«رسم زندگی از آسیاب بیاموز که درشت میستاند و نرم پس میدهد.» در پس این جمله زیبا، تفکر بزرگمردی خوابیده که عشق و شادی را پیام میداد و جوانمردی را آن میدانست که «شوخ از تن برآری و پیش چشم نیاری». جملاتی ساده از «ابوسعید ابوالخیر» که اساس یک اخلاق اجتماعی مبتنی بر احترام و مدارا، تلاش بیمنت در راه رسیدن به یک فضای انسانی و دموکراتیک برای ساختن جامعهای متعالی را تشکیل میدهد.
من بهعنوان یک مبارز سیاسی گذرکرده از خشونت فیزیکی خوابیده در بطن مبارزه چریکی و خشونت پنهان کلامی در ادبیاتی که روزی زندهیاد شاپور بختیار را «نوکر بیاختیار» میخواند و «سازمان پیکار را تربچههای سرخ»، حال بهعنوان کسی که از این مراحل عبور کرده و آزادی ایران را در گرو تشکیل یک جبهه فراگیر از تمامی سازمانها و افرادی میدانم که عمیقاً به ایران مهر میورزند و حاضرند برای شکل دادن به چنین ائتلاف وسیعی از تمام توانمندیهای خود در جهت ایجاد یک فضای سیاسی دموکراتیک که در آن هر فرد و جریانی بتواند آزادانه نقطهنظرات خود را با حفظ پرنسیبهای اخلاقی و هویت سیاسی ابراز کنند، دفاع میکنم.
با نگاهی دقیق به صفبندی نیروها و خواست مردم برای دست یافتن به آزادی و انتخاب آزادانه حکومت مورد نظر خود، هیچ فردی را به اندازه شخص شاهزاده رضا پهلوی که مورد حمایت بخش بزرگی از مردم است اصلحتر نمیدانم.
کسی که با منش و رفتار خود در طی سالها به نماد اطمینانبخشی بین مردم، چه آن دسته که امروز با مراجعه به دوران پهلوی در حسرت بازگشت به همان دوراناند و چه بخشی از نسل جوان که شیوه زندگی و برخورد کاملاً متفاوت ایشان با امر اجتماعی و آزادیهای فردی و تأکید بر انتخاب آزادانه مردم در بعد سقوط جمهوری اسلامی را میبینند و تحسین میکنند! من نیز عمیقاً به نقش سازنده و تأثیرگذار ایشان در این جابهجایی اعتقاد دارم و شرط پیروزی بر جمهوری اسلامی را در حمایت از ایشان و تقویت جبهه ایشان میدانم!
چهرهای که بخش بزرگی از جامعه ایشان را نماد گذار مسالمتآمیز و مدرن میدانند. کسی که همواره کوشیده است، برخلاف برخی اطرافیان پرسروصدا و هتاک و هواداران «سلطنتطلب دوآتشه خود که کاسههای داغتر از آشاند»، با ادب، مناعت طبع، گفتار متین و آرام همراه با احترام با مخالفان خود سخن بگوید. چرا که تنها راه نجات ایران را «در نزدیکی نیروهای سیاسی، گفتوگو و کنار گذاشتن کینههای تاریخی میدانند». راهی سخت اما قابل وصول!
اگر مهر ایران و آینده این سرزمین و مردمان آن و نسلهای آینده را عمیقاً بر دل داریم، باید بپذیریم که تنها یک ائتلاف گسترده میتواند کارساز باشد.
در این راه برخورد مؤدبانه توأم با مسئولیت شاهزاده رضا پهلوی در برابر شدیدترین حملات مخالفان که هرگز برآشفته نشده و از خشونت کلامی پرهیز کرده و پیوسته برای ساختن ایرانی سکولار و دموکراتیک تأکید میکنند، سرمشق خوبی است. کسی که میگوید «برای ساختن آینده ایران باید به هم نزدیک شویم، نه اینکه یکدیگر را حذف کنیم»، الگوی مهمی که نشان از همین مهر و تعهد اخلاقی نسبت به فرهنگ و تمدن این سرزمین را در خود دارد.
نگاهی که از آزادی اندیشه و بیان و تنوع فکری در جامعه حمایت میکند. نگاه و عملی که میتواند در مبارزه با جمهوری اسلامی و دوران گذار پس از سرنگونی جمهوری اسلامی اعتمادبرانگیز و یاریرسان باشد.
اما متأسفانه، رفتار برخی افراد که خود را سلطنتطلب دوآتشه معرفی میکنند، درست در نقطه مقابل این فرهنگ مدارا قرار گرفته و به عاملی برای تشنجآفرینی، رودررویی جریانها و افراد مبدل گردیده است.
گروهی کوچک اما پرسروصدا، با ادبیات تند، تحقیرکننده و گاه توهینآمیز نسبت به دیگر جریانها که عملاً فضای سیاسی را آلوده میکنند و تصویری نادرست از هواداران پادشاهیخواه ارائه میدهند. رفتارهایی که هیچ نسبتی با رفتار و فرهنگ شاهزاده رضا پهلوی ندارند و تنها نتیجه آن تولید خشونت کلامی به نام ایشان است! رفتاری که نهتنها چهره ایشان را مخدوش میکند، بلکه باعث میشود بسیاری از نیروهای سیاسی از همکاری با این جریان که طرفدارانی چنین بیمایه، هتاک و بیمسئولیت حتی در برابر رهبری خود دارند سر باز زنند. ادبیاتی مخرب، تند، آمیخته با نوعی تفرعن و برتریطلبی که شکاف موجود بین نیروهای اپوزیسیون را عمیقتر میکند و بر انزوای جریانها میافزاید! تنش میان نیروهای سیاسی را افزایش میدهد.
نسلی که در خیابانها شعار «زن، زندگی، آزادی» سر داده و سر میدهد! پیش از هر زمان نیازمند همگرایی است. نه دنبال ایدئولوژیهای سنگین و زنگار بسته گروههاست و نه اسیر دشمنسازیهای تاریخی آنان! این نسل خواهان «زندگی ساده، آزاد و انسانی است». پرهیز میکنند از برخوردهای مشتی آدمهای دماغسربالا که از کلامشان جز من، جز تحقیر دیگران و هتاکی چیزی دیگری عاید این جنبش مردمی نمیشود. در چنین فضای ایجادشده توسط این نیروهای پرسروصدا که مسلماً عناصر مشکوک نفوذی در میان آنها کم نیستند! تنش میان نیروهای سیاسی افزایش مییابد و گفتوگوها ناممکن میشود. چهره جریانهای پادشاهیخواه خشن، غیرمدرن، چیزی شبیه همین لمپنهای جمهوری اسلامی میگردد. بهانه به دست مخالفان میدهد تا کل این جریان و به تبع آن شخص شاهزاده رضا پهلوی را بیاعتبار کنند.
این رفتارها نهتنها کمکی به آینده ایران نمیکند، بلکه بهطور مستقیم به زیان همان آرمانی عمل میکند که این افراد ادعای دفاع از آن را دارند. افرادی که برای اثبات وفاداری خود، از اصل ماجرا جلو میزنند و به جای دفاع منطقی، به حمله و تحقیر روی میآورند و نهایتاً کلوخانداز اجاق آتشی میشوند که جمهوری اسلامی برپا کرده است. خطر چنین هوادارانی جدیتر از هر خطر دیگری برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران است. با برخورد منطقی و انتقادی، راه بر نفوذ و برتریجویی این جریانهای مشکوک و لطمهزننده به جنبش انقلابی ایران را ببندیم.
اجازه ندهیم فرهنگ لمپنی جاری در فرهنگ جمهوری اسلامی به زبان گفتمانی جریانهای سیاسی اپوزیسیون بدل شود، فضای گفتوگو را مسموم کند و مانع از همگرایی ملی گردد.

















