رویداد «کوروش بزرگ ۲» روز شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در تورنتو برگزار شد؛ گردهماییای که با حضور شاهزاده رضا پهلوی، پییر پوالیور، رهبر حزب محافظهکار کانادا، و ملیسا لنتسمن، نماینده پارلمان کانادا و دیگر چهرههای سیاسی و اجتماعی برگزار شد و بنا بر اعلام برگزارکنندگان، بیش از سه هزار نفر در آن حضور داشتند. این رویداد با عنوان «از تمدنی بزرگ به آیندهای روشنتر» برگزار شد و محورهای آن میراث تاریخی ایران، حقوق بشر، آزادی، همبستگی ملی و آینده ایران بود.
اما اهمیت این رویداد را نمیتوان فقط در برگزاری یک گردهمایی فرهنگی یا بزرگداشت کوروش بزرگ خلاصه کرد. آنچه در تورنتو مطرح شد، بحثی درباره گذشته، وضعیت امروز و آینده ایران را در کنار یکدیگر قرار داد؛ گذشتهای که با نام کوروش نمایندگی شد، امروز ایران که با بحران جمهوری اسلامی پیوند خورد و آیندهای که در سخنان سخنرانان با آزادی و حق تعیین سرنوشت مردم ایران گره خورد.
کوروش بزرگ؛ از میراث تاریخی تا بحث آینده ایران
نام کوروش بزرگ در این رویداد بیش از آنکه صرفاً یادآور یک شخصیت تاریخی باشد، به نقطهای برای طرح مفاهیمی مانند آزادی، کرامت انسانی، هویت ملی و آینده ایران تبدیل شد.
عنوان رسمی رویداد نیز همین پیوند را نشان میداد: «از تمدنی بزرگ به آیندهای روشنتر». برگزارکنندگان اعلام کرده بودند که هدف گردهمایی، پیوند دادن میراث تاریخی و فرهنگی ایران با موضوعاتی همچون حقوق بشر، آزادی و آینده کشور است.
در چنین چارچوبی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که ایران چه گذشتهای داشته است؛ بلکه این است که چگونه میتوان از ظرفیت تاریخی و اجتماعی ایران برای ساختن آیندهای آزاد، باثبات و دموکراتیک استفاده کرد.
پیام پییر پوالیور؛ آزادی مردم ایران و بازگشت به ایران
پییر پوالیور، رهبر حزب محافظهکار کانادا، در سخنان خود در این گردهمایی جمهوری اسلامی را حکومتی خودکامه و تروریستی توصیف کرد و از پایان این حکومت و آزادی مردم ایران سخن گفت.
او همچنین میان میراث کوروش بزرگ و مفهوم آزادی پیوند برقرار کرد و به منشور کوروش بهعنوان یکی از نمادهای تاریخی مرتبط با آزادی و حقوق انسان اشاره کرد.
پوالیور در بخشی از سخنان خود خطاب به شاهزاده رضا پهلوی، از امید خود برای روزی سخن گفت که او بتواند به ایران بازگردد و در ایران آزاد حضور داشته باشد. او همچنین به پرچم شیر و خورشید اشاره کرد و این تصویر را با آینده ایران پیوند داد.
پیام او در مجموع بر این محور استوار بود که مردم ایران باید بتوانند آینده کشور خود را در آزادی تعیین کنند و ایران بار دیگر جایگاه تاریخی خود را در جهان به دست آورد.
پیام ملیسا لنتسمن؛ تهران و ایران آزاد
ملیسا لنتسمن، نماینده حزب محافظهکار کانادا نیز در سخنرانی خود گفت که امیدوار است روزی چنین گردهماییای در تهران و در یک «ایران آزاد» برگزار شود.
او همچنین به تواناییهای حکومت جمهوری اسلامی در سرکوب اشاره کرد و در مقابل، از تاریخ، حقیقت، اراده و عزم مردم ایران سخن گفت.
لنتسمن در سخنان خود خطاب به شاهزاده رضا پهلوی، او را با کوروش مقایسه کرد و گفت همانگونه که کوروش اثری ماندگار در تاریخ بر جای گذاشت، او نیز میتواند بر آینده تمدن ایران اثر بگذارد.
در پایان سخنان او نیز تصویر شیر و خورشید و آینده ایران آزاد مورد تأکید قرار گرفت.
سخنان شاهزاده رضا پهلوی؛ چهار اصل برای آینده ایران
شاهزاده رضا پهلوی در سخنان خود در تورنتو بر این دیدگاه تأکید کرد که شرایط جدید، روشهای مبارزه مخالفان جمهوری اسلامی را تغییر داده است، اما هدف اعلامشده، گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به ایرانی آزاد و آباد است.
او چهار اصل را بهعنوان مبانی مورد توافق مطرح کرد: حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، آزادیهای فردی و برابری شهروندان و حق مردم ایران برای انتخاب شکل حکومت آینده از طریق رأی آزاد. او همچنین از حمایت از مردم، سازماندهی نیروها، ایجاد زمینه برای ریزش در ساختار حکومت و مدیریت دوران گذار سخن گفت.
در سخنان او همچنین ادعاهایی درباره وضعیت درونی ساختار جمهوری اسلامی و نشانههای ریزش در ساختار قدرت مطرح شد؛ از جمله درباره کشته شدن علی خامنهای و شماری از مقامهای جمهوری اسلامی، وضعیت مجتبی خامنهای و تغییرات در ساختارهای نظامی و امنیتی. این موارد در چارچوب سخنان و ادعاهای مطرحشده از سوی او در این رویداد بیان شد.
این چهار اصل از این جهت اهمیت دارند که بحث درباره آینده ایران را از مناقشه صرفاً نظری درباره شکل حکومت، به مجموعهای از اصول مشترک منتقل میکنند.
در چنین چارچوبی، مسئله اساسی میتواند این باشد که چگونه میتوان شرایطی ایجاد کرد که مردم ایران پس از یک گذار سیاسی، امکان انتخاب آزادانه آینده خود را داشته باشند.
مسئله اصلی؛ ایران پس از جمهوری اسلامی
هر بحث جدی درباره گذار سیاسی، ناگزیر با یک پرسش اساسی روبهروست: ایران پس از جمهوری اسلامی چگونه اداره خواهد شد؟
پایان یک ساختار سیاسی بهتنهایی به معنای حل بحرانهای کشور نیست. امنیت، تمامیت ارضی، استمرار خدمات عمومی، اقتصاد، انرژی، زیرساختها، مدیریت اداری و روابط خارجی، همگی نیازمند برنامه و آمادگی هستند.
مسئله مهمتر، جلوگیری از خلأ قدرت و فراهم کردن شرایطی است که انتقال قدرت بتواند با کمترین هزینه برای جامعه و کشور انجام شود.
همگرایی؛ مرحلهای ضروری برای آینده ایران
جمهوریخواهان، مشروطهخواهان و پادشاهیخواهان پارلمانی میتوانند بر سر اصولی مانند تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حقوق بشر، آزادیهای مدنی، حاکمیت قانون و انتخابات آزاد همکاری کنند.
در چنین نگاهی، هدف مرحله گذار، تعیین از پیشِ نتیجه نهایی نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که امکان انتخاب آزادانه مردم فراهم شود.
از این منظر، سازماندهی، شبکهسازی، همکاری نیروهای سیاسی و آمادهسازی برای اداره کشور، اهمیت اساسی پیدا میکند. زیرا تغییر سیاسی بدون برنامه برای دوران پس از آن میتواند با خلأ قدرت و بیثباتی همراه شود.
از «ایران سوخته» تا کنگره ملی؛ پیوند پیام تورنتو با یک ضرورت تاریخی
این بحث را نمیتوان جدا از مسئلهای دانست که در مقاله پیشین با عنوان «فرمان نِرون هیتلر تا زمین سوخته جمهوری اسلامی؛ ایران در بنبست بحران و ضرورت یک راهحل ملی» مطرح نمودم.
در آن مقاله، مفهوم «ایران سوخته توسط جمهوری اسلامی» را بهعنوان هشداری درباره فرسایش اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و نهادی کشور و هزینهای که ممکن است به نسلهای آینده منتقل شود، مطرح نمودم. همچنین بر ضرورت حفظ ظرفیتهای کشور، همگرایی نیروهای سیاسی و اجتماعی، شبکهسازی ملی، سازماندهی و آمادگی برای دوران گذار تأکید نمودم.
در همان چارچوب، مسئله فقط تغییر ساختار سیاسی نیست؛ مسئله این است که ایران پس از گذار با چه شرایطی روبهرو خواهد شد. اگر فرسایش اقتصادی، کاهش سرمایه اجتماعی، مهاجرت نیروهای متخصص و آسیب به زیرساختها ادامه پیدا کند، هزینه آن فقط متوجه نسل حاضر نخواهد بود و نسلهای آینده نیز با پیامدهای آن روبهرو خواهند شد.
از این منظر، «ایران سوخته توسط جمهوری اسلامی» یک هشدار تاریخی درباره پیامدهای ادامه بحران و فرسایش ظرفیتهای کشور است؛ هشداری که ضرورت برنامهریزی برای آینده و جلوگیری از انتقال بحرانهای انباشته به نسلهای آینده را برجسته میکند.
شبکهسازی ملی؛ اتصال ظرفیتهای پراکنده ایرانیان
یکی از مفاهیم محوری مقاله پیشین، شبکهسازی ملی بود؛ ایجاد ارتباط میان نیروهای سیاسی، اجتماعی، مدنی و تخصصی در داخل و خارج از کشور.
چنین شبکهای میتواند متخصصان حوزههای اقتصاد، حقوق، مدیریت، انرژی، فناوری، سیاست خارجی، امنیت، آموزش، بهداشت، رسانه و دیگر حوزهها را به یکدیگر متصل کند.
هدف، جایگزین کردن همکاری سازمانیافته به جای فعالیتهای پراکنده و مقطعی است. شبکهای که بتواند ظرفیتهای مختلف ایرانیان را برای دوران گذار و پس از آن در کنار یکدیگر قرار دهد، میتواند بخشی از خلأ برنامهریزی برای آینده را کاهش دهد.
سازماندهی؛ تفاوت میان اعتراض و آمادگی برای آینده
اعتراض سیاسی میتواند بیانگر نارضایتی جامعه باشد، اما اداره یک کشور نیازمند برنامه، نیروی انسانی و ساختار مدیریتی است.
از همین رو، آمادهسازی برای دوران گذار باید شامل برنامههایی برای اقتصاد، بودجه، انرژی، زیرساخت، امنیت، مدیریت عمومی، روابط خارجی، آموزش، بهداشت و برگزاری انتخابات آزاد باشد.
کنگره ملی؛ سازوکاری برای همگرایی و هماهنگی
در مقاله پیشین، کنگره ملی بهعنوان سازوکاری برای گردهم آوردن نیروهای سیاسی، اجتماعی، مدنی و تخصصی مطرح شد؛ ساختاری که بتواند گفتوگو، هماهنگی، تقسیم مسئولیت و تدوین یک نقشه راه برای دوران گذار را دنبال کند.
کنگره ملی میتواند محل تشکیل کارگروههای تخصصی در حوزههای اقتصاد و بودجه، انرژی و زیرساخت، حقوق، مدیریت دوران گذار، سیاست خارجی، امنیت و دفاع ملی، عدالت انتقالی، آموزش و بهداشت، محیط زیست و رسانه باشد.
اما چنین ساختاری نباید جایگزین اراده مردم شود. نقش آن میتواند آماده کردن شرایط برای انتقال منظم قدرت و فراهم کردن زمینهای باشد که مردم ایران بتوانند در شرایط آزاد و دموکراتیک درباره آینده سیاسی کشور تصمیم بگیرند.
از پیام تورنتو تا مسئولیت تاریخی برای نجات ایران
از این منظر، پیام تورنتو زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که از سطح یک گردهمایی و سخنرانی فراتر رفته و به بحث درباره آمادگی عملی برای آینده ایران متصل شود.
اگر هشدار درباره فرسایش کشور را جدی بگیریم، مسئله فقط این نیست که جمهوری اسلامی چه زمانی تغییر خواهد کرد؛ مسئله این است که ایران در آن زمان با چه ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و زیرساختی وارد دوران گذار خواهد شد.
بنابراین، جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری فرسوده و گرفتار بحرانهای انباشته، باید بخشی از برنامهریزی برای دوران گذار باشد.
این همان نقطهای است که سازماندهی، شبکهسازی و کنگره ملی اهمیت پیدا میکند: ایجاد ارتباط میان نیروهای مختلف، استفاده از ظرفیت متخصصان و آماده کردن برنامهای برای اداره کشور در دورهای که میتواند یکی از حساسترین مراحل تاریخ معاصر ایران باشد.
