گفتوگوی بیپرده مکس امینی و بیل مار درباره اسلام، انقلاب و رضا پهلوی
مریم دهکردی - ایران وایر
«مکس امینی»، کمدین ایرانیآمریکایی، در گفتوگویی طولانی با «بیل مار» از تجربه زندگی میان ایران و آمریکا گفت؛ از بازگشت به ایران در هشتسالگی و مواجهه با شعار «مرگ بر آمریکا» در مدرسه تا آزار و تمسخر بهدلیل آمریکایی بودن. گفتوگو سپس به اسلام و فرهنگ ایرانی، تغییرات عربستان سعودی، انقلاب ۱۳۵۷، نقش جیمی کارتر و حمایت امینی از شاهزاده رضا پهلوی و آینده سیاسی ایران کشیده شد.
مکس امینی هنوز روزی را به یاد دارد که پس از چند سال زندگی در آمریکا، در هشتسالگی به ایران بازگشت و در مدرسه با دانشآموزانی روبهرو شد که یکصدا شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدادند.
برای کودکی که خود را آمریکایی میدانست، این شعار گیجکننده و ترسناک بود. او در گفتوگو با بیل مار میگوید نمیدانست باید همراه دیگران شعار بدهد یا سکوت کند. مادرش نیز برای جلوگیری از دردسر به او توصیه کرده بود وانمود کند که شعار را تکرار میکند.
امینی سالها بعد به کمدینی شناختهشده در آمریکا تبدیل شد، اما این تجربه همچنان بخشی از روایت او درباره هویت دوگانهاش باقی مانده است. او در این گفتوگو میگوید ایران هنوز بخش مهمی از هویتش را تشکیل میدهد و هرچه مشهورتر شده، بیشتر دریافته است که نمیتوان بهسادگی از فرهنگ و ریشههای خود فاصله گرفت.
Max Amini recalls moving back to Iran as an eight-year-old American kid and suddenly finding himself in a school where the entire class would chant "Death to America" every morning.
-- ً (@Dejisco29) August 17, 2026
"All of a sudden as an American kid standing there, the whole school starts chanting, 'Death to... pic.twitter.com/Lnp9IzmkYA
کودکی که ناگهان با «مرگ بر آمریکا» روبهرو شد
خانواده مکس امینی هنگامی که او تنها ۸سال داشت به ایران بازگشتند. مکس در آن سن و روزگار از نظر ذهنی و فرهنگی یک «بچه کاملاً آمریکایی» محسوب میشد. ورود به مدرسه اما برای او شوک بزرگی بود. دانشآموزان هر روز سر صف و پیش از آغاز درس و کلاس فریاد «مرگ بر آمریکا» سر میدادند. مکس میگوید آن زمان نمیدانست باید چه عکسالعملی انجام دهد؟ همراه آنها تکرار کند؟ به آن اعتراض کند؟ اگر بفهمند او آمریکایی است چه خواهد شد؟
مکس امینی با همان لحن طنزآلود این روزهای بزرگسالیاش میگوید: «وقتی به مادرم گفتم مامان ممکن است من را بکشند؟ من آمریکاییام. مادرم خیلی عادی گفت اوه یادم رفته بود به تو بگویم. تو هم وانمود کن که همین را میگویی.»
مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
این کمدین شناخته شده ایرانی- آمریکایی بارها به تجربه «بین دو جهان بودن» برمیگردد؛ کودکی که از یک طرف در آمریکا با نمادهای فرهنگی آمریکایی بزرگ شده بود و از سوی دیگر در ایران پس از انقلاب، با فرهنگی مواجه شد که در آن آمریکا بهعنوان دشمن معرفی میشد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو از اینکه در مدرسه مورد «قلدری» دیگر بچهها قرار گرفته صحبت میکند و میگوید: «من آمریکایی بودم. زبان اولم فارسی نبود و خوب فارسی حرف نمیزدم. همین باعث شده بود در مدرسه هدف مناسبی برای آزار و تمسخر بقیه بچهها باشم. تا حدود ۱۲ سالگی بارها مورد آزار قرار گرفتم.»
«فرهنگ ما دین ما نیست اما دین ما عشق است»
در جایی از این مصاحبه «بیل مار» رفتارها در مدرسه با مکس را به «مذهب متفاوت» مرتبط میداند. مکس امینی اما بر این باور است که هویت ایرانی را نمیتوان صرفاً با مذهب تعریف کرد و فرهنگ ایرانی پیشینهای مستقل از حکومت مذهبی جمهوری اسلامی دارد.
بیل مار و مکس امینی در همان حال و هوای کمدی برنامه بخشی از بحث مهم درباره تجربه ایرانیان و عربها از مذهب، سبک زندگی و محدودیتهای اجتماعی را با شوخی پیش میبرند. گفتوگو از قوانین مذهبی و حجاب تا ازدواج موقت و محدودیتهای مربوط به الکل، همجنسگرایی و زنان را شامل میشود.
مکس امینی در بخشی از این گفتوگو به خاطرات دورانی که در «سوئیس» زندگی میکرد باز میگردد و میگوید: «در مدرسهای در ژنو با فرزندان خانوادههای بسیار ثروتمند سعودی آشنا شدم. این بچهها برای خرید به ژنو میآمدند و گاهی با چمدانهایی پر از اسکناسهای صد دلاری خرید میکردند. بعضی از آنها لباسهای بسیار گران میخریدند و بعد از یک بار پوشیدن، آنها را کنار میگذاشتند. پسرها با هم زیادی صمیمی بودند. دست هم را میگرفتند. به همدیگر تکیه میدادند این در فرهنگ آنها نشان راحتی و صمیمیت بود اما از نگاه یک آمریکایی ممکن بود با رابطه همجنسگرایانه اشتباه گرفته شود.»
بحث درباره در هم تنیدگی مذهب و فرهنگ در بخشهایی از این گفتوگو از تجربه شخصی مکس امینی فراتر میرود. او درباره پدرش میگوید که نگاه متفاوتی به اسلام داشته است: «پدرم میگفت دین ما عشق است. ما همه را دوست داریم؛ دین ما همین است.»
او در ادامه از تصویری که به گفته او از اسلام در جهان شکل گرفته انتقاد میکند و معتقد است رفتار برخی حکومتها و گروههای مذهبی باعث شده اسلام با مجموعهای از محدودیتها و خشونتها شناخته شود.
بیل مار تلاش میکند میان اسلام بهعنوان یک دین و اشکال مختلف اجرای آن تفکیک قایل شود. مکس بر تفکیک هویت ایرانی از اسلام سیاسی متمرکز میماند.
در بخش دیگری، بحث مذهب از زاویهای طنزآمیز هم مطرح میشود. مار از تجربه کودکی خود با کلیسای کاتولیک میگوید و امینی هم از دورهای صحبت میکند که برای ترک سیگار با خدا «معامله» کرده بود.
او با لحن شوخی که مردم از او سراغ دارند میگوید «اگر خدا کمکم کند سیگار را ترک کنم، دیگر بعد از آن کاری با او نخوام داشت. من آتئیست هستم و اینکه بعضی وقتها میگویم خدا رو شکر عجیب است.»
عربستان؛ کشوری که مکس امینی از تغییراتش دفاع میکند
از نقاط جالب و شاید کمتر قابل پیشبینی این گفتوگو، نگاه مثبت مکس امینی به تغییرات اجتماعی در عربستان سعودی است. او میگوید «محمد بن سلمان» میتواند در منطقه تغییر ایجاد کند.
او همچنین میگوید بارها در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اجرا داشته و برخلاف تصور کلیشهای، مخاطبان عرب نهتنها با او مشکل نداشتهاند، بلکه از اینکه یک کمدین ایرانی روی صحنه باشد،، استقبال کردهاند: «اجرای یک کمدین ایرانی در عربستان خیلی جذاب است، چون ایرانیها و عربستانیها رقبای سنتی منطقه محسوب میشوند. نزدیک شدن این دو جامعه میتواند اتفاق مهمی برای خاورمیانه باشد.»
خمینی و انقلاب ۵۷ از نگاه مکس امینی
گفتوگوی مکس امینی و بیل مار در بخشهای پایانی خود دوباره به سیاست ایران پیوند میخورد.
مکس امینی میگوید به باور او غرب در کنار گذاشتن شاه و به قدرت رسیدن آیتالله خمینی نقش داشته است. بیل مار میپرسد: «یعنی تو معتقدی خمینی را غربیها و کارتر به قدرت رساندند؟» و مکس امینی بیتردید پاسخ میدهد «بله. ما باور داریم وقتی کارتر رییسجمهور بود، در سال ۱۹۷۹، با کمک فرانسه و آلمان، شاه ایران را سرنگون کردند و خمینی را به ایران آوردند.»
حمایت مکس امینی از شاهزاده رضا پهلوی
در ادامه، مار از امینی درباره شاهزاده «رضا پهلوی» و میزان محبوبیت او در میان مردم ایران میپرسد.
پاسخ مکس امینی صریح است: «من از رضا پهلوی حمایت میکنم و معتقدم او میتواند در ایجاد یک دموکراسی در ایران نقش داشته باشد.»
او ادعایی که بارها از سوی شاهزاده رضا پهلوی و مشاورانش در ماههای گذشته مطرح شده را تکرار میکند و میگوید: «او نمیخواهد قدرت را در دست بگیرد. به همین دلیل دوستش دارم.»
مکس امینی در بخش دیگری از این گفتگو رضا پهلوی را فردی میداند که میتواند «در دوره گذار به ایجاد یک نظام دموکراتیک کمک کند.»
بیل مار در پاسخ، به سرکوبهای سیاسی و اقدامات «ساواک» علیه منتقدان و مخالفان نظام وقت حاکم بر ایران اشاره میکند و میگوید حکومت پهلوی دوم «غیردموکراتیک» بود و مکس امینی در پاسخ میگوید «هیچ حکومتی کامل نیست. از دیدگاه من دنیا همیشه درباره انتخاب گزینه کمتر بد است، نه بهترین گزینه.»
شاه، جمهوری اسلامی و «نقطه برگشتناپذیر»
مقایسه حکومت پهلوی با نظام حاکم بر ایران امروز بخش دیگری از این گفتوگو است. مکس امینی بر این باور است که «ساواک با وجود تمام سرکوبهایی که به آن نسبت داده میشود، با جمهوری اسلامی قابل مقایسه نیست.»
او با اشاره به سرکوبهای گسترده توسط سپاه و جمهوری اسلامی علیه مردم ایران میگوید: «محمدرضا شاه پهلوی وقتی فهمید دیگر نمیتواند حکومت کند، ایران را ترک کرد اما جمهوری اسلامی به دلیل ساختار سپاه پاسداران و وفاداری نیروهای آن، به این سادگی کنار نخواهد رفت.»
مکس امینی در بخش دیگری از این گفتوگو میگوید: «حتی نیروهای وفادار حکومت حاضر نیستند به جمعیت بیدفاع شلیک کنند و اگر چنین اتفاقی بیفتد، همان میتواند نقطه عطف سقوط آن حکومت باشد اما چنین نقطهای هنوز درباره سپاه پاسداران رخ نداده است.»

















