"Only alienness is the antidote to alienation"
(Adorno)
«فقط بیگانه شدن پادزهر بیگانگی است» (آدورنو)
پیشگفتار
گفتمان بیگانگی در اینجا به جنبههای هویت ملی و تاریخی ایرانیان میپردازد. این مفهوم اغلب در مباحث مربوط به نقد هویت، ملیگرایی مدرن یا تحلیلهای جامعهشناختی مورد توجه قرار میگیرد و بر این باور استوار است که با ورود اسلام به ایران، یک گسست فرهنگی و مذهبی ایجاد شد که فاصلهای میان ایرانیان و ریشهها و تاریخ پیش از اسلامشان، یعنی ایران باستان، پدید آورد. از این منظر، ازخودبیگانگی تاریخی زمانی اتفاق میافتد که چیزی که بهگونهای سرشتی برای ما آشنا بوده، ناگهان بیگانه به نظر میرسد.
ورود اسلام به ایران
وقتی اسلام در ایران گسترش یافت، تاریخ و سنتهای فرهنگی و مذهبی دوران باستان ایرانیان با نگاهی انتقادی بهعنوان «جهل» یا «خرافه» مورد ارزیابی قرار گرفت و به شکلی منفی برداشت شد. این رویکرد سبب گردید که ایرانیان از سابقه تاریخی و فرهنگی خود فاصله بگیرند.
آیین زرتشتی، که زمانی دین رسمی ساسانیان بود، بهعنوان دین «آتشپرستان» یا «گبر» شناخته شد، اصطلاحی که اغلب بار تحقیرآمیز دارد. پذیرش خط عربی و ورود واژگان وامگرفته از آن، که امروزه حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد از واژگان فارسی را شامل میشود، همراه با کنار رفتن زبان فرهنگی فارسی میانه (پهلوی)، فاصلهای با متون پیشاسلامی ایجاد کرد. این امر باعث شد که بسیاری از ایرانیان دیگر قادر به خواندن ادبیات گذشته خود به زبان اصلی نباشند و همچنان نیز این مشکل وجود دارد.
با وجود هزاران سال سنت شاهنامهخوانی و تبلیغ ناسیونالیسم و ملیگرایی توسط سلسله پهلوی (مانند جشنهای ۲۵۰۰ ساله)، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷، این گفته هگل تأیید شد که «ایرانیان با پذیرش اسلام ملیت خود را از دست دادند.» (۱)
تنها راه رهایی از این بیگانگی تاریخی ایرانیان از دوران باستان خود، با فیلسوف آلمانی آدورنو (۲)، «بیگانه شدن» است: بیگانه شدن از فرهنگ و مذهب اسلام.
۱ - Hegel, Vorlesung über die Ästhetik
۲ - Theodor W. Adorno: "Nur Fremdheit ist das Gegengift gegen Entfremdung", in: Minima Moralia
مسعود امیرخلیلی

















