کیوان خسروانی، طراح لباس شهبانو و از پیشگامان مد ایرانی درگذشت
ایندیپندنت فارسی - کیوان خسروانی، معمار، طراح و پژوهشگر و از چهرههای تاثیرگذار در شکلگیری زبان مدرن طراحی در ایران، در ۸۶ سالگی درگذشت.
خسروانی بنیانگذار فروشگاه «نامبر وان»، از نخستین بوتیکهای مدرن ایران، بود؛ فضایی که بخشی از فعالیت آن به استفاده از تولیدات محلی و منسوجات ایرانی اختصاص داشت. او در ادامه، به پیشنهاد شهبانو فرح پهلوی و با همکاری مهرمنیر جهانبانی و پری ذوالفقاری، حدود ۱۳ سال بر استفاده از ظرفیت صنایعدستی ایران در طراحی لباسهای رسمی و فاخر کار کرد.
حاصل تلاش او مجموعهای از لباسها بود که تکنیکها و منسوجات سنتی را وارد پوشش رسمی دربار کرد.
در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، همزمان با طرحهایی برای احیای صنایعدستی ایران، خسروانی و جهانبانی از جمله افرادی بودند که میکوشیدند میان حفظ مهارتهای سنتی و زبان طراحی معاصر پیوند برقرار کنند. خسروانی سالهای زیادی از زندگی حرفهای خود را صرف شناخت شیوههای بافت، چاپ و تزئین پارچه در نقاط مختلف ایران کرد؛ از ابریشم اسکو و قلمکار تا سوزندوزی بلوچستان.
خسروانی که در سالهای پایانی زندگی در پاریس اقامت داشت، معماری را در دانشگاه تهران نزد هوشنگ سیحون آموخته بود. فعالیت معماری او نیز بخش مهمی از کارنامهاش را تشکیل میدهد. مهمانسرای نایین و کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در گود زنبورکخانه از جمله پروژههای او بودند.
به گزارش ایران وایر نام کیوان خسروانی، علاوه بر معماری و طراحی لباس، با تاریخ جامعه همجنسگرایان ایران پیش از انقلاب نیز گره خورده است. ایرانوایر چند سال پیش در گزارشی درباره پیشینه جامعه الجیبیتی ایران، به زندگی و روابط اجتماعی خسروانی پرداخته بود.
در فضایی که سخن گفتن آشکار درباره گرایش جنسی بسیار محدود بود، از خسروانی بهعنوان یکی از چهرههای شناختهشده جامعه همجنسگرایان آن دوره یاد شده است. او از دوستان نزدیک بیژن صفاری، معمار و هنرمند ایرانی، و شریک زندگی او سهراب محوی بود و نام خسروانی در روایتها و اسناد مربوط به مراسم مشهور این دو در هتل کومودور تهران نیز دیده میشود.
اهمیت این بخش از زندگی خسروانی تنها به گرایش جنسی او محدود نمیشود؛ حضور او و دیگر چهرههای شناختهشده همجنسگرا در فضای فرهنگی و هنری آن دوران، بخشی کمتر روایتشده از تاریخ اجتماعی ایران را نشان میدهد. تاریخی که به دههها پیش از جمهوری اسلامی بازمیگردد و با وجود محدودیتهای اجتماعی آن زمان، نشانههایی از حضور و زیست جامعه الجیبیتی در عرصههای هنر، معماری و فرهنگ ایران را ثبت کرده است.

















