Sunday, Aug 23, 2026

صفحه نخست » چرا روزنامه لوموند به حزب چپ فرانسه هشدار «یهود ستیزی» می‌دهد؟ اُدره اِمسلاتی

emselati.jpg(روزنامه لوموند)

برگردان : علی شبان

یادداشت مترجم:

روزنامه لوموند در شماره ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶، درباره قطع کنسرت خواننده شهیر فرانسوی باربارا بوچ که در گرونوبل- شهری در جنوب شرقی فرانسه - اتفاق افتاد،با تیتر : حزب چپ ِ فرانسه باید مسئولیت را به عهده بگیرد؛ موضع گیری روشن و شفافی را پیش روی خواننده مقاله می گذارد. وسمت وُ سوی حزب چپ «فرانسه تسلیم ناپذیر» را به چالش می کشد. و چنین ادامه می‌دهد : جلوگیری از کنسرت باربارا بوچ توسط فعالان طرفدار فلسطین و اعضای محلی گروه حزب چپ فرانسه با فریاد ها، حرکات ناپسند و پرتاب چند پرتابه؛ خطر مسیر سیاسی انتخاب شده توسط جنبش پوپولیستی را در طی چند سال اخیر نشان می‌دهد : ایجاد درگیری در بحث سیاسی فرانسه پیرامون مسأله فلسطین. بهانه این بسیج ِ حزب چپ فرانسه؛ امضاء نامه سرگشاده ی باربارا بوچ ۴۵ ساله، هنرمند یهودی و چهره شناخته شده ی همجنسگراست. این اولین باری نیست که از سوی حزب چپ «فرانسه تسلیم ناپذیر» و از زبان رهبرش ژان لوک ملانشون،اظهارات یهود ستیزانه می شنویم. و در نهایت رهبران این حزب با لحنی سرد، وقفه در کنسرت را محکوم می‌ کنند و به راحتی می‌توانند آنچه را که در شهر گرونوبل پیش آمده را کم اهمیت جلوه دهند. و تقصیر را صرفاً به گردن گروه‌های محلی بیندازند. بهود ستیزی مانند همه ی لفاظی های نژادپرستانه، سمی است که بر کل ِ جامعه تأثیر می گذارد.سازمان های سیاسی باید نقش خود را در افزایش آگاهی جمعی ایفاء کنند. و وظیفه آنهاست که آموزش و پشتیبانی کافی برای جلوگیری از چنین جهت گیری ها ارائه دهند.و نیز علل اساسی و ریشه‌های تاریخی آن‌ها را توضیح دهند. در‌واقع این عملیات از مدت‌ها پیش برنامه‌ ریزی شده بود، همانطور که در رسانه‌های اجتماعی اعلام شد. و طبیعتاً اگر رهبر این حزب چپ می‌خواست، میتوانست این ابتکار عمل را [ که در رسانه‌های اجتماعی از پیش اعلام شده بود] ، متوقف کند. و دیدیم که این کار را نکرد. ع.ش

***

و اینک مقاله ی اُدره امسلاتیAudrey Mselati، وکیل مدافع باربارا بوچ را که در لوموند ِ ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶، منتشر شده است، میخوانیم:

°۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶، باربارا بوچ در یکی از شهر های فرانسه روی صحنه می‌رود تا مردم را به رقص وا دارد. بیش از صد معترض با هو کردن، فریاد و توهین همزمان با سوت زدن، از او استقبال می کنند. و با پرتابه هایی از شن، مقوا، پلاستیک، بطری شیشه ای، سر انجام موسیقی را متوقف می کنند. باربارا بوچ مجبور به ترک صحنه می شود. این صحنه توسط حزب چپ ِ فرانسه پشتیبانی می‌شد و قانون مبارزه با یهود ستیزی را که هم‌اکنون از لایحه های در دست بررسی است شدیداً محکوم می کرد.

آن شب ، از یک خط ِ قرمز پا فراتر گذاشته شد : خطی که اعتراض را از اجبار، مخالفت را از ارعاب، [ و مهمتر از همه ]، کلام را از خشونت جدا می کند. دیگر به یک هنرمند پاسخی داده نمی شود؛ او از صحنه بیرون رانده می شود. اما آیا این یک تصادف ساده است ؟ نه. ماه هاست که باربارا بوچ هدف یک نبرد سخت و هماهنگ شده است که صرفاً به دنبال انتقاد از تعهدات او؛ واقعی یا فرضی نیست؛ بلکه به دنبال ِ حذف او از زندگی هنری و عمومی است.

این روش، مداوم و ثابت است؛ خواست آن رد ِ صلاحیت ِ اخلاقی، تهمت های افترا آمیز و تهوع آور علیه یک هنرمند شناخته شده ی جهانی است. هدف آن‌ها درخواست لغو کنسرت های او، فشار حد اکثری به جشنواره ها، مقامات محلی و عموم مردم است. و علناً اعلام می‌کنند که هر یک از کنسرت های او می‌تواند به یک مصیبت منجر شود.

اَنگ زدن

خشونت فیزیکی یک طغیان نیست: تلاشی است که با تمام روش‌های دیگر ِ همسان خود، شکست‌خورده است. ما این مکانیسم را می شناسیم. باربارا بوچ دو سال پیش آن را پس از مراسم افتتاحیه ی بازی‌های المپیک پاریس تجربه کرد. بارها به ما گفته می‌شود که او صرفاً به خاطر «موضع گیری های» سیاسی‌اش هدف قرار گرفته است و نه به خاطر اینکه چه کسی است : یهودی، هم جنسگرا، چاق. ولی این انکار مکرری است که علیرغم کلمات، مسخ واقعیت است. کدام موضع سیاسی می‌تواند پرتاب بطری های شیشه‌ای به سوی او را توجیه کند ؟ آنها با جلوگیری از پخش موسیقی اوبا چه ایده ای مبارزه می کنند؟ انتقاد در اینجا، دیگر هدف نیست، بلکه یک بهانه است.

آن هنگام که «صهیونیسم» دیگر به یک دکترین برای بحث اشاره نمی کند؛بلکه به یک توهین تبدیل می‌شود : «صهیونیست ِ کثیف»؛ در اینجا مجالی به بحث داده نمی شود، جای آن را «انگ زدن» می گیرد. و نیز آن هنگام که صورت یک زن یهودی در برابر پرچم ِ رنگین کمانی با ستاره ی داوود خط خورده و یا به خون آغشته می شود، بحث دیگر بر پایه یک گفتگو نیست؛ بحث بر سر ضرورت انجام هر عملی است. بحث دیگر بر سر اینکه او چه فکر می‌کند یا آنچه به او نسبت داده می شود، نیست. بلکه حکم می‌شود که او چیست : مسئول و گناهکار یک جنگ، گویی یهودی بودن، او را ملزم به پاسخگویی در قبال آن کرده است.

این گرایش نامی با خود حمل می‌کند و آن یهود ستیزی تحت پوشش صهیونیسم ستیزی است. این نوع یهود ستیزی را نمی‌توان با ضد صهیونیست خواندن خود تطهیر کرد؛ همانطور که خشونت را نمی‌توان با سیاسی خواندن خود، تبرئه کرد. علاوه براین، این طبقه بندی به هیچ طرف خاصی تعلق ندارد : برخی باربارا بوچ را به خاطر آنچه که هست محکوم می کنند. و برخی دیگر او را به خاطر آنچه ادعا می‌کنند اوهست سرزنش می کنند. ایدئولوژی‌ها با هم در تضادند ولی حق ِ پایمال شده، در این میان یکی است. و بین این دو نفرت، یک زن [ هنرمندی شهیر به نام باربارا بوچ] ناپدید می‌شود : کلام او، اعمال او، و آزادی او برای خلق کردن از او گرفته می شود.

این مکانیسم بسیار ترسناک است زیرا زبان آزادی را به غارت می‌گیرد تا آن‌ را نفی کند. حق اعتراض را برای ادعای حقی که برای خود قائل است، بکار می گیرد.ادعای آزادی بیان را برای خود می‌شناسد تا بتواند حذف صداهای مخالف را به ثمر برساند. وانمود می‌کند که با یک قدرت مبارزه می کند، اما قدرت تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی هنوز در جامعه جایگاهی دارد را تنها به خود اختصاص می دهد. زیرا خشونت سیاسی به ندرت با تنها یک ضربه شروع می شود؛ زمانی شروع می‌شود که فرد به خود اجازه می‌دهد در نظر بگیرد که شخص دیگر حق ِ حضور در آنجا را ندارد.حضور آن‌ها به یک تحریک تبدیل و [خلاصه ] می شود. و طبیعتاً دعوت از آن‌ها یک تخلف است.

یک پرسش ِ «دموکراتیک»

آیا قابل پذیرش است که در فرانسه، در سال ۲۰۲۶، یک مکان، به اجبار بین آزادی برنامه‌ریزی شده [ برای یک کنسرت] و امنیت مخاطبانش یکی را انتخاب کند؟ واینکه ترس باید مدیر واقعی ِ جشنواره ها و رویداد های ما شود؟ و اینکه خشونت باید بدون قاضی، بدون قانون، بدون تصمیم دموکراتیک سدی علیه هنرمندی که حرفه خود را انجام می دهد، ایجاد کند؟ پاسخ منفی است. همیشه منفی است.در حکومت ِ قانون در کشورمان، فرد تهدید شده هرگز نباید کسی باشد که بار ِ تهدید را تحمل می کند. در غیر اینصورت خشونت دوبار برنده می‌شود : نخست با ارعاب، سپس با دیکته کردنِ ِ تصمیم تهاجمی خود. هیچ‌کس نیازی به دوست داشتن باربارا بوچ، گوش دادن به موسیقی او یا تائید و تحمل هیچ یک از مواضع [ سیاسی] او را ندارد.

میتوان از شنیدن صدای یک هنرمند امتناع کرد، نمی‌توان تصمیم گرفت که دیگر هیچ‌کس صدای او را نخواهد شنید. میتوان با یک برنامه مخالفت کرد؛ اما نمی‌توان آنرا با روش اِعمال ِ ترس دیکته کرد. می‌توان به یک بیانیه پاسخ داد؛ اما ما نمی‌توانیم کسی را که این پیام را از شهری به شهر دیگر می برد، تحت پیگرد قانونی قرار دهیم تا او از صحبت کردن، اجرای برنامه و کار کردن دست بکشد.

دادگاه های فرانسه طبقه بندی های قانونی ی مناسب برای این رویدادها را تعین خواهند کرد ؛ شکایات آماده هستند.اما این پرونده فراتر از دادگاه است. آنچه در ۱۸ ژوئیه اتفاق افتاد صرفاً داستان یک هنرمند نیست، بلکه پرسشی است که در برابر دموکراسی ما مطرح شده است.

جمهوری ما با شکل دیگری از محرومیت مواجه است : دیگر سانسور یک ایده نیست، اِعمال آزادی را غیر ممکن میسازد. با این حال، قانون ۷ ژوئیه ۲۰۱۶، آنرا در چند کلمه بیان می‌کند : « خلاقیت هنری آزاد است». یک دموکراسی با حمایتش از کسانی که، اوباش می‌خواهند ساکتشان کنند، قضاوت می شود. یک دموکراسی [ فقط] با ممنوعیت آزادی بیان شروع به مردن نمی کند؛ آن زمان که برخی، دیگر واقعاً آزاد نیستند که حرف بزنند، ناچار به عقب نشینی می شود. جمهوری ما هرگز به همه، وعده ی تشویق نداد؛ وعده داد که هیچ‌کس برای زندگی آزادانه به آن نیاز نخواهد داشت.

باربارا بوچ، به صحنه باز خواهد گشت. نه به این دلیل که او باید از انتقاد مصون باشد، بلکه به این دلیل که هیچ انتقادی نمیتواند به حقی برای طرد شدن تبدیل شود. ما نه سکوت، نه اتفاق نظر و نه سهل انگاری میخواهیم. ما میخواهیم که این آرمان ساده اما عمیق ِ فرانسوی پا بر جا بماند : می‌توانیم با کلمات با یکدیگر بجنگیم، بدون اینکه هرگز یکدیگر را از جمهوری طرد کنیم. می‌توان یک هنرمند را به چالش کشید، نمی‌توان ناپدید شدن او را برنامه‌ریزی کرد. امروز این مرز نام و چهره دارد که فردا ممکن است خود ِ شما به آن نیاز داشته باشید.

نوشته‌های داخل ِ [ ] از مترجم است.

https://www.lemonde.fr/idees/article/2026/07/25/antisemitisme-la-direction-de-lfi-doit-prendre-ses-responsabilites_6732134_3232.html?srsltid=AfmBOopyKBn91jk_7fKHHaeuIgi7oTQUVj8yb3QKlIuJFBe4mN_DcNX1

https://www.lemonde.fr/idees/article/2026/07/20/barbara-butch-et-son-avocate-l-antisionisme-invoque-n-a-ete-a-grenoble-que-le-vetement-de-l-antisemitisme_6727479_3232.html



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy