Wednesday, Sep 2, 2026

صفحه نخست » چرا تهدیدهای ترامپ در تهران جدی گرفته نمی‌شود؟ خطای راهبردی کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی، کیانوش کسری

tg.jpgترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره عملیات نظامی در جریان جنگ ۴۰روزه، با لحنی تمسخرآمیز می‌گفت عملیات «فردا در فلان ساعت» آغاز خواهد شد. این نه‌تنها لحن و پاسخ او، بلکه پاسخ وزیر دفاعش نیز بود.

توجیه ترامپ از منظر حفاظت اطلاعات قابل درک است؛ اما خطای راهبردی او در مواجهه با جمهوری اسلامی فراتر از آن بود که مخفی‌کردن زمان یا شیوه عملیات در یک کنفرانس مطبوعاتی بتواند تأثیری مثبت بر موفقیت نهایی عملیات، یعنی پذیرش شکست و تغییر رفتار جمهوری اسلامی، داشته باشد.

دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ

دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ را می‌توان دورانی دانست که او برای جهان، به‌ویژه جمهوری اسلامی، ناشناخته بود. موضع تند او در قبال برجام در جریان مبارزات انتخاباتی و وعده خروج از این توافق، نه‌تنها برای تحلیلگران جمهوری اسلامی، بلکه برای اروپایی‌ها نیز بیشتر به لفاظی انتخاباتی و بلوف سیاسی شباهت داشت تا واقعیتی محتمل. رهبر وقت جمهوری اسلامی نیز در واکنش به ادعای پاره‌کردن برجام گفته بود جمهوری اسلامی آن را آتش خواهد زد.

اما ترامپ پس از به قدرت رسیدن، وعده خود را عملی کرد و از برجام خارج شد. او پیش‌تر نیز گفته بود مزاحمت قایق‌های تندرو سپاه برای شناورهای عملیاتی آمریکا در منطقه را با قاطعیت پاسخ خواهد داد؛ موضعی که به کاهش چشمگیر این مزاحمت‌ها در خلیج فارس منجر شد.

قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای برون‌مرزی سپاه، با دستور مستقیم ترامپ کشته شد؛ اما جمهوری اسلامی از رویارویی مستقیم خودداری کرد و در محاسباتش ترجیح داد تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، به‌اصطلاح، صبر راهبردی در پیش گیرد. حتی درباره حمله تلافی‌جویانه به پایگاه عین‌الاسد در عراق نیز گزارش‌هایی منتشر شد که بر اساس آنها، برای کاهش تلفات نیروهای آمریکایی و جلوگیری از گسترش تنش، از طریق واسطه‌ها هشدارهایی داده شده بود.

می‌توان تصور کرد که برداشت جمهوری اسلامی از قاطعیت ترامپ، او را در ردیف رئیس‌جمهوری مانند جورج دبلیو بوش قرار می‌داد که از اقدام نظامی روی‌گردان نبود. در دوران بوش، جمهوری اسلامی با وجود خصومت دیرینه، در افغانستان و عراق با آمریکا همکاری‌هایی داشت؛ اما در نهایت، بوش در سخنرانی خود از ایران به‌عنوان بخشی از «محور شرارت» نام برد.

جمهوری اسلامی ترامپ را سرسخت‌تر از آن می‌دید که بخواهد در خلیج فارس با عملیات ایذایی او را بیازماید، چه رسد به آنکه با رویارویی نظامی بهانه‌ای برای حمله فراهم کند. بااین‌حال، این برداشت در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ به‌تدریج رنگ باخت.

ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری

ترامپ با شعار بازگرداندن عظمت به آمریکا به قدرت رسید؛ شعاری که اهداف آن به‌تدریج مشخص شد: کاهش هزینه‌ها از طریق اخراج کارمندان دولت، اعمال تعرفه بر شرکای دیرینه و کم‌اهمیت جلوه‌دادن تعهدات آمریکا در قبال هم‌پیمانان نظامی در ناتو. این اقدامات به جهان پیام می‌داد که دولت ترامپ حاضر نیست مانند گذشته برای حمایت از هم‌پیمانان غربی هزینه کند، چه رسد به متحدانش در خاورمیانه.

اما مهم‌ترین پیام برای جمهوری اسلامی، سخنی بود که بارها از کاخ سفید تکرار شد: «ما قصد تغییر رژیم در ایران را نداریم.»

این پیام، حتی اگر بلوفی برای فریب جمهوری اسلامی بود، در تهران جدی گرفته می‌شد؛ زیرا با اقدامات ترامپ در قبال ناتو و روابطش با شرکای نظامی هم‌خوانی داشت. پیام دریافتی در تهران ساده بود: دولت ترامپ حاضر به پرداخت هزینه‌ای نامحدود نیست.

خطای راهبردی ترامپ و نیمه‌کاره رهاکردن جنگ

صرف‌نظر از پیام کاخ سفید مبنی بر نداشتن تمایل به تغییر رژیم، ترامپ کمی پیش از آغاز جنگ ۴۰روزه، در پاسخ به پرسشی درباره مدت جنگ، تلویحاً از بازه‌ای حدود شش هفته سخن گفت؛ هرچند احتمال داد این مدت کمتر یا بیشتر شود.

تفسیر این دو پیام را می‌توان شالوده اصلی نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با جنگ اخیر دانست: آمریکا تمایلی به سرنگونی نظام ندارد، مدت جنگ حدود شش هفته خواهد بود و اشغال زمینی نیز منتفی است. از دید مقامات جمهوری اسلامی، اگر بتوانند شش هفته دوام بیاورند، جنگ پایان خواهد یافت و نظام از خطر عبور خواهد کرد.

برخلاف پاسخ تمسخرآمیز و به‌ظاهر تیزهوشانه ترامپ به خبرنگاران درباره زمان عملیات نظامی، تعیین تلویحی دوره‌ای شش‌هفته‌ای را می‌توان خطای راهبردی کاخ سفید دانست. توقف ناگهانی جنگ ۱۲روزه با فشار آمریکا بر اسرائیل نیز شاهد دیگری بر تزلزل تصمیم‌گیری کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی بود.

امید به تحریم‌ها

وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً از اعمال تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران سخن گفته است. در مقابل، جمهوری اسلامی تا این لحظه بر مواضع قبلی خود درباره اعمال کنترل بر تنگه هرمز پافشاری کرده و تمایلی به مذاکره مستقیم نشان نداده است.

تداوم محاصره تنگه هرمز می‌تواند به مشکلات زنجیره‌ای اقتصادی، از کمبود سوخت تا کالاهای ضروری زندگی روزمره، منجر شود. حکومت از سوی دیگر با انتصاب حسین طائب به ریاست بسیج، خود را برای مقابله با اعتراضات احتمالی آماده کرده است. بسامد اعتراضات در ایران طی ۲۰ سال گذشته افزایش یافته، اما نتیجه آنها تاکنون تلفات بیشتر و خشونت عریان‌تر بوده است؛ نمونه اخیر آن اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بود.

یکی از اهداف اعمال تحریم‌های اقتصادی می‌تواند ایجاد فشار داخلی برای تغییر رویکرد جمهوری اسلامی در سیاست خارجی باشد؛ اما تجربه‌های گذشته نشان داده است که اعتراضات، بدون سازمان‌دهی، رهبری و برخورداری از پشتوانه مؤثر، با سرکوب حکومت روبه‌رو می‌شوند و لزوماً به نتیجه سیاسی مورد انتظار نمی‌رسند.

روزگار پیش روی جمهوری اسلامی را می‌توان با سال‌های پایانی حکومت بشار اسد مقایسه کرد؛ با این تفاوت که جمهوری اسلامی، با وجود داشتن مخالفان سیاسی گسترده، با یک نیروی منسجم و سازمان‌یافته که توازن قدرت را به‌طور جدی تغییر دهد روبه‌رو نیست.

در رسانه‌های جمهوری اسلامی از ترامپ با عنوان «قمارباز» یاد می‌شود. با وام‌گرفتن از چنین تعبیری ــ درست یا غلط ــ می‌توان گفت که او تا این لحظه در قمار جنگ با جمهوری اسلامی، کارت‌هایش را زودتر از موعد بازی کرده و طرف مقابل دست او را خوانده است.

آینده این رویارویی مشخص نیست و معلوم نیست طرفین چه کارت‌های دیگری برای بازی دارند؛ اما اگر وضعیت بر همین منوال باقی بماند، می‌توان پایانی ناموفق برای رئیس‌جمهور آمریکا متصور شد. جمهوری اسلامی برای عبور از فشارهای داخلی و خارجی به سرکوب و فرسایشی‌کردن بحران متوسل خواهد شد و تا زمانی که با فشاری معتبر، منسجم و پرهزینه روبه‌رو نشود، احتمال تغییر اساسی در رفتارش اندک خواهد بود.

کیانوش کسری



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy