی گوینده و محل ضبط منجر شود.»!!
در این گزارش، پنج «عامل اصلی» مطرح شده است: «ویژگیهای آکوستیکی محیط و هندسه اتاق، تحلیل نوسانهای شبکه برق، امضای سختافزاری میکروفون یا دستگاه ضبط، نویزهای پسزمینه مانند صدای تهویه، ژنراتور یا ترافیک، و در نهایت زیستسنجی صوتی» که به ادعای همشهری میتواند «اطلاعاتی درباره ویژگیهای جسمانی، الگوی تنفس و میزان استرس گوینده ارائه دهد.»
یکی از پسران من مهندس صداست او برای من تشریح کرد که به آسانی میتوان صدائی را ضبط، پاکسازی محیطی و زیر محیطی کرد بهگونهای که مدرنترین دستگاهها و بزرگترین متخصصان هم نتوانند از طریق آن به وضع جسمی و روحی و مکان و زمان ضبط صدا پی ببرند.
نکته دیگر آنکه دونالد ترامپ در طرح معاقبت رژیم، حذف خامنهای نیمه جان را در دستور کارداشت. یکبار هم گفت میداند مجتبی کجاست. اسرائیل در ایران فقط جاسوس و اطلاعرسان ندارد و بهقول عراقچی در رده تصمیمگیری حضور دارد (نقل به مضمون) وقطعا میداند مجتبی کجاست.
با این مقدمات بعد از ۵۵ سال تجربه روزنامهنگاری و در اغلب موارد تحقیقی و کار رادیو تلویزیونی ؛ با اطمینان میگویم اگر مجتبی، طائب دارد؛ مسعود هم محمدباقر خرازی دارد. مردی که رهبر تندروها بود ولی بهدستبوسی هاشمی رفسنجانی میرفت، با خاتمی نرد دوستی میباخت و میکوشید موسوی و کروبی را از حصر بیرون آورد. شهریار هزار و یکشب ولایت فقیه هنوز در انتظار پایان آخرین قصه شهرزاد است که؛ ای ملک جوانبخت ...

قمار بزرگ جمهوری اسلامی در هرمز















