ویژه خبرنامه گویا
شماری ایرانیان با چشم بستن و ندیدهگرفتن زمینههایی که در گذر زمان به نقطه اوج خود و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران رسیده است، چنان میهندوست شدهاند که با محکوم کردن حمله، بنا بر پروپاگاندای حکومت اسلامی، آن را «تجاوز» نامیده و چه بخواهند و چه نخواهند در کنار حکومت آدمخوار اسلامی قرار گرفتهاند. در میان این ایرانیان گروههایی از همان چپهای ضد امپریالیست و ضد اسرائیل و رفقای تروریستهای فلسطینی هستند، همان «فلسطینیها» که در جنگ ۶+۲ از صدامحسین پشتیبانی کردند. زمینهساز آن جنگ ویرانگر با عراق هم نادانی و خودبزرگبینی آخوند شیاد خمینی بود.
نخستین زمینه حمله
هجوم به سفارت آمریکا، که در حقیقت خاک آن کشور است، از نخستین زمینههای حمله کنونی به حکومت اسلامی ایران بوده است. اگر وضعیت آن زمان اجازه میداد، آمریکا همان هنگام قانوناً میتوانست به ایران حمله کند، ولی برآورد از جو انقلابی آن دوران در ایران و دیگر برآوردهای سیاسی، از واکنش سخت آمریکا جلوگیری کرد که خود خواهان بحث بیشتری است.
رفتار تجاوزگرانه و باجگیری حکومت اسلامی با گروگانگیریها، بهویژه خبرنگاران از کشورهای گوناگون در لبنان، دامنه گستردهتری یافت. در معامله بر سر آزادی گروگانهای سفارت آمریکا، جنگافزارهایی با یاری اسرائیل که مبادله در روی دریا و کشتیبهکشتی انجام میشد، به حکومت ایران رسید. حکومت هرگز واژهای درباره این یاریهای اسرائیل به زبان نیاورد و همچنان با بیشرمی هرروزه نیز برای تهییج مردمان سادهدل باورمند، شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را تکرار میکرد.
حکومت اسلامی پس از خمینی، با یک دسیسه و ترفند اسلامی از سوی رفسنجانی، احمد خمینی و یاری حتماً دیگرانی، آخوند خامنهای را به رهبری رساند؛ آخوندی که یکشبه ردای آیتاللهی بر دوش افکند و فاجعه تشکیل گروههای نیابتی برای ترور و بمبگذاری در منطقه و سراسر جهان، از هند و فیلیپین و پاکستان و افغانستان گرفته تا آفریقا، اروپا، آمریکا و آمریکای لاتین، شکل تازهای به خود گرفت. رهبر خودخواهی که خود را در قامت «رهبر مسلمانان جهان» میدید و رفتارهای مجیزگویان و کاسهلیسان سخت او را از خود بیخود کرده بود، سرمایههای ایران را در دل این مزدوران و تبهکاران خالی کرد.
چند نمونه دیگر که زمینههای حمله امروز به حکومت هستند
- بمبگذاری در سفارت آمریکا در بیروت در ۱۸ آوریل ۱۹۸۳ (۲۹ فروردین ۱۳۶۲) که به کشتهشدن ۶۲ تن، از آن میان ۱۷ آمریکایی، انجامید؛
- بمبگذاری در مرکز همیاری یهودان آرژانتینی در آرژانتین در ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ (۲۷ تیر ۱۳۷۳) که به کشته شدن ۸۵ تن از یهودیان آرژانتین و زخمی شدن بیش از سیصد تن انجامید و آن را بزرگترین رویداد خونین تاریخ کنونی آمریکای لاتین نامیدهاند؛
- بمبگذاری در ظهران عربستان در ۲۵ ژوئن ۱۹۹۶ (۴ تیر ۱۳۷۵) در یک ساختمان بزرگ مسکونی به نام برجهای خبر در نزدیکی پایگاه نظامی ملک عبدالعزیز که محل سکونت پرسنل نظامی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و خود عربستان بود. ویرانی این ساختمان با یک کامیون مواد منفجره انجام گرفت که ۱۹ آمریکایی و یک تن شهروند عربستان کشته و بین ۳۷۲ تا ۵۰۰ تن از ملیتهای گوناگون زخمی شدند.
اینها تنها چند نمونه بود. بنا بر گزارشهای نهادهای رسمی چون وزارت خارجه آمریکا، حکومت اسلامی در ترورها و حملههای تروریستی در بیش از ۴۰ کشور جهان شرکت داشته و بیش از ۳۶۰ ترور انجام داده است.
خوانندگان علاقهمند برای پژوهش بیشتر در این زمینه، میتوانند سری به وبسایت ارزنده «بنیاد عبدالرحمن برومند» و دو بانوی پرتلاش و کوشنده برومند بزنند.
پایان سخن
لُب سخن این است که: ۴۷ سال حکومت مافیایی و آدمخوار اسلامی با ترور و جنایت در سراسر جهان، با تجاوز و دخالت در کشورهای منطقه و پدید آوردن مزدوران نیابتی با هزینههای سرسامآور از سرمایههای مردم ایران، که همه با آن آشنا هستند، با حمله شوم هفت اکتبر ۲۰۲۳ تروریستهای حماس و چند گروه کوچک فلسطینی دیگر به اسرائیل، که شرکت حکومت اسلامی در آن بیشکوشبهه بود، دیگر بردباری و تحمل اسرائیل و آمریکا را به پایان رساند و ضربههای کوبنده و نابودکننده آنان آغاز شد که سرانجامش به کوبیدن سر اُختاپوس در حکومت اسلامی ایران رسید. باید به تکرار گفت:
خودکرده را تدبیر نیست. اکنون حکومت با هزار ترفند و آویختن به دوران هخامنشی و کوروش، که تا دیروز از رفتن به آرامگاه او به هر وسیله جلوگیری میکرد، داریوش، شاهنامه، رستم و سرود «ای ایران» میخواهد خود را ایرانی و ملیگرا بنمایاند، ولی دستان و چهره خونآلود او از خون جوانان، مردان و زنان ایرانی پاکشدنی نیستند و مردم بهدرستی این حکومت را بزرگترین دشمن ایران و ایرانی میدانند. سپاهی، بسیجی و ارتشیای که هرچه زودتر خود را از این سیستم ضد ایرانی و خونریز جدا نکند، شایسته هر مجازاتی است که در آینده با آن روبهرو شود.

















