خبرنامه گویا - مارک فاولر، افسر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در گفتوگو با پادکست «ناگفتهها محرمانه است» بخشهایی از تجربه ۲۲ ساله خود در پروندههای ایران و عراق را شرح داد. او که به زبان فارسی مسلط است، در دورههای مختلف معاون و رئیس ایستگاه سیا در خارج از آمریکا بود و چند سمت مدیریتی ارشد مرتبط با عملیات ایران را نیز برعهده داشت. ویدیوی کامل این گفتوگو در پایان گزارش منتشر شده است.
ورود فاولر به پرونده ایران از پیش برنامهریزی نشده بود. او ابتدا میخواست در بخش عملیات چین فعالیت کند، اما پس از ایجاد یک جای خالی در دوره آموزش زبان فارسی، نزدیک به یک سال این زبان را آموخت و سپس به «ایستگاه تهران در تبعید» پیوست؛ واحدی که پس از قطع حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، عملیات اطلاعاتی مربوط به این کشور را از خارج هدایت میکرد.
در میانه جنگ ایران و عراق، بخش مهمی از فعالیتهای او بر تحولات جنگ، نبرد نفتکشها و وضعیت تنگه هرمز متمرکز بود. یکی از منابع او نقشه میدان مین ایجادشده در تنگه هرمز را در اختیار سیا قرار داد. در آن زمان سپاه پاسداران هنوز در مراحل اولیه شکلگیری بود و نیروی قدس نیز وجود نداشت؛ به همین دلیل بخش زیادی از توان حرفهای نظامی ایران همچنان در اختیار افسران و نیروهای آموزشدیده دوره شاه بود.
به روایت فاولر، شماری از این نظامیان با سیا همکاری میکردند. آنان با وجود مشارکت در جنگ علیه عراق، به جمهوری اسلامی اعتقادی نداشتند و از تحولات پس از انقلاب ناراضی بودند. او بهدلیل محرمانه بودن جزئیات، تعداد یا هویت این افراد را فاش نمیکند، اما میگوید همکاری تنها به ارتش محدود نبود و افرادی از بخشهای دیگر حکومت نیز اطلاعات در اختیار آمریکا قرار میدادند.
عملیات ایران الزاماً از یک ایستگاه ثابت هدایت نمیشد. با گسترش فناوری، بخشی از فعالیتها مستقیماً از مقر سیا در آمریکا مدیریت میشد و افسران مستقر در کشورهای مختلف نیز روی اهداف ایرانی کار میکردند. فاولر در مقطعی مسئول مدیریت مستقیم تمام منابع سیا در داخل ایران و افسرانی بود که با آنان ارتباط داشتند. او بعدها به ریاست عملیات و سپس معاونت واحد مربوط به ایران رسید.
سیا چگونه منابع ایرانی را جذب میکرد؟
افرادی که به سیا نزدیک میشدند، انگیزههای متفاوتی داشتند. پول یکی از عوامل اصلی بود، اما مخالفت با جمهوری اسلامی، نگرانی از آینده خانواده، تمایل به انتقال فرزندان به آمریکا و داشتن راه فرار در صورت بازداشت نیز نقش مهمی داشت. برخی میگفتند از حکومت متنفرند؛ برخی دیگر پس از بازداشت یا کشتهشدن همکارانشان، همکاری با سیا را نوعی بیمه برای روز مبادا میدانستند.
بسیاری از داوطلبان در نخستین ملاقات خواستار یک میلیون دلار یا انتقال فوری به آمریکا میشدند. پاسخ معمول سیا منفی بود و پس از آن مذاکره درباره شرایط واقعی همکاری آغاز میشد. بعضی افراد تنها خواهان پول بودند و برخی حاضر بودند چند سال در داخل ایران فعالیت کنند تا در نهایت امکان انتقال خود و خانوادهشان به آمریکا فراهم شود.
پیش از اعتماد به هر فرد، سیا باید هویت، سمت و میزان دسترسی واقعی او را تأیید میکرد. در دورانی که اینترنت و منابع دیجیتال امروزی وجود نداشت، افسران با پرسشهای فراوان بررسی میکردند که آیا فرد واقعاً عضو سپاه، ارتش، دستگاه اطلاعاتی یا یک نهاد حساس است یا صرفاً درباره جایگاه خود اغراق میکند.
