Friday, Sep 25, 2026

صفحه نخست » آقای محمد زمانی، از همگرایی تا مشروعیت؛ پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند؟ امیر جاوید

javid.jpgجناب آقای محمد زمانی، پاسخ مفصل شما به نوشته من را با دقت خواندم. خوشحالم که بحث بر سر یک اختلاف سیاسی واقعی ادامه پیدا کرده است. اختلاف من با شما بر سر ضرورت گفت‌وگو، همکاری، سازماندهی، استفاده از متخصصان یا پذیرش تکثر سیاسی نیست. پرسش من مشخصاً درباره ضرورت، کارکرد، سازوکار و مشروعیت کنگره‌ای است که پیشنهاد می‌کنید.

شما میان ساختار و فرایند تفاوت گذاشته و توضیح داده‌اید که شوراها، کنفرانس‌ها، شبکه‌ها و در نهایت کنگره را می‌توان مراحل مختلف یک فرایند تدریجی همگرایی دانست. این استدلال قابل بررسی است، اما دقیقاً همین‌جا پرسش تازه‌ای ایجاد می‌شود: اگر اینها مراحل یک فرایند هستند، هر مرحله چه دستاورد مشخصی داشته و چگونه زمینه مرحله بعد را فراهم کرده است؟

شما خود نیز پذیرفته‌اید که اگر کنگره فقط تکرار ساختارهای قبلی با نامی تازه باشد، نقد من وارد است. در مقابل گفته‌اید کنگره می‌تواند تجربه‌ها را جمع کند، شبکه‌ها را به یکدیگر متصل کند، متخصصان را وارد کند و برنامه تولید کند. پرسش من این است که چه تغییر مشخصی در طراحی کنگره جدید وجود دارد که نشان دهد این بار نتیجه متفاوت خواهد بود؟

شما کنفرانس دوسلدورف را نمونه‌ای از روند همگرایی معرفی کرده‌اید و خودتان نیز نوشته‌اید یک کنفرانس به تنهایی نمی‌تواند مشکل پراکندگی سیاسی را حل کند. بسیار خوب، اما بعد از آن کنفرانس چه شبکه پایدار، پروژه مشترک یا همکاری قابل سنجشی ایجاد شده است؟ اگر دستاورد مشخصی وجود دارد، ارائه همان دستاورد بهترین دلیل برای اثبات نظریه شما درباره تکامل تدریجی این فرایند خواهد بود.

در بخش دیگری از پاسخ خود تأکید کرده‌اید که جمهوری‌خواه می‌تواند جمهوری‌خواه بماند، مشروطه‌خواه نیز هویت خود را حفظ کند و هیچ حزبی برای همکاری مجبور نیست عقیده سیاسی خود را کنار بگذارد. در این مورد اختلاف بنیادی با شما ندارم. اما همین اصل امروز در چارچوب اعلام‌شده شاهزاده رضا پهلوی نیز وجود دارد.

شاهزاده رضا پهلوی در سخنان اخیر خود در تورنتو بار دیگر چهار اصل تمامیت سرزمینی ایران، جدایی دین از حکومت، آزادی‌های فردی و برابری شهروندان در برابر قانون و حق مردم برای تعیین شکل حکومت آینده از طریق رأی آزاد را مطرح کرد. او همچنین بر همبستگی و سازمان‌یافتگی نیروهای مخالف تأکید کرد.

پس اگر در هر دو دیدگاه قرار نیست جمهوری‌خواه یا مشروطه‌خواه هویت خود را کنار بگذارد و اگر در هر دو، تعیین شکل حکومت آینده به مردم واگذار می‌شود، پرسش روشن است: کنگره پیشنهادی شما دقیقاً چه خلأ سیاسی را پر می‌کند؟

شما یکی از وظایف مهم کنگره را گردآوردن اقتصاددانان، حقوقدانان، دانشگاهیان، متخصصان فناوری، امنیت، انرژی و دیگر حوزه‌ها برای برنامه‌ریزی دوران گذار معرفی کرده‌اید. اما همین نوع فعالیت تخصصی هم‌اکنون در پروژه شکوفایی ایران انجام می‌شود. این پروژه بیش از هفتاد متخصص ایرانی از داخل و خارج کشور را در حوزه‌های حکمرانی، قانون و نهادها، امنیت، اقتصاد و مسائل اجتماعی گرد آورده و برای دوران گذار برنامه تهیه کرده است.

همچنین شاهزاده رضا پهلوی در مارس ۲۰۲۶ طرح نظام گذار را برای اداره کشور پس از جمهوری اسلامی اعلام کرده و مسئولیت رهبری آن را پذیرفته است. بنابراین بحث من مخالفت با حضور متخصصان نیست. اتفاقاً هر متخصص توانمندی باید بتواند در بازسازی کشور مشارکت کند. سؤال این است که اگر ساختارهایی برای سازماندهی و برنامه‌ریزی دوران گذار وجود دارند، چرا به جای نقد، اصلاح یا تکمیل آنها، باید ساختاری تازه با مأموریت مشابه ایجاد شود؟

نمونه دیگری نیز وجود دارد. کنگره آزادی ایران در ۲۷ و ۲۸ مارس ۲۰۲۶ در لندن تشکیل شده و اکنون دارای مجمع، هیئت‌رئیسه، شورای مرکزی، سازمان اجرایی و هیئت نظارت است. این کنگره نیز خود را بستری برای همکاری احزاب، گروه‌ها و افراد مستقل با حفظ هویت آنها معرفی می‌کند.

بنابراین نمی‌توان گفت کنگره آزادی ایران هیچ نتیجه‌ای نداشته است؛ دست‌کم یک ساختار نهادی ایجاد کرده است. اما همین موضوع سؤال دیگری ایجاد می‌کند: تفاوت اساسی کنگره ملی پیشنهادی شما با آن چیست؟ اگر هدف هر دو ایجاد همکاری، شبکه‌سازی و هماهنگی میان نیروهای متکثر است، چرا ساختار تازه دیگری ضروری است؟

اما مسئله بنیادی‌تر، مشروعیت است. شما به درستی نوشته‌اید که هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند بدون سازوکار دموکراتیک برای آینده کشور تصمیم نهایی بگیرد و شکل نظام آینده باید از طریق رأی مردم مشخص شود. همین اصل ایجاب می‌کند درباره ترکیب کنگره نیز سؤال کنیم.

فرض کنیم چند حزب کرد، چند سازمان جمهوری‌خواه، چند جریان مشروطه‌خواه و تعدادی شخصیت مستقل دعوت شوند. چه کسی تعیین می‌کند کدام حزب و کدام فرد باید حضور داشته باشد؟ اگر در یک منطقه چند حزب سیاسی فعال باشند، بر چه مبنایی یکی از آنها انتخاب می‌شود؟ یک حزب می‌تواند نماینده اعضا و هواداران خود باشد، اما تا پیش از انتخابات آزاد نمی‌توان حضور آن را معادل نمایندگی همه شهروندان آن منطقه دانست.

بنابراین باید روشن شود دعوت‌کنندگان چه کسانی هستند، معیار عضویت چیست، کرسی‌ها چگونه تعیین می‌شوند، افراد مستقل چگونه انتخاب می‌شوند، تصمیم‌ها با اکثریت گرفته می‌شود یا اجماع، اختلاف‌ها چگونه حل می‌شوند و کنگره در برابر چه کسی پاسخگوست.

این مسئله را نمی‌توان فقط با تأکید بر تکثر حل کرد. پذیرش تکثر یک اصل دموکراتیک است، اما شیوه تصمیم‌گیری میان نیروهای متکثر یک مسئله نهادی است.

