اوج گیریِ جنبش سوسیال دموکراتیک در امریکا، به ویژه در میان سنین 18 تا 39 سال، نشانگر این واقعیت است که جامعه امریکا در مسیر پوست اندازی و خانه تکانی سیاسی و اجتماعی است.
از زمانۀ اعلام موجویت ِ رسمی نخستین حزب "سوسیال دموکرات" در امریکا Social Democratic Party of America-SDP)) به سال 1898، تا به امروز سوسیال دموکراسی تا این حد پدیده ای امریکائی و جوان پسند نبوده است. تدارک مقدماتیِ انتخابات میان دوره ای مجلس نمایندگان و سنای امریکا که نوامبر 2026برگزار می شود، و انتخابات مجالس ايالتي، انتخاب فرماندار و شهردار و انتخابات محله ای نشان داده اند علیرغم تبلیغات مغرضانه، نژادپرستانه و بیگانه ستیزانه و رعب برانگیزِ دونالد ترامپ و دارودسته اش، و نیز سرمایه داران بزرگ و راست گرایان مرتجع مذهبی و غیر مذهبی، سوسیال دموکراسی به یک جریان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به یک جنبش قدرتمند و جوان بَدَل شده است، جنبشی که بَرآمد و اوج سوسیال دموکراسی در امریکا را نوید می دهد، جنبشی که تاریخی پُر فراز و فرود داشته است، تاریخی سرشار از مقاومت در برابر فشار مذهبیون راست گرا، حزب جمهوری خواه و برخی از جناح های مختلف حزب دمکرات و جریان های ناسیونالیست و نژادپرست.
حزب جمهوریخواه و کلیسائیونِ ناسیونالیست و دیگر محافلِ مخالف سوسیال دموکراسی با توانائی مالی و تبلیغاتی گسترده دردوره هائی با اعمال فشار های اشکار و پنهان، جریان ها و شخصیت ها ی سوسیال دموکرات را به نیروهائی کوچک و ضعیف، و شخصیت های گمنام بَدَل کردند. دهه شصت و هفتاد سال های سختی برای سوسیال دموکرات ها در امریکا بود با اینحال سوسیال دموکرات ها دست از تلاش و مبارزه برنداشتند. بایارد راستین (Bayard Rustin) و فیلیپ راندولف ( Philip Randolph) دو تن ازرهبران سوسیال دموکراسی در این دوره بودند. مایکل هرینگتون (Michael Harrington) از نظریه پردازان سوسیال دموکراسی در امریکا واز بنیانگذاران Democratic Socialist of America- DSA و خالق واژه و مفهوم "نو محافظه کار"Neo conservatism) ) در دهه 70 ، با انتشارآثار متعدد نقش بزرگی در تعالی ایده و برنامه سوسیال دموکراسی در امریکا داشت. تاریخ سوسیال دموکراسی در امریکا آموزه ها و دستاوردهای شخصیت ها و چهره های برجسته ای همچون یوجین دبس ( (Eugene Debs ، ویکتوربرگر( Victor Berger) و فرانسیس پرکینز ( Frances Perkins) نخستین زنی که در امریکا به مقام وزارت رسید، و وزیر کار کابینه فرانکلین روزولت شد (45-1933) را در گنجینۀ خود دارد.
در سال های اخیر سوسیال دموکرات های امریکا در شرایطی به تلاش و مبارزه ادامه داده اند که دو حزب قدرتمند جمهوریخواه و دموکرات با پشتوانه مالی، تبلیعاتی، مذهب و حمایت بخشی از مردم حرف آخر را در اداره امور جامعه زده اند. اما سوسیال دموکرات ها، به ویژه در شرایط امروزین نشان داده اند که دیگر قدرت سیاسی در دستان جناح محافطه کار حزب دموکرات و تمامیتِ حزب جمهوریخواه همراه با مسیحیان و یهودیانِ راستگرا، به ویژه کمر بند مذهبی ای که مسیحیان متعصب و ناسیونالیست افراطی در برخی از ایالت های جنوبی و مرکزی، و شهرهای کوچک و روستا ها کشیده اند، نیست.
امروزه در کنار برنی سندرز( از رهبران سوسیال دموکرات و سناتور مستقل امریکائی) رهبرانی جوان همراه با خیل عظیمی از سوسیال دموکرات ها وارد میدان ِ تلاش و مبارزه برای محقق ساختن ایده ها و برنامه های سوسیال دمکراتیک شده اند.
در سرزمینی که بخش وسیعی از سیاست بازان، سرمایه داران بزرگ، مذهبیون، عوام کم سواد و تحصیلکرده، نژادپرستان و نئو فاشیست هایش، سوسیال دموکرات ها را سوسیالیست، و سوسیالیست ها را کمونیست می پندارند، ایده ها و خواست های سوسیال دموکراتیک جنبش عظیم و پویائی به پشتوانۀ مردم متوسط و فقیر، و روشنفکران و کوشندگان سیاسی و فرهنگی برپا کرده است، جنبشی که از پشتوانۀ نیروهای جوان ودانشجویان و امکانات و امتیازات برخی از سندیکاها، سازمان ها و نهاد های دموکراتیک و همبستگی طبقاتی و اجتماعی و زمینه های مردمی برخوردار شده است.
دلایلِ محبوبیت و اوج گیری سوسیال دموکراسی در امریکا روشن است. بخش بزرگی از مردم ، حتی دشمنان سوسیال دموکراسی در یافته اند که گرایش به سوسیال دموکراسی در شرایط بروز بحران های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیان این واقعیت است که ایده و برنامه های سوسیال دموکراتیک تا حد زیادی پاسخگوی نیازهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم است. عروج سوسیال دموکراسی در امریکا اگر چه پیامد بحران های اقتصادی و سیاسی واجتماعی سال های اخیر، به ویژه رشد ترامپیسم و راست افراطی در امریکا است اما نقش رهبران خردمند و جسور این جریان سیاسی را در تحرک و گسترش این جنبش نمی توان نادیده گرفت. دفاع شجاعانه و قاطعانه سوسیال دموکرات های جوان و صدها تن از برجسته ترین روشنفکران سیاسی و فرهنگی جامعه امریکا از برنامه های سوسیال دموکراتیک، و طرح "انقلاب سیاسی" در معنای حاکمیت آزادی و عدالت در امریکا، امید و نویدی برای آزادیخواهان و عدالت جویان امریکائی و جهان است.
سوسیال دموکرات ها برای ایجاد دولت مدرن و رفاهی مبارزه کرده اند و از دولت ها نیز خواسته اند برای تامین عدالت اقتصادی واجتماعی، و وضع قوانین عادلانه کار و تامین خدمات اجتماعی و رفاهی مداخله گر و کمک کننده باشند. خواست هائی که هم امروز میلیون ها امریکائی، به ویژه در شرایطی که دونالد ترامپ دستاوردهای دموکراسی و مردم سالاری، دمکراتیزاسیون ساختار و نظام سیاسی و اجتماعی ، تقسیم عادلانه قدرت و ثروت، تکثر گرائی سیاسی و فرهنگی و دینی، حقوق وآزادی های فردی و سیاسی واجتماعی، تعادل عادلانه میان حاکمیت و بخش خصوصی و بازار و جامعه مدنی را به سوی نابودی سوق داده است. امروزه سوسیال دموکرات های امریکائی به دنبال برپائیِ دولتی هستند که به سود مردم در اموراقتصادی، نظام مالی و بانکی، توزیع عادلانه در آمدها و افزایش مالیات بر ثروتمندان، وضع قوانین کار، ملی کردن برخی از صنایع، اشتغال و تامین خدمات اجتماعی و رفاهی و ایجاد امکان دسترسی به نیازهای فردی و خانوادگی به ویژه بهداشت و آموزش رایگان، مداخله و نظارت و کمک کند.
سوسیال دموکرات های امریکائی در شرایط کنونی نیز در وجه غالب خواست های طبقه زحتمکش و متوسط ، کارمندان، کشاورزان خرده پا و کارگران، سياهپوستان، بيکاران و مهاجران را نمایندگی و طلب می کنند. سوسیال دموکرات ها تمرکززدائی از قدرت و محدود سازی نسبی قدرت دولت ، توسعه آزادي هاي فردی و اجتماعی ومدني، تاکید به رعایت حقوق بشر، پایبندی به اصل گفت وگو و تشنج زدائی در سیاست خارجی را مبانیِ مرامی و برنامه ای خود اعلام کرده اند . سوسیال دموکرات ها خواهانِ دموکراتیزه کردن نظام انتخاباتی، کنترل و محدودیت سازی تا حدِ منع فروش و توزیع اسلحه ، مبارزه با تندروی های ناسیونالیستی و مذهبی، حمایت از همجنس گرایی و سقط جنین هستند.
سوسیال دموکرات ها باور دارند که وابستگي و نزدیکی احزاب و سازمان های سیاسی، به ویژه حزب جمهوریخواه، به مجتمع های صنايع نظامي و شرکت های تبلیغاتی ( رسانه ای)، مالی، تجاری و اقتصادي، و بانک هاي بزرگ و کسب سودهاي سرشار، حزب و سازمان سیاسی را به سخنگو و نماینده این مجموعه بَدَل کرده است.
در عرصۀ سیاست خارجی سوسیال دموکرات ها مخالف روحيه نظاميگري و برتری طلبی و کاربُرد مشت آهنين ودیگر ابزارهای قدرت نمائی و زورگوئی در حل درگیری های و مناقشه های بینالمللی، و مخالف دخالت در امور داخلی کشورها ی دیگر و ایفای نقش پلیس و ژاندارم جهانی هستند.

به یاد سیمین بهبهانی*، ویدا فرهودی

راسکولنیکوف و شهرنوش، مهدی اصلانی















