Tuesday, Sep 15, 2026

صفحه نخست » چند کلمه خطاب به خلبان «براوو»؛ نیازی به گفتن اعداد دقیق نیست!؛ ف. م. سخن

IMG_6923.pngگفت و گوی برنامه ی «۶۰ دقیقه»ی سی بی اس با افسر تسلیحات هواپیمای «اف-۱۵ E » ارتش امریکا را که بر فراز ایران مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد دیدم و ماجرای معجزه آسای زنده ماندن و نجات او را بعد از نزدیک به ۵۰ ساعت تعقیب و گریز شنیدم.

تمام چیزهایی که او در باره ی سقوط و نجات اش بیان کرد در عین معجزه آسا بودن کاملا امکان پذیر است و تلاش دستگاه تبلیغات جمهوری نکبت اسلامی برای ایجاد شک در این ماجرا دستکم برای کسانی که داستان های محیرالعقول نجات برخی از تفنگچیان جمهوری اسلامی را شنیده اند کاملا بی دلیل است.

اما توصیه ای که برای این افسر و دستگاه خبررسانی ارتش امریکا دارم ضرب المثلی ست که می گوید:
از گفتن چیزی که باور نکردنی ست خودداری کن چون ضررش به مراتب بیشتر از منفعت اش است!

در کلِ گفتار افسر مربوطه تنها دو نکته وجود داشت که نگفتن اش بهتر از گفتن اش بود:
اول سرعت برخورد با زمین با چتر آسیب دیده که کارشناسان آن را ۷۰ تا ۱۰۰ مایل در ساعت (۱۱۲ تا ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت) برآورد کرده اند و دوم رفتن به ارتفاعات ۷۰۰۰ پایی (۲۱۰۰ متری) با کمر شکسته.


البته دشمن، از هر حرف کاملا واقعی نیز می تواند داستان برای تمسخر و خلاف واقع نشان دادن استفاده کند ولی در مواردی که اتفاقی معجزه آسا می افتد و در موارد معدود و استثنایی کاملا امکان پذیر است بهتر است موضوع با اعداد و ارقام «بیان نشود» و به بیان کلیت اکتفا شود.

به خاطر دارم در زمان جوانی من کارگری از فراز ساختمانی در حال ساخت از طبقه هشتم یا نهم سقوط کرد و کوچکترین آسیبی ندید و کارشناسان گفتند او اگر با سرش که کلاه ایمنی داشت سقوط نمی کرد قطعا می مُرد! (متاسفانه این اتفاق در منابع اینترنتی قابل یافتن نیست و اگر خودم آن را در نشریات قدیم نخوانده بودم بهتر بود آن را به توصیه خودم نقل نمی کردم!)

قطعا ارتش امریکا افسر مورد بحث را به لحاظ جسمی و روانی تحت نظر خواهد داشت و توصیه ی من این است که از معالجات روانپزشکی استفاده کند چون در زمان جنگ ایران و عراق یک بار که قرار بود ما برای کمین به پشت خط دشمن نفوذ کنیم، سربازان عراقی از این کمین با خبر شده بودند و با بوته هایی که به خود نصب کرده بودند، ما را در محاصره داشتند که به محض حرکت بوته ها ما شروع به فرار کردیم و چون می خواستند ما را اسیر بگیرند به ما مستقیما شلیک نکردند و بعد از چهل سال هنوز که هنوز است کابوس بوته های در حال حرکت و فرار ما از دست آن ها برای من تکرار می شود....



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy