افزایش ابتلای زنان ایرانی به ایدز
ایران اینترنشنال - منصوره حسینی یگانه
مرکز تحقیقات ایدز ایران در تازهترین گزارش خود از وضعیت ابتلا به این بیماری در کشور اعلام کرد در سال ۱۴۰۴ حدود ۶۵ درصد موارد شناساییشده، از طریق رابطه جنسی مبتلا شدهاند و روند ابتلای زنان نیز در سالهای اخیر افزایش یافته است. اما در زیر پوست این گزارش چه میگذرد؟
به نظر میرسد در جامعهای که حکومتش چند دهه تحریم و چند جنگ را بر آن تحمیل کرده و در اقتصادی که هزینه مسکن و مواد غذایی با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد بسیاری از خانوارها افزایش یافته، مرز میان فقر و تنفروشی، باریک و باریکتر میشود.
در چنین شرایطی، زنانی که شبکه حمایتی ضعیفتری دارند، ممکن است زودتر از دیگران از لبه فقر به سمت بیخانمانی و اقتصاد غیررسمی رانده شوند.
این به معنای آن نیست که فقر بهطور خودکار به تنفروشی منجر میشود، اما فقر شدید، بیخانمانی و وابستگی اقتصادی، میتوانند قدرت انتخاب و امکان مقاومت در برابر استثمار را به شدت محدود کنند.
یک
با اصرار علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، بر سیاستهای افزایش جمعیت در کشور، فشار ساختاری و خطرهای پرشماری بر حقوق، بهداشت و امنیت اقتصادی زنان تحمیل شده است.
ممنوعیت یا جرمانگاری ارائه رایگان وسایل پیشگیری در شبکه بهداشت عمومی، ریسک ابتلای زنان را افزایش داده است و فقدان زیرساختهای حمایتی واقعی، گاهی زنان را مجبور به تن دادن به مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و کمدرآمد میکند.
فشار اقتصادی، استقلال مالی زنان را کاهش داده و قدرت تصمیمگیری و توان خروج آنها را از روابط آسیبزا یا سوءاستفادهگرانه، سلب میکند و در این میان، بیشترین تبعات این سیاستها متوجه زنان طبقات فرودست و مناطق محروم است که به بهداشت استانداردهای درمان و اقلام پیشگیری، دسترسی ندارند.
دو
مطالعات مربوط به زنان تنفروش در ایران یک ویژگی مشترک دیگر هم دارند: تنفروشی اغلب یک پدیده منفرد نیست. مصرف مواد، بیخانمانی، خشونت جنسی و ناامنی اقتصادی، بارها در زندگی زنان مورد مطالعه، در کنار یکدیگر دیده شدهاند.
ممکن است زنی ابتدا خانهاش را از دست بدهد و بعد برای تحمل زندگی خیابانی به مواد روی بیاورد. زن دیگری ممکن است ابتدا گرفتار اعتیاد شود و برای تامین هزینه مواد به رابطه جنسی در برابر پول برسد. و برای زنی دیگر، طلاق یا خشونت خانگی میتواند نقطه آغاز سقوط اقتصادی باشد.
در زندگی واقعی، مرز این عوامل همیشه روشن نیست. همزمان، الگوی اچآیوی هم تغییر کرده است.
سه
یک مطالعه تطبیقی، - مقایسه با پاکستان -، همسایه مسلمان ایران، نشان میدهد چرا باید در استفاده از عبارت «کاهش سن تنفروشی» محتاط بود.
در یک تحقیق که زنان تنفروش در ۹ شهر پاکستان را در فاصله چند سال بررسی کرد، پژوهشگران واقعا توانستند یک تغییر سنی را اندازهگیری کنند: سن میانه ورود به تنفروشی طی پنج سال حدود دو سال پایین آمد.
به عبارت دیگر، در پاکستان برای یک دوره مشخص شواهد آماری وجود دارد که اجازه میدهد از «کاهش سن ورود» صحبت شود.
برای ایران چنین شواهد روشنی وجود ندارد و این تفاوت مهم است.
دادههای ایران بیشتر جمعیتی از زنان بزرگسال را نشان میدهند که تعداد قابل توجهی از آنان ازدواج و طلاق را تجربه کردهاند و در دهههای ۳۰ و ۴۰ زندگی همچنان در چرخه تنفروشی قرار دارند.
از سوی دیگر، در هر دو کشور یک نقطه مشترک دیده میشود: تنفروشی در خلأ اتفاق نمیافتد.
چهار
شاید مهمترین تغییر در تنفروشی در ایران را نتوان با یک عدد درباره سن توضیح داد.
دختران نوجوان همچنان در معرض استثمار جنسی قرار دارند و وجود زنانی که پیش از ۱۸ سالگی وارد تنفروشی شدهاند یک واقعیت ثبتشده در پژوهشهای ایران است.
گاهی زنی پس از سالها زندگی خانوادگی، پس از طلاق، از دست دادن شغل یا خانه و در میانه زندگی، به این نقطه میرسد. اگر چنین تغییری در حال گسترش باشد، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که سن تنفروشی در ایران بالا رفته یا پایین آمده است.
پرسش این است که چه چیزی در ساختار اقتصادی و حمایتی جامعه ایران تغییر کرده که زنان بیشتری ممکن است حتی در میانسالی، فاصله میان یک زندگی معمولی و «ته خط» را در مدتی کوتاه طی کنند؟
پنج
وقتی رییس مرکز تحقیقات ایدز ایران گفته است در سال گذشته حدود دو سوم موارد جدید شناساییشده اچآیوی از طریق رابطه جنسی منتقل شدهاند، این تحول برای کشوری که اپیدمی اچآیوی آن زمانی بیش از هر چیز با اعتیاد تزریقی بود، تغییر مهمی است.
حال، برای زنانی که در شرایط اقتصادی و اجتماعی آسیبپذیر، وارد رابطه جنسی در برابر پول میشوند، تغییر الگوی اچآیوی یک خطر مضاعف ایجاد میکند؛ بهخصوص اگر حکومت، امکان استفاده از کاندوم یا توان اقتصادی مراجعه به خدمات درمانی را محدود کرده باشد.

















