در ربط و رابطه خیزشهای انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و «شیر و خورشید»
شهلا شفیق - خبرنامه گویا
در سالگرد خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» (۱۴۰۱)، شاهد پافشاری برخی از مدعیان ضدیت با جمهوری اسلامی و دفاع از حقوق زنان بر تفریق و تفرق این خیزش، با «انقلاب شیر و خورشید» هستیم که ایران را تکان داد و در دیماه ۱۴۰۴ با کشتاری سهمگین به خون نشست. اینک اصرار اینان بر تقابل این دو رخداد شدت گرفته است، حال آنکه این دو خیزش عمومی، در روند مبارزات مردم ایران برای خلاصی از هیولای جمهوری اسلامی، در ربط تنگاتنگ با یکدیگر رخ دادهاند. اگر انقلاب «زن، زندگی، آزادی» بیانگر طرد ایدئولوژی امتگرای جمهوری اسلامی از جانب اکثریت مردم بود، انقلاب شیر و خورشید، که ترکیب اجتماعی مشابهی را با وسعت بیشتر به صحنه آورد، با وضوح بخشیدن به شعارها و نمادهای ایرانگرا و طرح بدیل، خواست قاطع براندازی حکومت را تبلور میداد. ناگفته نماند که «ایرانگرایی» در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» هم به هیچ رو غایب نبود.
در جستار «تندری از واژهها» (Un orage de mots) که در سپتامبر ۲۰۲۵ به زبان فرانسه منتشر شد، با واکاوی کلمههای کلیدی این اعتراضات و گفتههای زنان و مردانی که در این میدان جان فدا کردند، این مشاهده را در فرازی تحت عنوان برآمد «ایرانیت» چنین مطرح کردم:
«تتوی نقش شیر و خورشید بر پوست مجیدرضا رهنورد، به ما از واقعیتی میگوید که در رویداد انقلابی «زن، زندگی، آزادی» جاری و ساری است: قوام خلاقانه آن «ایرانیت» که ارجگذار رنگارنگی قومی، مذهبی و فرهنگی ایران است و پایهگذار یکپارچگی مردمی حول ارزشهایی است که خیزش «زن، زندگی، آزادی» بر آن استوار است. شعار «از کردستان تا تهران، جانم فدای ایران» که (پس از قتل حکومتی مهسا ـ ژینا امینی) در اعتراضات طنین انداخت و با آوردن نام دیگر مناطق ایران تکرار و گسترده شد، به این واقعیت وضوح میبخشید. دیگر شعارهایی که در سالهای اخیر در اعتراضات مردمی فریاد زده شدهاند، و از آن جمله «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست»، نشانگر تمنای ایرانیان برای گشودگی به جهاناند. اینک سالهاست که در نفی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، شعارهایی از این دست در اعتراضات مردمی فریاد زده میشود؛ از آن جمله شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» که به حمایت فعال جمهوری اسلامی از گروههای اسلامگرا در خاورمیانه نظر دارد.»
در ادامه این تأمل، همراه با نقلقولهایی از صفحات مجازی جانباختگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» که از عشق و افتخارشان به ایران میگفتند، نتیجه گرفتم که: «بالیدن ایرانیت، ترجمان رودررویی مردم با حکومتی است که با تمام قوا کوشیده و میکوشد آنان را به یک امت تحت یوغ ولایت فقیه بدل سازد. اینچنین، در متن یک مقاومت فرهنگی که در دهههای اخیر روزبهروز گسترش یافته، شاهد بالیدن آن ایرانیت هستیم که با پذیرش ارزشهای انساندوستانه، از کینورزی نسبت به «دیگری و دیگران» و خصومت با «تفاوتها» رو برمیگرداند و نوای آزادی، عشق و دوستی سر میدهد.»
بهواقع در ربط با برآمد این ایرانیت است، سه سال بعد از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، طنینانداز شدن نام رضا پهلوی به مثابه رهبر سیاسی جایگزین، در انقلاب شیر و خورشید، معنا پیدا میکند. جمهوری اسلامی با کشتار دهها هزار ایرانی معترض نشان داد که این معنا را دریافته و برای بقا از هیچ جنایتی روگردان نیست. روشن است که جانیان حاکم، که بر این خیال باطل بودند که با سرکوب «زن، زندگی، آزادی» کار خود را پیش بردهاند، از «انقلاب شیر و خورشید» که صحنههای بیبدیلی از رشادت و شجاعت مردم بهپاخاسته را پیش چشم گذاشت، هیچ درسی نگرفتهاند و نمیتوانند بگیرند. چرا که اینان فقط و فقط در پی باقی ماندن در قدرت هستند.
پرسش اما اینجاست که نافهمی و بدفهمی آنانی که در صف مخالفان جمهوری اسلامی همچنان بر تحریف ربط درونی این خیزشهای انقلابی اصرار میورزند و اطراف آن نظریهپردازی میکنند، چه معنا و چه دلیلی دارد؟
پاسخ هر چه باشد، برای من روشن است که هرگونه تلاش برای تفریق و تفرق میان خیزشهای انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و «شیر و خورشید»، علیرغم هر انگیزه و هدف، تنها و تنها به بقای حاکمان غارتگر و خونریز یاری میرساند.