به همین دلیل، کنگره پیشنهادی شما در برابر سه پرسش قرار می‌گیرد: اگر فقط محلی برای گفت‌وگو و شبکه‌سازی است، چه تفاوت ضروری‌ای با نهادهای موجود دارد؟ اگر قرار است برنامه دوران گذار تولید کند، چه تفاوتی با پروژه‌ها و کارگروه‌های تخصصی موجود خواهد داشت؟ و اگر قرار است اختیار سیاسی و تصمیم‌گیری داشته باشد، منبع مشروعیت آن اختیار چیست؟

در پاسخ شما همچنین آمده است که نجات ایران نمی‌تواند پروژه انحصاری یک فرد، حزب یا جریان باشد. با اصل این سخن نمی‌توان مخالفت کرد، اما تکثر با وجود رهبری یا مرکز مشخص مسئولیت اجرایی تعارضی ندارد. همان‌طور که وجود یک رهبر به تنهایی تضمین‌کننده دموکراسی نیست، تعدد احزاب و شخصیت‌ها نیز به خودی خود انسجام و پاسخگویی ایجاد نمی‌کند.

شاهزاده رضا پهلوی مسئولیت رهبری دوران گذار را پذیرفته و در همان چارچوب تأکید کرده است که شکل نهایی حکومت باید به انتخاب مردم واگذار شود. ممکن است افراد با این چارچوب موافق یا مخالف باشند، اما دست‌کم محل مسئولیت سیاسی در آن مشخص است. درباره کنگره پیشنهادی شما هنوز معلوم نیست مسئولیت نهایی تصمیمات بر عهده چه فرد یا چه نهادی خواهد بود.

در پایان مقاله نیز پرسیده‌اید آیا منتقدان می‌خواهند صرفاً ناظر باقی بمانند یا حاضرند در ساختن راه‌حل مشارکت کنند. مشارکت سیاسی ارزشمند است، اما اعتبار یک نقد به عضویت منتقد در طرح مورد نقد وابسته نیست. پرسیدن درباره ضعف‌های یک ساختار نیز بخشی از همان فرایند اصلاح و ساختن است.

جناب آقای زمانی، هدف این نوشته تخریب شما یا نفی ضرورت همکاری نیست. پاسخ شما چند مسئله را روشن‌تر کرده است، از جمله اینکه کنگره قرار نیست احزاب را منحل کند یا نوع حکومت آینده را تعیین کند. اما پرسش اصلی همچنان باقی است.

اگر کنگره ملی مرحله بعدی یک فرایند است، باید کارنامه مراحل قبلی روشن شود. اگر ساختاری متفاوت است، تفاوتش با ساختارهای موجود باید مشخص شود. اگر متخصصان را گرد می‌آورد، باید معلوم شود چه خلأیی در برنامه‌های تخصصی فعلی وجود دارد. و اگر قرار است نقش سیاسی داشته باشد، شیوه عضویت، حدود اختیار، منبع مشروعیت، نحوه تصمیم‌گیری و پاسخگویی آن باید روشن باشد.

اختلاف ما بر سر ارزش همگرایی نیست؛ بر سر معماری سیاسی آن است. بنابراین پرسش من همچنان ساده است: کنگره ملی پیشنهادی شما دقیقاً چه مسئله‌ای را حل می‌کند که ساختارهای موجود قادر به حل آن نیستند، و چه تغییر مشخصی در طراحی آن وجود دارد که قرار است این تجربه را از تلاش‌های پیشین متفاوت کند؟

امیر جاوید ـ فعال سیاسی از ترکیه

یادداشت تحریریه: خبرنامه گویا این نوشته را ادامه گفت‌وگوی آقایان امیر جاوید و محمد زمانی می‌داند. چنانچه آقای زمانی مایل به پاسخ باشند، پاسخ ایشان به‌عنوان آخرین نوشته در این گفت‌وگو بررسی خواهد شد. پس از آن، انتشار پاسخ‌های متقابل درباره همین موضوع در بخش مقالات پایان می‌یابد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy