در تازهترین تحول در سیاست تحریمی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، وزارت خزانهداری ایالات متحده «مجوز عمومی G» را به حالت تعلیق درآورده است؛ تصمیمی که آثار آن مستقیماً متوجه دانشجویان، پژوهشگران، متقاضیان تحصیل در خارج و ایرانیان دارای تابعیت یا اقامت آمریکا شده است. دامنه این فشارها دیگر به نفت، بانک و صنایع نظامی محدود نمیشود و تحصیل، آزمونهای علمی، سفرهای عادی و زندگی روزمره مردم را نیز تحتتأثیر قرار داده است.
مجوز عمومی G در سال ۲۰۱۴ از سوی دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، موسوم به OFAC، صادر شد. این مجوز به مؤسسات دانشگاهی معتبر آمریکا اجازه میداد با دانشگاههای ایران برنامههای تبادل علمی برقرار کنند، به دانشجویان ایرانی بورسیه تحصیلی بدهند و برخی خدمات آموزشی، دورههای آنلاین و آزمونهای استاندارد را در ایران ارائه کنند.
اما وزارت خزانهداری آمریکا در ماه آگوست ۲۰۲۶ این مجوز را به حالت تعلیق درآورد. یکی از فوریترین نتایج این تصمیم، توقف برگزاری آزمونهای TOEFL و GRE در داخل ایران بود. مؤسسه ETS (سازمان خدمات آزمونهای آموزشی) اعلام کرد نوبتهای آینده این آزمونها در ایران لغو میشوند و در حال حاضر زمان مشخصی برای ازسرگیری آنها وجود ندارد.
این محدودیت، بر اساس محل ارائه خدمات است و نه صرفاً تابعیت داوطلب. بنابراین، یک تبعه ایرانی ممکن است بتواند در کشور دیگری مانند ترکیه، ارمنستان یا امارات در آزمون شرکت کند. اما این راهحل برای بسیاری از دانشجویان تنها روی کاغذ امکانپذیر است. هزینه سنگین بلیت، هتل، ویزا، تبدیل ارز و پرداخت بینالمللی موجب میشود شرکت در یک آزمون ساده به سفری پرهزینه و طاقتفرسا تبدیل شود.
تعلیق مجوز G ممکن است سایر آزمونهای ورودی دانشگاهی و حرفهای آمریکایی را نیز با مشکل روبهرو کند. درباره آزمونهایی مانند LSAT (آزمون ورودی به دانشکدههای حقوق) باید میان اثر حقوقی تعلیق مجوز و اعلام رسمی مؤسسه برگزارکننده تفاوت گذاشت. بااینحال، حتی اگر شرکت در آزمون کاملاً ممنوع نشده باشد، پرداخت هزینه، ارسال نمره، دسترسی به خدمات آنلاین و یافتن مرکز آزمون برای افراد داخل ایران میتواند دشوار یا ناممکن شود.
تحریمهای گستردهتر علیه بخش هواپیمایی ایران نیز فشار دیگری بر مردم ایران وارد میکند. اشخاص آمریکایی، از جمله شهروندان آمریکا و دارندگان گرینکارت، عموماً نمیتوانند با شرکتهای قرارگرفته در فهرست اشخاص تحریمشده OFAC معامله کنند، مگر آنکه معافیت یا مجوز مشخصی وجود داشته باشد. درنتیجه، یک ایرانی-آمریکایی ممکن است نتواند از یک شرکت هواپیمایی تحریمشده بلیت بخرد یا به آن پول پرداخت کند.
البته اصل سفر یک شهروند آمریکایی به ایران لزوماً ممنوع نیست و معاملات متعارف و ضروری مربوط به سفر عموماً از تحریمها مستثنی هستند. مشکل هنگامی ایجاد میشود که مسافر با یک شرکت هواپیمایی مشخصِ تحریمشده، نماینده فروش یا واسطه مالی آن معامله کند. پیچیدگی مقررات باعث میشود حتی یک مسافر عادی نیز نگران نقض ناخواسته قوانین آمریکا و در نتیجه مجازات آن باشد.
اما برای درک کامل پیامدهای این سیاستها، باید وضعیت دشوار زندگی در داخل ایران را نیز دید. مردم ایران سالهاست زیر فشار همزمان تحریمهای خارجی، تورم سنگین، کاهش ارزش پول ملی و مدیریت ناکارآمد داخلی زندگی میکنند. قیمت مواد غذایی، مسکن، بنزین، دارو، پوشاک و وسایل ضروری بهسرعت افزایش یافته، درحالیکه درآمد بسیاری از خانوادهها متناسب با آن رشد نکرده است. تهیه بعضی کالاها دشوار شده و کمبود یا افزایش ناگهانی قیمت دارو و تجهیزات پزشکی، بیماران و سالمندان را با نگرانی جدی روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، هزینه شرکت در آزمون خارجی فقط یک هزینه آموزشی نیست. خانوادهای که برای تأمین اجارهخانه، خوراک و درمان مشکل دارد، باید مبلغی سنگین برای ثبتنام آزمون و سپس سفر فرزند خود به کشوری دیگر فراهم کند. بسیاری از جوانان پس از ماهها مطالعه و صرف هزینه، ناگهان متوجه میشوند مرکز آزمون تعطیل شده یا امکان پرداخت و ارسال نمره وجود ندارد. این وضعیت احساس ناامیدی، تبعیض و بیآیندگی را در میان نسل تحصیلکرده تشدید میکند.
در کنار نقش تحریمهای آمریکا، نمیتوان از مسئولیت دولت جمهوری اسلامی ایران چشمپوشی کرد. دولت وظیفه دارد آثار تحریمها را بر مردم کاهش دهد، منابع کشور را به نیازهای اساسی مردم ایران اختصاص دهد و برای تأمین دارو، کالاهای ضروری، آموزش و ارتباطات علمی راهحلهای شفاف و قانونی پیدا کند. بااینحال، بیتوجهی به مشکلات روزمره مردم، فساد، سوءمدیریت، نبود شفافیت و اولویتدادن به هزینههای سیاسی و امنیتی، سختی زندگی را چند برابر کرده است.
مردم ایران میان دو فشار گرفتار شدهاند: از یکسو سیاست تحریمی آمریکا که ظاهراً حکومت را هدف قرار میدهد اما آثار آن به دانشجو، بیمار، مسافر و خانواده عادی منتقل میشود؛ و از سوی دیگر حکومتی که نتوانسته یا نخواسته است از منابع کشور برای کاهش رنج مردم خود استفاده معقولی کند. نتیجه، گرانی، فقر، کمبود کالا، محدودیت سفر، انسداد فرصتهای آموزشی و افزایش مهاجرت جوانان است.
تحریم یک آزمون علمی یا محدودکردن سفر دانشجویان، رفتار حکومت جمهوری اسلامی ایران را تغییر نخواهد داد. این اقدامات عمدتاً آینده جوانانی را دشوار میکند که بسیاری از آنان هیچ نقشی در سیاستهای جمهوری اسلامی ندارند. هم دولت آمریکا باید آثار انسانی تصمیمات خود را بسنجد و برای آموزش و تبادلات علمی معافیت روشن ایجاد کند، و هم دولت ایران باید بهجای بیتوجهی و شعار، مسئولیت مستقیم خود در برابر معیشت، آزادی و آینده مردم ایران را بپذیرد.
















