خبرنامه گویا - آنچه در ادامه میخوانید، گزیدهای از مهمترین بخشهای گفتوگوی حمزه صفوی با «انتخاب» است؛ ویدیوی کامل این مصاحبه در پایان مطلب منتشر شده است.
حمزه صفوی: آنچه امروز میان ایران و آمریکا میبینیم یک بنبست متقابل است؛ نه ایران توانسته طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کامل کند و نه آمریکا به نتیجهای قاطع رسیده است. در جنگ فرسایشی، پیروزی صرفاً با زدن و خسارت وارد کردن تعریف نمیشود؛ مسئله اصلی این است که آیا میتوان قدرت نظامی را به یک نتیجه سیاسی تبدیل کرد یا نه. اگر جمهوری اسلامی بتواند این تبدیل را انجام دهد، میتوان از موفقیت صحبت کرد؛ در غیر این صورت ادامه فرسایش به زیان حکومت خواهد بود.
در برابر ایران و آمریکا عملاً سه مسیر وجود دارد: ادامه همین جنگ فرسایشی، رسیدن به نوعی توافق تازه و سناریوی سوم تشدید جنگ. مشکل این است که منابع هیچیک از طرفین نامحدود نیست. ادامه این وضعیت برای جمهوری اسلامی هزینه اقتصادی و امنیتی دارد و برای آمریکا نیز مشکلاتی از جمله فشار بر بازار انرژی و هزینههای منطقهای ایجاد میکند. جنگهای فرسایشی معمولاً زمانی پایان پیدا میکنند که دو طرف به این نتیجه برسند هزینه ادامه وضع موجود از هزینه مصالحه بیشتر شده است.
امکان بازگشت به یک توافق وجود دارد، اما نه الزاماً همان توافق قبلی. اگر قرار باشد توافق+ شکل بگیرد، هر دو طرف باید انتظارات خود را واقعبینانه کنند. در حکومت ایران و آمریکا نیروهایی وجود دارند که رقابتهای داخلی را وارد مسئله سیاست خارجی میکنند؛ در آمریکا رقابت میان چهرههایی مانند ونس و روبیو و در ایران نیز رقابتهای داخلی میتواند بر تصمیمگیری اثر بگذارد. مسئله توافق، بسیار بزرگتر از انتخابات یا آینده سیاسی افراد است و باید به عنوان یک مسئله ملی دیده شود.
سناریوی تشدید تنش هم وجود دارد، اما افزایش فشار فقط زمانی معنا دارد که تدریجی، کنترلشده و در خدمت یک هدف سیاسی مشخص باشد. تصاعد بحران نباید خودش تبدیل به هدف شود. اگر ایران فشار نظامی یا منطقهای را افزایش دهد، باید همزمان روشن کند که همچنان به دنبال پایان جنگ در شرایطی است که آن را عادلانه میداند. خطر اصلی این است که روند تشدید از کنترل خارج شود و واکنشهای متقابل دو طرف آنها را وارد جنگی بسیار گستردهتر کند.
به نظر من دو ماه آینده اهمیت زیادی دارد. در ایران کسانی تصور میکنند آمریکا بهزودی زیر فشار اقتصادی و نظامی عقبنشینی خواهد کرد و در طرف مقابل نیز کسانی از فروپاشی قریبالوقوع جمهوری اسلامی صحبت میکنند؛ من هیچکدام از این دو نگاه را واقعبینانه نمیدانم. اما در دو ماه آینده فشار بر هر دو طرف افزایش خواهد یافت و این میتواند آنها را مجبور کند در محاسبات خود تجدیدنظر کنند. انتخابات میاندورهای آمریکا نیز میتواند در تغییر این محاسبات نقش داشته باشد.
یکی از مشکلات اساسی این جنگ آن است که هنوز تعریف مشخصی از «پایان جنگ» وجود ندارد. نه اهداف نهایی جمهوری اسلامی بهطور دقیق و قابل اندازهگیری مشخص شده و نه خواستههای آمریکا. عباراتی کلی مانند تغییر رفتار، کنار گذاشتن سیاستهای خصمانه یا پایان حمایت از گروههای منطقهای، بدون شاخصهای دقیق نمیتواند مبنای یک توافق پایدار باشد. نوامبر الزاماً آغاز یک جنگ بزرگتر نیست، اما میتواند نقطه عطفی در محاسبات سیاسی دولت آمریکا باشد و حکومت ایران باید این مسئله را در نظر بگیرد.
اگر من جای تصمیمگیران جمهوری اسلامی بودم، ارتباط مستمر با ونس و تیم او را بخشی از سیاست خود قرار میدادم. آمریکا را نباید یک مجموعه کاملاً یکپارچه تصور کرد؛ در داخل دولت آمریکا اختلاف دیدگاه و رقابت وجود دارد و جمهوری اسلامی باید این تفاوتها را بشناسد. همزمان، حکومت ایران باید رابطه با همسایگان عرب خود را بسیار جدی بگیرد. جمهوری اسلامی و کشورهای منطقه محکوم به همزیستی هستند و هر طرح سیاسی برای آینده منطقه باید نگرانیهای آنها را نیز در نظر بگیرد.
برای پایان این وضعیت پنج سناریو میتوان تصور کرد: یک آتشبس سریع و محدود؛ توافقی گستردهتر؛ نوعی جنگ سرد و رقابت مدیریتشده؛ تشدید مستقیم جنگ؛ و ادامه جنگ فرسایشی. در شرایط فعلی، من ادامه وضعیت نامعلوم و جنگ فرسایشی را محتمل میدانم و این برای جمهوری اسلامی سناریوی بسیار پرهزینهای است. حتی اگر دورههایی از تشدید جنگ رخ دهد، ممکن است دوباره دو طرف به وضعیتی میان جنگ سرد و جنگ فرسایشی بازگردند.
راه خروج جمهوری اسلامی این است که ابتدا در داخل مشخص کند دقیقاً چه میخواهد. نمیشود یک بخش از حاکمیت توافقی را امضا کند و بخش دیگری پیام یا اقدامی کاملاً متضاد با آن داشته باشد. حکومت ایران باید خواستههای خود را درباره تحریمها، امنیت منطقه، تجارت، پرونده هستهای و روابط با نیروهای منطقهای بهطور مشخص تعریف کند. در مقابل نیز اگر هدف آمریکا در نهایت تسلیم یا تضعیف کامل جمهوری اسلامی باشد، توافق پایدار شکل نخواهد گرفت. توافق زمانی امکانپذیر است که هر دو طرف به این نتیجه برسند ادامه جنگ پرهزینهتر از مصالحه است و توافقی به دست آید که هر دو بتوانند آن را در داخل کشورهای خود قابل دفاع بدانند.
***

"ترامپ دستبردار نیست"















