Wednesday, Sep 23, 2026

صفحه نخست » گفتگوی محسن بنایی و علی پیرابی: نقد «روشنفکری ایرانی» مورد احمد شاملو

shamloo.jpgخبرنامه گویا - محسن بنایی در گفت‌وگو با علی پیرابی، نوازنده و آهنساز، از موضع‌گیری احمد شاملو در سال ۱۳۵۷ آغاز می‌کند و سپس به سخنان او درباره موسیقی ایرانی در نشست برکلیِ سال ۱۹۹۰ می‌رسد. محور گفت‌وگو فراتر از نقد شاملو است: چرا از چهره‌های مشهور در هر زمینه‌ای نظر تخصصی خواسته می‌شود و چرا نقد گفته‌های آنان گاه «روشنفکرستیزی» خوانده می‌شود؟

این متن، گزیده‌ای بازنویسی‌شده از گفت‌وگو است و نقل‌قول کلمه‌به‌کلمه نیست. ویدئوی کامل گفت‌وگوی محسن بنایی و علی پیرابی را در پایان مطلب ببینید

شاملو و پرسشی درباره روشنفکری ایرانی

محسن بنایی: می‌خواهیم درباره آنچه «روشنفکری ایرانی» نامیده می‌شود صحبت کنیم و احمد شاملو را به‌عنوان یک نمونه در نظر بگیریم. قصد نداریم موضع یک نفر را به همه تعمیم بدهیم؛ اما اگر قرار است نقش یک جریان را بررسی کنیم، نمی‌توانیم از کنار سخنان چهره‌های شاخص آن بگذریم.

گاهی گفته می‌شود روشنفکران در انقلاب ۵۷ نقشی نداشتند و خودشان قربانی آن شدند. من می‌خواهم به سخنرانی شاملو در نوروز ۱۳۵۷ برگردم. او در آن سخنرانی از مبارزان علیه سلطنت ستایش می‌کند و از حاضران می‌خواهد به احترام کسانی که در اعتراضات کشته شده‌اند، یک دقیقه سکوت کنند.

پرسش من این است که آن سخنان را امروز چگونه باید خواند؟ شاملو از اتحاد مبارزان با عقاید و گرایش‌های متفاوت برای پایان دادن به سلطنت حرف می‌زند. به باور من، وقتی نقش روشنفکران در آن دوره بررسی می‌شود، این موضع‌گیری هم باید بخشی از بحث باشد.

بعد به سخنرانی شاملو در برکلی در سال ۱۹۹۰ می‌رسیم. او آنجا درباره فردوسی، تاریخ، اسطوره‌ها و موسیقی ایرانی حرف می‌زند. سؤال فقط این نیست که گفته‌هایش درست بوده یا غلط؛ سؤال این است که چرا از یک شاعر انتظار می‌رود درباره همه این موضوعات نظر کارشناسی بدهد.

علی پیرابی: کسی مثل شاملو شنوندگان زیادی داشت. وقتی با قاطعیت درباره موضوعی حرف می‌زد، طبیعی بود که بسیاری تحت تأثیر قرار بگیرند. به‌نظر من او می‌توانست درباره پرسش‌های تخصصی موسیقی بگوید که اطلاع کافی ندارد. داشتن سلیقه شخصی یک چیز است و ارائه توضیح کارشناسی چیز دیگر.

محسن بنایی: یک روشنفکر را فقط با حرف‌هایی که زده نمی‌سنجم. برای من مهم است که در چه شرایطی چه گفته و درباره چه چیزهایی سکوت کرده است. شاملو درباره موسیقی ایرانی در دوره‌ای سخن می‌گفت که نوازندگان و اجراهای موسیقی در ایران با فشار و محدودیت روبه‌رو بودند. به‌نظر من، آن شرایط را نمی‌شود از ارزیابی سخنانش جدا کرد.

علی پیرابی: من بخشی از آن فشارها را در کار موسیقی تجربه کرده‌ام. برای یک برنامه آموزشی که قرار بود هنرجویان برای خانواده‌هایشان اجرا کنند، از قبل مجوز گرفته بودیم؛ با این حال، درست پیش از اجرا دوباره از من خواستند توضیح بدهم برنامه چیست. در چنین فضایی، حرف‌های یک چهره شناخته‌شده درباره موسیقی ایرانی می‌توانست اثر زیادی بر مخاطبان بگذارد.

محسن بنایی: بحث ما این نیست که همه مشکلات را گردن شاملو یا روشنفکران بیندازیم. می‌خواهیم ببینیم چگونه برای بعضی چهره‌ها اعتباری شکل می‌گیرد که از حوزه کارشان فراتر می‌رود. وقتی از یک شاعر درباره موسیقی، تاریخ و هر موضوع دیگری نظر تخصصی می‌پرسیم، خودمان هم در ساختن آن جایگاه سهم داریم.

علی پیرابی: من بعضی از شعرهای شاملو را دوست دارم. نقد حرف‌های او درباره موسیقی ایرانی، ارزش آثار ادبی‌اش را از میان نمی‌برد. می‌شود شاعری را مهم دانست و در عین حال گفت که توضیح او درباره موضوعی دیگر دقیق نبوده است.

محسن بنایی: هر کسی حق دارد درباره هر موضوعی نظر بدهد. اما دیگران هم حق دارند همان نظر را نقد کنند. مشکل از جایی شروع می‌شود که نقد سخنان یک چهره مشهور فوراً «روشنفکرستیزی» نام بگیرد؛ انگار شهرت او باید گفته‌هایش را از بررسی و پرسش مصون کند.

علی پیرابی: پاسخ به یک ادعای نادرست باید روشن و مستدل باشد. کسی که در موسیقی تخصص دارد، می‌تواند توضیح دهد کدام بخش از آن ادعا ایراد دارد، بدون اینکه لازم باشد همه کارهای گوینده را بی‌ارزش اعلام کند. آموزش عمومی هم کمک می‌کند مردم بتوانند میان شهرت یک فرد و درستی یک گفته تفاوت بگذارند.

محسن بنایی: پس مسئله فقط شاملو نیست. مسئله رابطه ما با چهره‌های شناخته‌شده است: چرا از آن‌ها در هر زمینه‌ای پاسخ می‌خواهیم و چرا گاهی نقد پاسخشان را برنمی‌تابیم؟ اعتبار یک فرد در شعر یا هر حوزه دیگر، به‌خودی‌خود به معنای تخصص او در موسیقی، تاریخ یا سیاست نیست.

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy