Tuesday, Sep 22, 2026

صفحه نخست » درباره پروژه «علاج» جمهوری اسلامی! عسگرآقا

asgaragha.jpgچون نمک خود تبه شود چه علاج!

در خبرنامه گویا آمده بود که: «در جمهوری اسلامی یک سامانه شناسایی و برخورد با فعالان خائنان خارج‌نشین آغاز به کار کرده است. این سامانه رصدی و اطلاعاتی "علاج" با هدف شناسایی و پیگیری افرادی که از خارج کشور علیه منافع و امنیت ایران فعالیت می‌کنند آغاز به کار کرده. "علاج" با هدف پاسداری از امنیت ملی در برابر جریان‌های ضدایرانی فعالیت می‌کند.»

از بررسی واژه‌ها و اصطلاحات به‌کارگرفته‌شدهٔ پروژه سامانه «علاج» در جمهوری اسلامی می‌توان به برخی اهداف غیبی این پروژهٔ «اطلاعاتی ـ امنیتی» پی برد. این واژه‌ها و اصطلاحات به‌کاررفته در خبر فوق را بررسی می‌کنیم:

● «علاج»؛ انتخاب این واژه نمی‌تواند به معنی درمان و چاره صلح‌آمیز بین نظام با ملت باشد، هدف؛ «نظارت، مهار و احتمالاً حذف مخالفین و معترضین است.»

● شناسایی، پیگیری و برخورد؛ (بخوانید؛ جاسوسی، کنترل، وحشت‌افکنی و احتمالاً حذف مخالفان و معترضین است).

● خائنان خارج‌نشین؛ (بخوانید؛ مهاجران، فراریان، تبعیدی‌ها و پناهندگان).

● علیه منافع و امنیت ایران؛ (بخوانید؛ منافع جمهوری اسلامی و امنیت امت اسلامی).

● پاسداری از امنیت ملی؛ (بخوانید؛ پاسداری از امنیت نظام و بقای جمهوری اسلامی).

● جریان‌های ضدایرانی؛ (بخوانید؛ ضد امت جمهوری اسلامی، ضد امت ایران کربلایی).

می‌بینیم که در جای‌جای این خبر انتشار یافته فقط سخن از نام ایران می‌رود و هیچ نامی از جمهوری اسلامی برده نشده است!

مقایسه پروژه سامانه «علاج» با پروژه‌های «نظارت و مهار» اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی سابق

با مراجعه به رسانه‌ها، آثار و اسناد منتشرشده دوران پیش و پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و بعد از فروپاشی نظام کمونیستی در روسیه می‌توان به رایج‌ترین اصطلاحات، تاکتیک‌ها و علاج‌های سرویس‌های مخفی شوروی سابق در نظارت و مهار جامعه آن زمان شوروی دست یافت (نمونه بارز؛ کتاب «سرویس‌های مخفی شوروی در منطقه اشغالی شوروی/جمهوری دموکراتیک آلمان از ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳» نوشته یان فویتزیک (Jun Foizik)، قیمت € ۲۰۰).

سرویس‌های مخفی شوروی سابق (مانند چکا، OGPU، NKVD و بعدها KGB) از «بهانه‌ها و روش‌های هدفمند مختلفی» برای نظارت، دستگیری یا بازگرداندن اجباری شهروندان فراری شوروی، به‌ویژه روس‌های سفید «مهاجران سفید» (ده‌ها هزار فراری اشراف، نظامیان، روشنفکران و روحانیون روسی به فرانسه) بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در خارج از کشور ـ مخالفان، یا «خائنان» ـ به اتحاد جماهیر شوروی استفاده می‌کردند. چند نمونه آنها عبارت‌اند از:

● بهانه «عفو عمومی» و «بازگشت بدون مجازات»؛ وعده داده می‌شد که می‌توانند بدون مجازات به وطن و خانواده‌هایشان بازگردند. با این حال، بسیاری از آنها پس از بازگشت، بلافاصله در گولاگ‌ها زندانی یا به‌عنوان خائن اعدام شدند.

● فریب از طریق سازمان‌های مقاومت ساختگی (مدل «اعتماد»)؛ پلیس مخفی مهاجران و منتقدان برجسته را به خاک شوروی یا منطقه مرزی می‌کشانیده و بلافاصله دستگیر می‌کردند.

● موارد اضطراری خانوادگی یا جلسات ادعایی در مناطق امن اطراف سرزمین شوروی.

● به بهانه «خیانت»، «جاسوسی» یا «فعالیت‌های مجرمانه».

● باج‌گیری از بستگان باقی‌مانده در اتحاد جماهیر شوروی؛ شهروندان خارج از کشور اغلب با آنها تماس گرفته می‌شد و به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تهدید می‌شدند، اگر آنها «داوطلبانه» با یک مأموریت شوروی همکاری نمی‌کردند یا گزارش نمی‌دادند، اعضای خانواده‌شان که در اتحاد جماهیر شوروی باقی می‌ماندند با تحریم، زندان یا مرگ مواجه می‌شدند. بسیاری از آنها از روی ناچاری بازگشتند.

حاصل سخن

هرکسی با هوش و عقل خدادادی خود می‌تواند با مطالعه و مقایسه اطلاعات منتشرشده دربارهٔ پروژه «علاج» جمهوری اسلامی با آنچه که در کشورهای کمونیستی چین، اتحاد جماهیر شوروی سابق و کره شمالی رخ داده است، به اهداف احتمالی و نهایی این پروژه آگاهی یابد. به یاد بیاوریم که هاشمی رفسنجانی به‌عنوان رئیس مجلس ملاها تنها مدت کوتاهی بعد از انقلاب اسلامی دست عیال و فرزندان کوچک خود را گرفته و اولین سفر خارجی (۱۳۶۲) را به کره شمالی انجام می‌دهد و نه مثلاً به کشورهای اسلامی و زیارت عتبات؟ کشور کوچک و منزوی کره شمالی چه منافع مشترکی با «انقلاب اسلامی» داشته یا دارد؟ همین پرسش نیز درباره سفر علی خامنه‌ای (۱۳۶۸) به کره شمالی نیز به‌عنوان رئیس‌جمهور وارد است!

در هر حال، امروز که همه کفگیرهایشان به قول معروف به ته دیگ خورده است، دوزاری ملای اعظم می‌افتد؛ فوراً مداح خاص خود را در برنامه زنده فرامی‌خواند و دستور می‌دهد: «آقاجون، از این به بعد دیگه از ایران بخون!»... ایران کربلایی؟

ساموئل جانسون، شاعر، نویسنده، منتقد و فرهنگ‌نویس برجسته انگلیسی قرن هجدهم میلادی می‌نویسد:

«دیکتاتورها و جنایتکاران پس از سال‌ها جنایت، آن هنگام که احساس ریزش و سقوط می‌کنند، به "ملی‌گرایی" پناه می‌برند.»

و روزگاری ملت و «کلاه‌مخملی‌ها» ولی‌نعمت ملایان بودند و هزینه زندگانی روضه‌خوان‌ها و برپایی تکایای عزاداری کربلا را می‌پرداختند، عرق می‌نوشیدند و زمان نماز، دهانشان را می‌شستند.‌ امروز اما روزگار دیگری است؛ ملایان ولی‌نعمت ملت/امت شده‌اند! هزینه کلاه‌مخملی‌ها و شب‌زنده‌داری‌های داش‌مشتی‌های (قولچماق) جان‌فدای ایران! را هم می‌پردازند تا به خیابان‌ها آمده، نوش جان کنند، مقاومت نشان دهند و از ایران بخوانند و فریاد زنده باد ایران را بلند گردانند و ادعای «ملی‌گرایی» کنند... که مثلاً چه بشود؟

«ملی‌گرایی» (= میهن‌پرستی) واقعی آن است که منافع ایران و مردمان ایران بر منافع هر گروه، جناح یا ساختار قدرتی مقدم دانسته شود. در چنین نگاهی، نقد حکومت نیز نه نشانه دشمنی با کشور و دولت، بلکه می‌تواند نشانه مسئولیت‌پذیری در برابر آینده آن باشد.

سرشک از رُخم پاک کردن چه حاصل؟

علاجی بکن کز دلم خون نیاید!

پاینده بماند ایران



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy