حقیقت این است که ما زورمان به حکومت نکبت و دوستان خارجی مان مثل امریکا و اسراییل نمی رسد، در عوض دق دل مان را سر امثال داریوش خواننده و کریمی فوتبالیست خالی می کنیم!
داریوش یک خواننده است و کریمی یک فوتبالیست. هر کدام هزاران هوادار و دوستدار دارند همان طور که فلان خواننده ی حکومتی و فلان فوتبالیست حکومتی دارند با تعدادی بیشتر و کمتر یا با قدمت کمی کمتر و بیشتر.
ما خودمان کسانی را بالا می بریم، بعد او را با سر به زمین می کوبیم ولی در نظر نمی گیریم که فلانی خواننده است و بهمانی فوتبالیست نه بیشتر و نه کمتر.
صدای گرم داریوش سال هاست که در گوش ما ایرانیان است و شوت های کریمی یادآور خاطرات شیرین پیروزی ها. حال ما خواسته ایم به دلیل حمایت کریمی از شاهزاده او را از فرش به عرش بکشیم این خواست ما بوده نه هیچکس دیگر. با انتقاد او از دور و بری های شاهزاده -و نه خود شاهزاده- امروز می خواهیم او را نابود کنیم، باز این خواست ماست و نه کس دیگر.
امروز علی دایی محبوب همگان است، فردا ممکن است او هم تغییر خط بدهد و ما او را نپسندیم و ده ها فرد مشهورِ مانند او. زنده یاد ایرج خواننده تا پیش از انتشار مجیزگویی اش از حکومت خواننده ی شش دانگ و یادآور خاطرات شیرین و قدیمی ما بود، بعد از انتشار ویدئوی او با آقای امیرقاسمی، به ناگهان شد ملعون و نفرین شده و دیدم یک آقای مثلا صاحب نظر و تحصیلکرده به او گفته است لمپن و مروج لمپنیسم.
فراموش نکنیم که این ما مردم هستیم که جایگاه هر فرد را در جامعه تعیین می کنیم والّا داریوش همان خواننده ی جوان و خوش صدای شش و هشت است و کریمی بازیکنی که از زمین خاکی بلند شد و تبدیل به جادوگر جهانی شد.
اگر کسی با ما نیست، خب او را رها کنیم و به کار خود بپردازیم. انتظار هم داشته باشیم که هر کسی در هر زمانی ممکن است تغییر رویه سیاسی بدهد.
نه صدای داریوش و ایرج، نه توپ زدن های کریمی و دایی، با خط سیاسی شان تغییر نمی کند و اگر ما فکر می کنیم که تغییر می کند اشتباه می کنیم.
ما به جای این که برویم یقه ی حکومت نکبت و امریکا و اسراییل را به خاطر بدعهدی هاشان بگیریم به جان هم می افتیم آن هم برای مدتی کوتاه. بعد همه چیز از یادها می رود و آب گل آلود ته نشین می شود و ما می مانیم و بی عملی هامان یا خطاکاری هامان تا کس دیگر حرفی بزند و کاری کند و ما مجددا مشتعل شویم.
به جای این که بگوییم کریمی جیره خور دستگاه امنیت حکومت اسلامی شده، برویم راهی پیدا کنیم برای سرنگون کردن حکومت نکبت و دستگاه امنیت اش. با این جنگ و جدال های سبک، چیزی عوض نخواهد شد.

نامه سرگشاده عبدالله ناصری به مجتبی خامنهای
















