Wednesday, Aug 12, 2026

صفحه نخست » چند کلمه خطاب به آقای سروش؛ ف. م. سخن

IMG_6601.pngمانده ام که به آقای دکتر عبدالکریم سروش چه بگویم که حق مطلب در این مطلب کوتاه ادا شود و دهان ام با الفاظ زشت آلوده نشود. در مذهب آقایان البته زشتگویی نسبت به ظالم جایز شمرده شده است و آقای دکتر که مدت هاست نقش تطهیرکننده ی ظالمان را ایفا می کند کم از ظالمان سلاح به دست به مردم ظلم نمی کند.

در همین ابتدا دو سوال به ذهن ام می آيد که
یک- چطور شما از ظلم ظالمان ۴۷ سال گذشته چیزی بر زبان نمی آوری و بعد از ۴۷ سال که از پایان سلطنت پهلوی می گذرد همچنان کینه ی رضا شاه کبیر و پادشاه فقید ایران را در دل داری و برای در هم کوبیدن بازمانده ی آنان یعنی شاهزاده رضا پهلوی که هرگز حکومتی نداشته که بخواهد به واسطه ی آن ظلمی در حق کسی بکند، تر و خشک تاریخ را به هم می بافی تا وجود و اعتبار او را نفی کنی؟
و
دو- این که دو پادشاه که شما آن ها را انگلیسی و امریکایی می دانی، و عجبا عجب که انگلیس ها و امریکایی ها این دو را که خدمت ها به ایران کردند با انواع ترفندها و پدرسوختگی های سیاسی از سر کار بر داشتند و آخوندهای ویرانگر را که شما تئوریسین شان بودید بر سر کار آوردند و این که جناب عالی خودت از دست این هیولاها به امریکای به قول خودتان جنایتکار پناه برده ای و احتمالا همان جا هم از دنیا خواهی رفت، آن وقت دور از وطن مردن رضا شاه کبیر و محمدرضا شاه فقید را «تعلق نداشتن به وطن» می نامی! فیا عجبا عجب!


محمد رضا شاه فقید را همگی دیدیم که از شدت غصه در اثر غم وطن درگذشت و رضا شاه بزرگ را هم دیدیم که در سن ۶۶ سالگی سه سال بعد از دور ماندن از ایران چشم از جهان فرو بست. اگر نخوانده اید بخوانید خاطرات علی ایزدی از روزهای آخر زندگی رضا شاه را که هیچ وجدان بیدار و منصفی نمی تواند آن را بخواند و اشک بر چشم نیاورد.
«....و بالاتر از همه ارمغان گرانبهایی که از ایران برای اعلیحضرت فقید آورده بود مشتی از خاک مقدس ایران و پرچم سه رنگ ملی بود....»

نه آقای سروش! گمان نمی کنم با بی وطن گفتن شما کسی بی وطن شود خاصه دو بزرگی که تمام زندگی و هستی شان صرف بزرگی و عزت خاک ایران و ایرانیان شد....



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy