دولت چین در کنار روسیه شریک سرکوب مردم ایران
فرزانه روستایی
بارها از سوی دوستان روشنفکران شنیده ایم که بهترین راه برای توسعه ایران مدل چین است، زیرا چین توانسته است طی حدود ۴ دهه یک کشور روستایی فقیر و عقب افتاده را به رقیب آمریکا تبدیل کند. چین در سال ۱۹۸۰ و همزمان با انقلاب ننگین ایران با واگذاری زمین مجانی و مالیات صفر برای ۵ سال در شنزن که یک روستای ماهیگیری بود سرمایه داران هنگ گنگی را تشویق کرد که بشتابند و در چین تولید کنند. از اینجا استارت تحول در چین زده شد زیرا بعدها دیگران آمدند و چین آهسته ولی پیوسته در مسیر توسعه اقتصادی قرار گرفت. در سال ۱۹۸۰ کنگره ملی چین منطقه شنزن را منطقه آزاد اعلام کرد. هشت سال بعد اولین زمین در شنزن ۵۰ ساله به قیمت ۱۴۰ هزار دلار فروخته شد که برای خود یک انقلاب بعد از انقلاب چین بود.
اما اولین نشانه ها و جرقه های سیاسی یک جامعه که دارد رفاه را تجربه می کند نیز زود اشکار شد.توسعه اقتصادی بدون فضای باز سیاسی زود بحران زا می شود. ۱۹۸۹ دانشجویان چینی دو هفته میدان تین آن من را در اشغال داشتند و به دور یک تندیس خنده دار از مجسمه آزادی آمریکا شعار آزادی سر می داند. چند روزی دانشجویان تحمل شدند اما حکومت نظامی اعلام و ۴ ژوئن ۱۹۸۹ با ورود ارتش سرخ به میدان تین آن من قتل عامی صورت گرفت که تعداد کشته ها تا ۲۰۰۰ نفر هم برآورد شده است. وقتی روند توسعه اقتصادی چین متوقف نشد بسیاری از سیاسیون معتقد شدند که برای ادامه یافتن روند توسعه کشتن ۲۰۰۰ نفر رخداد گذرایی است. همین ایده بی درنگ در اداره جمهوری اسلامی گل کرد و مدل اداره کشور شد.
حتی کسی مانند محسن رفیق دوست دو سال پیش از پرده بیرون آمد و با صراحت گفت که در مسیر جمهو ری اسلامی هر مانعی ایجاد شود از سر راه برمی داریم و به صغیر و کبیر رحم نخواهد شد.
امروز جامعه ایران با معضلی به نام قتل عام ۱۸- ۱۹ دی ۱۴۰۴ مواجه است که احتمالا بر اساس همین تئوری محسن رفیق دوست و از سوی روسوفیل های مافیای سپاه انجام شده. اکنون ابر سوال طیفی از روشنفکران تقریبا حکومتی این است که اگر لازم شد آیا می شود دوباره مردم را از پشت بام ها به گلوله بست یا نه؟ البته برخی نیز به استیصال و درماندگی رژیم اشاره می کنند و اینکه نظام از ترس فراخوانی که شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرد و پاسخ مثبت چند میلیونی دریافت کرد دستور قتل عام ۴۰- ۵۰ هزار نفری را صادر کرد.
امروز هم چین و هم ایران با معضلاتی مواجه اند که دیگر نمی توان با قتل عام درمانی آن را درمان کرد. چهار دهه پیش وقتی حزب کمونیست به دنیای سرمایه داری لبخند زد غرب در این فکر بود که توسعه اقتصادی در چین دمکراسی و فضای باز سیاسی و حقوق بشر را نیز با خود می آورد. اما امروز مردم چین نه تنها چیزی به نام حقوق بشر و آزادی های فردی و به اینترنت جهانی دسترسی ندارند بلکه در هر کجای چین ایستاده باشند دولت مرکزی با سیستم پیشرفته کنترل شهروندان از محل آنها خبر دارد: حال فرق ندارد در حال ادرار کردن باشند یا زاییدن یا پیاده شدن از مترو.
جمهوری اسلامی نیز خیلی تلاش کرد تا این مدل از اداره کشور را در ایران پیاده کند اما نشد. در ایران نه تنها مانند چین نمی توان چهره نگاری و کنترل شهروندان را انجام داد بلکه کپی پیست کردن استانداردهای چین هم در ایران غیر ممکن است. با این حال مدل توسعه چین که آب دهان بسیاری را جاری کرده است ده معضل تقریبا لاینحل دارد که الگو قرارگرفتن چین را با معضل مواجه می کند.
۱ سرکوب جامعه مدنی بخش مهم و لاینفک سیستم توسعه چین است. نظارت گسترده دیجیتال بر شهروندان و شناسایی چهره بخش تفکیک ناپذیر زندگی در چین است.ایغورها و تبتی ها را بر اساس همین استاندارها سرکوب می کنند.
۲ سانسور اطلاعات در چین پذیرفته شده است و به همین دلیل مسئولان خیلی دیر از معضلات آگاهی پیدا می کنند. نمونه آن کروناست که مسئولان استان هووان آن را از حزب مخفی کردند تا کرونا پاندمی جهانی شد.
۳ شی جی پینگ عملا نقش خدا را دارد، اما برخلاف کره شمالی مورد پرستش نیست و هر اتفاقی در چین با مجوز شخص اوست.
۴ جمعیت چین پیر شده و بشدت در حال کاهش است. بحران صدها میلیون بازنشسته ثمره سیاست دستوری تک فرزندی است.
۵ بحران بخش املاک و مدل توسعه بر اساس فروش مسکن و انبوه سازی میلیونی اپارتمان های بدون خریدار و چهار میلیون ملک فروش نرفته پاشنه آشیل خطرناک چین است که ۲۵٪ درآمد تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل می دهد. در آمریکا این رقم ۱۵٪ است.
۶ تله درآمد طبقه متوسط: یعنی طبقه متوسط شکل گرفته اما مانند برزیل آرژانتین اندونزی و مکزیک این طبقه را نمی توان به لحاظ سیاسی اقتصادی بیشتر ارتقا داد، زیرا جامعه فاقد نوآوری، مطبوعات آزاد، فضای باز سیاسی، شفافیت مالی، بخش خصوصی مستقل، و جریان آزاد اطلاعات و آزادی نقد معضلات است.
۷ عدم تعادل ساختاری یعنی اینکه مصرف داخلی پایین تر از متوسط جهانی است و مردم در مقابل مصرف مقاومت می کنند. علت اساسی این است که سیستم برای رونق صادرات طراحی شده است نه مبتنی بر نیاز داخلی.
۸ کنترل حزب کمونیست بر همه چیز شرکت ها و بخش خصوصی باعث شده است سرمایه ها و نخبگان فراری شوند.
۹ تحریم های بین المللی بر تراشه های حساس و واردات دستگاه لیتوگرافی برای چاپ تراشه های ۲-۳ نانومتری کم مصرف فوق سریع و تکنولوژی های حساس بشدت علیه چین اعمال می شود .
۱۰ وابستگی مرگبار به تنگه مالاکا که ۸۰٪ همه واردات چین از ظریق آن است اما تنگه مالاکا در کنترل غرب است.
به دلاي فوق چین نمی تواند الگوی توسعه ایران باشد. چینی ها یک قرار داد مخفی ۴۰ ساله با حاکمیت ایران دارد که هیچگاه شفاف نشده است. به همین دلايل چین را نیز باید هم سطح روسیه و غیر قابل اعتماد ارزیابی کرد.
***

