فاولر میگوید منابع ایرانی اغلب تصور میکردند سیا از پیش همهچیز را میداند و نمیفهمیدند چرا این همه سؤال مطرح میشود. افسر عملیاتی باید از یکسو این تصور را حفظ میکرد که با سازمانی قدرتمند روبهرو هستند و از سوی دیگر توضیح میداد که اگر آمریکا همه اطلاعات را در اختیار داشت، اساساً به همکاری آنان نیازی نبود.
منابع همچنین باید آموزش میدیدند که میان واقعیت، شنیدهها و تحلیل شخصی خود تفاوت بگذارند. در گزارش اطلاعاتی، یک داده مشخص ــ برای مثال وجود مقدار معینی اورانیوم غنیشده در یک محل ــ باید جدا از نظر و برداشت منبع ثبت میشد. بسیاری از افراد در آغاز اطلاعات، شایعات و تفسیر شخصی را در قالب یک روایت واحد تحویل میدادند.
پول، اقامت و خطر بازگشت به ایران
انتقال به آمریکا ممکن بود، اما معمولاً تنها پس از چند سال همکاری در داخل ایران و ارائه اطلاعات باارزش انجام میشد. سیا در مواردی میتوانست از سازوکارهای قانونی ویژه برای ورود منابع و اعطای اقامت استفاده کند، اما چنین تصمیمی به مجوز واشینگتن و طیشدن مراحل اداری گسترده نیاز داشت.
فعالیت در داخل ایران بسیار خطرناک بود و همه منابع زنده نمیماندند. حتی تحویل پول نیز میتوانست به کشف ارتباط آنان و صدور حکم مرگ منجر شود؛ به همین دلیل سیا گاهی پول را نزد خود نگه میداشت. فاولر از منبعی یاد میکند که تنها خواهان دریافت دستمزدش بود و پیشنهاد انتقال به آمریکا را نمیپذیرفت. هنگامی که واشینگتن با پرداخت پول مخالفت کرد، او همکاری را متوقف کرد. سیا بعدها برای بازگرداندن این منبع مهم ناچار شد مبلغ بسیار بیشتری بپردازد.
اعتماد در چنین ارتباطی نقشی تعیینکننده داشت. فاولر میگوید تا حد امکان از دادن وعدههای غیرواقعی خودداری میکرد. اگر انتقال فردی به آمریکا تصویب نشده بود، آن را قطعی اعلام نمیکرد؛ اما زمانی که میگفت چنین انتقالی انجام خواهد شد، مجوزهای لازم از قبل دریافت شده بود.
وضعیت امروز و دشواری جذب منابع
سرکوب داخلی و نارضایتی از جمهوری اسلامی میتواند مقامهای نظامی، اطلاعاتی، دانشمندان، دیپلماتها یا اطرافیان آنان را به همکاری با آمریکا ترغیب کند. گاهی فردی که امکان خروج از ایران ندارد، دوست یا واسطهای را برای برقراری تماس با سیا به خارج میفرستد. چنین فردی ممکن است از طرف یک مقام ارشد امنیتی یا نظامی پیشنهاد همکاری ارائه کند.
با این حال، ابهام در سیاست آمریکا میتواند جذب منابع در داخل ایران را دشوارتر کند. فردی که جان خود را برای همکاری با سیا به خطر میاندازد، باید به این سازمان و دولت آمریکا اعتماد داشته باشد. خروج واشینگتن از توافق هستهای و پیامهای متناقض درباره هدف عملیات نظامی ــ از حمایت از مردم ایران تا تهدید نابودی زیرساختهای کشور ــ این اعتماد را تضعیف میکند.
بسیاری از ایرانیان تحصیلکرده، شهرنشین و متمایل به غرباند، اما اگر ندانند هدف آمریکا مقابله با جمهوری اسلامی است یا آسیبزدن به کل ایران، جانب احتیاط را خواهند گرفت. بهویژه آنکه بیاعتمادی به قدرتهای خارجی، بهدلیل تجربه تاریخی ایران، از پیش نیز وجود داشته است.
فاولر اکنون به اطلاعات عملیاتی سیا دسترسی ندارد و از هویت یا شمار منابع کنونی آن در ایران بیخبر است. با این حال، براساس تجربه گذشته خود احتمال میدهد این سازمان همچنان منابع مهمی در درون ساختارهای جمهوری اسلامی داشته باشد. جزئیات بیشتر این روایت را میتوانید در گفتوگوی کامل زیر ببینید.
***

هنگامه قاضیانی به ایران بازگشت
















