مردم شما و حکومت سپاه را نمیخواهند
خبرنامه گویا - عبدالله ناصری، از چهرههای اصلاحطلب، در نامهای سرگشاده که در بخش یادداشتهای وبسایت «هموطن۲۴» منتشر شده، مستقیماً مجتبی خامنهای را بهعنوان «رهبر احتمالی جمهوری اسلامی» خطاب کرده و تصویری بهشدت انتقادی از میراث علی خامنهای و وضعیت کنونی نظام ارائه داده است. او تا آنجا پیش میرود که خطاب به مجتبی خامنهای مینویسد: «بیشتر مردم ایران شما و حکومت سپاه پاسداران را نمیخواهند.» اما نکته قابلتوجه نامه درست از همینجا آغاز میشود: نویسندهای که خود را مخالف حکومت دینی و طرفدار دولت سکولار معرفی میکند، هنوز برای جانشین احتمالی علی خامنهای نقش و مأموریتی در مدیریت آینده ایران قائل است.
ناصری مسئولیت بخش بزرگی از وضعیت امروز ایران را متوجه علی خامنهای، سپاه پاسداران و شخص مجتبی خامنهای میکند. او مینویسد رهبر دوم جمهوری اسلامی با همراهی سپاه و مجتبی خامنهای مسیر اصلاحات را مسدود کرد و کشور را درگیر پروژههایی چون «رؤیاهای اتمی»، «عمق راهبردی» و تبدیل شدن به «اولین قدرت منطقه» ساخت. در توصیفی صریح از وضع موجود نیز میگوید شرایط اقتصادی و جهانی و مخالفت گسترده جامعه با جمهوری اسلامی، «نویدبخش عمر خیلی کوتاه حکومت است.» این بخش از نامه شاید یکی از صریحترین اعترافها از درون جریان اصلاحطلب باشد به اینکه مسئله جامعه ایران دیگر صرفاً تغییر دولت یا اصلاح چند سیاست نیست.
اما نامه درست در نقطهای که انتظار میرود به نتیجه منطقی این نقد برسد، به نسخه آشنای اصلاحطلبی بازمیگردد. ناصری به جای آنکه پایان نظامی را که خود فاقد حمایت اکثریت میداند مفروض بگیرد، دو راه پیش پای مجتبی خامنهای میگذارد: پذیرش پیشنهاد میرحسین موسوی برای رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان، یا واگذاری امور مهم کشور به رئیسجمهور کنونی. حتی به مجتبی خامنهای وعده میدهد که با انتخاب راه نخست میتواند «در تاریخ و برخلاف پدر، خوشنام» شود. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی در روایت ناصری رفتنی است، اما ظاهراً هنوز انتظار میرود یکی از اصلیترین وارثان همان ساختار، خروج از آن را مدیریت کند.
همین تناقض، نامه را از یک حمله صرف به خامنهایها مهمتر میکند. بخشی از جریان اصلاحطلب در حالی امروز از حکومت سکولار، رفراندوم و مجلس مؤسسان سخن میگوید که همچنان نقطه آغاز تغییر را نه جامعه و نیروهای خارج از ساختار قدرت، بلکه تصمیمی از بالا و درون بیت رهبری میبیند. حتی بحران اقتصادی نیز در نامه عمدتاً به توافق با آمریکا و رفع تحریمها تقلیل داده شده و نویسنده تأکید میکند که راهحل مشکل معیشت «فقط توافق با آمریکا و رفع تحریمهاست»؛ نگاهی که نقش فساد ساختاری، اقتصاد تحت کنترل نهادهای حکومتی و سپاه، فرار سرمایه و ناکارآمدی مزمن نظام را در حاشیه قرار میدهد.
با این همه، اهمیت نامه ناصری را نباید دستکم گرفت. اینکه در رسانهای منتشرشده در داخل فضای فارسیزبان، یک چهره اصلاحطلب مجتبی خامنهای را مستقیماً مخاطب قرار دهد، از «عمر خیلی کوتاه» جمهوری اسلامی سخن بگوید و به او بگوید بیشتر مردم «شما و حکومت سپاه» را نمیخواهند، خود نشانهای از عمق بحران در گفتمان سیاسی پیرامون حکومت است. اما شاید پرسش اصلی این نامه نه آن چیزی باشد که ناصری از مجتبی خامنهای میپرسد، بلکه چیزی باشد که باید از خود اصلاحطلبان پرسید: اگر مردم جمهوری اسلامی و حکومت سپاه را نمیخواهند، چرا هنوز باید برای نجات کشور چشم به تصمیم یکی از وارثان همان نظام دوخت؟