از کوروش بزرگ تا ایران آینده
اهمیت رویداد تورنتو در نهایت در پیوندی است که میان سه موضوع ایجاد شد: تاریخ ایران، آزادی امروز و آینده کشور.
کوروش بزرگ در این گردهمایی به نمادی از میراث تاریخی ایران تبدیل شد؛ سخنان پییر پوالیور و ملیسا لنتسمن بر آزادی و آینده ایران متمرکز بود و سخنان شاهزاده رضا پهلوی بر اصولی مانند تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، آزادی و برابری شهروندان و حق مردم برای انتخاب آینده سیاسی خود تأکید داشت.
اما حلقهای که این مباحث را به یکدیگر متصل میکند، آمادگی برای آینده است.
از یادآوری تاریخ ایران، به مسئله آزادی؛ از آزادی، به گذار سیاسی؛ از گذار، به سازماندهی و شبکهسازی؛ و از آن، به ایجاد یک سازوکار ملی برای آینده کشور.
در این مسیر، هشدار درباره «ایران سوخته توسط جمهوری اسلامی» نیز معنای مشخصی پیدا میکند: اگر هدف، حفظ ایران و فراهم کردن امکان بازسازی و توسعه آن است، برنامهریزی برای دوران گذار نمیتواند به آینده موکول شود.
نتیجهگیری
همگرایی ملی زمانی میتواند به یک ظرفیت واقعی برای آینده ایران تبدیل شود که جمهوریخواهان ملی ایران، مشروطهخواهان، پادشاهیخواهان پارلمانی و دیگر نیروهای دموکراسیخواه بتوانند در کنار تفاوتهای فکری و دیدگاههای سیاسی خود، بر سر اصول مشترک و منافع ملی با یکدیگر همکاری عملی داشته باشند.
هدف از تشکیل کنگره ملی میتواند ایجاد یک چارچوب منظم و مدون برای این همکاری باشد؛ چارچوبی که در آن نیروهای سیاسی، اجتماعی، مدنی و تخصصی بتوانند در کنار یکدیگر به گفتوگو، تبادل نظر، تقسیم مسئولیت و تدوین راهکارهای اساسی برای دوران گذار و آینده ایران بپردازند.
کنگره ملی میتواند با تشکیل کارگروهها، اتاقهای فکر و کمیتههای تخصصی، از ظرفیت مشاوران و متخصصان ایرانی در حوزههای مختلف، از جمله اقتصاد، حقوق، مدیریت، انرژی، زیرساخت، سیاست خارجی، امنیت، آموزش، بهداشت، فناوری، محیط زیست و رسانه استفاده کند تا تصمیمها و راهکارها بر پایه دانش، تجربه و تخصص شکل بگیرد.
چنین ساختاری قرار نیست جایگزین اراده مردم یا تصمیم نهایی جامعه ایران شود؛ بلکه میتواند بستری برای همکاری مدون، سازمانیافته و مسئولانه میان نیروهای مختلف فراهم کند و ظرفیتهای پراکنده ایرانیان را در داخل و خارج از کشور به یکدیگر پیوند دهد.
هدف نهایی، ایجاد سازوکاری است که بتواند برای مسائل اساسی کشور راهکارهای عملی ارائه کند، برای دوران گذار آمادگی ایجاد نماید و زمینه را برای اداره کشور و برگزاری انتخابات آزاد فراهم سازد؛ انتخاباتی که در آن مردم ایران بتوانند درباره شکل و ساختار سیاسی آینده کشور تصمیم بگیرند.
در چنین مسیری، همگرایی، سازماندهی، شبکهسازی و استفاده از دانش و تخصص ایرانیان میتواند از سطح شعار فراتر رفته و به یک برنامه عملی برای حفظ ایران و ساختن آینده آن تبدیل شود.
مسئولیت امروز فقط بحث درباره تغییر سیاسی نیست؛ مسئولیت، جلوگیری از «ایران سوخته توسط جمهوری اسلامی» و آماده شدن برای حفظ ایران و ساختن آینده آن است.
محمد زمانی، کنشگر سیاسی، جامعهشناس
مقاله پیشین
«فرمان نِرون هیتلر تا زمین سوخته جمهوری اسلامی؛ ایران در بنبست بحران و ضرورت یک راهحل ملی» -- محمد زمانی

از پهپاد تا «داشمشتی»، س. روزبه

فری باغفردوس، مهدی اصلانی















