شاهزاده رضا پهلوی امروز درگیر مجموعه گستردهای از فعالیتهای سیاسی، ارتباطات بینالمللی، رسانهای و امور مربوط به آمادهسازی برای دوران گذار است. طبیعی است که یک نفر، هر اندازه فعال و برخوردار از امکانات و همکاران متعدد باشد، نمیتواند شخصاً همه امور را پیگیری کند، با همه نیروهای سیاسی در ارتباط باشد، تمام پیشنهادها و پرسشها را بررسی کند و همزمان مسئولیتهای مربوط به رهبری سیاسی خود را نیز انجام دهد. بنابراین تقسیم مسئولیت نه نشانه ضعف رهبری، بلکه لازمه نهادینه شدن و افزایش ظرفیت آن است.
هرچه دامنه فعالیت یک جریان سیاسی گستردهتر میشود، ضرورت آن بیشتر میشود که افراد مشخصی مسئول حوزههای مختلف باشند؛ بهگونهای که هم بخشی از بار کاری رهبر را برعهده بگیرند و هم جامعه، متخصصان، نیروهای سیاسی و طرفهای خارجی بدانند برای هر موضوع با چه کسی باید ارتباط برقرار کنند. از همین جا میتوان به ضرورت ایجاد یک ساختار موقت برای مرحله کنونی رسید؛ ساختاری که میتوان آن را "هیئت دبیران پیش از گذار" نامید.
چرا نه دولت موقت؟
در برابر پیشنهاد معرفی دولت موقت یا شورای سیاسی، استدلالی مطرح میشود که قابل توجه است: بخشی از اعضای دولت موقت آینده باید از میان نیروهای داخل کشور انتخاب شوند و شرایط امنیتی امروز اجازه معرفی آنان را نمیدهد. علاوه بر این، ترکیب دولت موقت باید متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی زمان انتقال قدرت تعیین شود. اما این استدلال به معنای آن نیست که تا آن زمان نباید مسئولیتهای موجود را تقسیم کرد.
در عین حال، نباید ترکیب دولت موقت آینده را فقط به افراد داخل کشور و اعضای ساختار سیاسی کنونی پیرامون شاهزاده رضا پهلوی محدود دانست. در هنگام تشکیل دولت موقت، افرادی از سایر گروهها و جریانهای اپوزیسیون نیز میتوانند بر اساس شایستگی، توافق سیاسی و ضرورت ایجاد یک ساختار فراگیر در آن حضور داشته باشند.
به این ترتیب، دولت موقت میتواند از سه منبع انسانی بهره بگیرد: نیروهای شایسته داخل کشور، افراد دارای تجربه و تخصص در خارج کشور، و نمایندگانی از سایر جریانهای اپوزیسیون که بر اصول پایه دوران گذار توافق دارند. ترکیب نهایی آن دولت باید در زمان مناسب و با توجه به شرایط همان زمان تعیین شود. اما تا رسیدن به آن مرحله، چه کسی امور امروز را پیگیری کند؟
پیشنهاد: هیئت دبیران پیش از گذار
پیشنهاد این است که شاهزاده رضا پهلوی "هیئت دبیران پیش از گذار" را تعیین و اعضای آن را معرفی کند. دلیل این امر روشن است. این هیئت دولت ایران، نماینده همه اپوزیسیون یا نهادی برآمده از انتخابات عمومی نیست. ساختاری است که برای کمک به شاهزاده رضا پهلوی در انجام مسئولیتهایی که او در شرایط کنونی برعهده گرفته تشکیل میشود. بنابراین مسئولیت تعیین اعضای آن نیز با خود او خواهد بود.
این موضوع در عین حال مسئولیت سیاسی را شفاف میکند: اعضای هیئت مأموران مستقل و بدون مرجع نخواهند بود؛ آنان از سوی شاهزاده رضا پهلوی منصوب میشوند، حوزه مسئولیتشان مشخص میشود و در همان چارچوب فعالیت میکنند. برای جلوگیری از ابهام نیز باید همزمان با معرفی هر دبیر، شرح وظایف و حدود اختیارات او منتشر شود.
دبیر، نه وزیر و نه صرفاً مشاور
اعضای این هیئت "وزیر" نیستند، زیرا هنوز دولتی تشکیل نشده است. آنان صرفاً "مشاور" هم نیستند، زیرا وظیفهشان فقط ارائه نظر به شاهزاده رضا پهلوی نخواهد بود. دبیر مسئول پیگیری یک حوزه مشخص است. برای نمونه:
- دبیر روابط خارجی مسئول پیگیری ارتباط با دولتها، پارلمانها، نهادهای بینالمللی و شخصیتهای سیاسی خارجی و هماهنگی فعالیتهای مرتبط با سیاست خارجی خواهد بود.
- دبیر امور اقتصادی تحولات اقتصادی، آثار بحران و تحریمها، مسائل مربوط به استمرار خدمات حیاتی و پیشنهادهای متخصصان اقتصادی برای دوران گذار را پیگیری خواهد کرد.
- دبیر ارتباط و هماهنگی با اپوزیسیون مسئول ایجاد و حفظ ارتباط با احزاب، گروهها و شخصیتهای مستقل اپوزیسیون خواهد بود؛ اعم از جمهوریخواه، مشروطهخواه و دیگر نیروهایی که ممکن است درباره رهبری یا شکل نظام آینده اختلاف نظر داشته باشند. وظیفه این دبیر جذب دیگران به جریان رضا پهلوی نیست، بلکه ایجاد یک کانال دائمی برای گفتوگو، انتقال پیشنهادها، کاهش سوءتفاهمها و یافتن زمینههای همکاری است.
- دبیر ارتباط با داخل کشور امور مربوط به ارتباط با نیروهای مدنی، اجتماعی و سیاسی داخل ایران را، با رعایت کامل الزامات امنیتی، پیگیری خواهد کرد.
- دبیر امور حقوقی و عدالت انتقالی مسئول پیگیری موضوعات حقوقی مرتبط با دوران گذار و ارتباط با متخصصان این حوزه خواهد بود.
- دبیر رسانه و ارتباطات عمومی نیز ارتباط با رسانهها و اطلاعرسانی درباره فعالیتها و مواضع رسمی را پیگیری خواهد کرد.
طبیعتاً این فهرست نهایی نیست و شاهزاده رضا پهلوی میتواند بر اساس نیازهای عملی، حوزهها را تعیین کند.
یک پروتکل برای هر دبیر
تعیین افراد بدون تعیین قواعد کافی نیست. همزمان با معرفی هیئت باید پروتکل کوتاهی منتشر شود که مشخص کند هر دبیر در چه حوزهای اختیار دارد، مسئول چه اموری است، چه زمانی میتواند موضع رسمی اعلام کند و مرز میان دیدگاه شخصی او و موضع رسمی کجاست. این کار یک مشکل دیگر را نیز حل میکند. امروز گاه مشخص نیست سخنان فردی که به شاهزاده رضا پهلوی نزدیک است یا از سوی او مسئولیتی گرفته، موضع شخصی اوست یا موضع رسمی. وجود شرح وظایف و پروتکل، این ابهام را کاهش میدهد.
هیئت دبیران، دولت آینده نیست
این نکته باید از همان روز نخست بهصراحت اعلام شود: عضویت در هیئت دبیران پیش از گذار هیچ حق یا اولویتی برای عضویت در دولت موقت آینده ایجاد نمیکند.
ممکن است برخی از دبیران به دلیل تجربه و شایستگی خود بعداً برای مسئولیتی در دولت موقت انتخاب شوند؛ اما عضویت در هیئت برای آنان حق مکتسبی ایجاد نخواهد کرد.
دولت موقت باید بر اساس نیازهای زمان تشکیل شود و امکان استفاده از نیروهای داخل کشور، متخصصان مستقل و اعضا یا چهرههای سایر جریانهای اپوزیسیون برای آن باز باشد. این تمایز برای فراگیر شدن دوران گذار اهمیت اساسی دارد.
انحلال خودکار با تشکیل دولت موقت
موقت بودن این هیئت نباید فقط یک وعده باشد؛ باید در اساس تشکیل آن ثبت شود. به محض تعیین و اعلام دولت موقت، هیئت دبیران پیش از گذار خودبهخود منحل خواهد شد. هر دبیر موظف خواهد بود پروندهها، ارتباطات، اطلاعات و امور در دست پیگیری خود را به مسئول متناظر در دولت موقت تحویل دهد. به این ترتیب هیچ ساختار موازیای در کنار دولت موقت باقی نمیماند. هیئت دبیران فقط یک پل سازمانی میان امروز و آغاز رسمی دوران گذار است.
تجربهای قابل توجه از آفریقای جنوبی
اصل ایجاد یک ساختار تخصصی و موقت برای آمادهسازی انتقال قدرت در تجربه کشورهای دیگر نیز سابقه دارد، هرچند شرایط هیچ کشوری را نمیتوان عیناً با ایران مقایسه کرد. یکی از نمونههای قابل توجه، آفریقای جنوبی در آستانه پایان آپارتاید است. در سال ۱۹۹۳ "شورای اجرایی انتقالی" یا Transitional Executive Council تشکیل شد تا در فاصله پیش از نخستین انتخابات دموکراتیک، به آمادهسازی انتقال کمک کند. این شورا دارای زیرشوراهای تخصصی در حوزههایی از جمله امور مالی، روابط خارجی، دفاع، نظم و امنیت و حکومت محلی بود. تفاوت مهم این تجربه با پیشنهاد حاضر آن است که شورای آفریقای جنوبی حاصل توافق چندجانبه نیروهای سیاسی و دارای جایگاه قانونی بود. بنابراین "هیئت دبیران پیش از گذار" را نباید معادل آن دانست. اما یک اصل سازمانی در آن تجربه برای ما آموزنده است: پیش از تشکیل دولت جدید نیز میتوان امور مربوط به انتقال را میان مسئولان و حوزههای تخصصی تقسیم کرد و از همان ابتدا زمان پایان مأموریت ساختار موقت را مشخص ساخت. شورای اجرایی انتقالی آفریقای جنوبی نیز با آغاز به کار ساختار حکومتی جدید به مأموریت خود پایان داد.
تجربه مذاکرات میزگرد لهستان در سال ۱۹۸۹ نیز از زاویه دیگری قابل توجه است. انتقال سیاسی صرفاً محصول گفتوگوی چند رهبر نبود؛ گروهها و کمیسیونهای تخصصی متعددی درباره مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کار کردند. این تجربه نشان میدهد که عبور از یک نظام سیاسی به نظام دیگر علاوه بر رهبری سیاسی، نیازمند تقسیم کار و کار تخصصی سازمانیافته است.
کمک به رهبری، نه ایجاد قدرت موازی
شاید مهمترین سوءتفاهم درباره این پیشنهاد همین جا باشد. "هیئت دبیران پیش از گذار" برای محدود کردن شاهزاده رضا پهلوی یا ایجاد مرکزی در برابر او پیشنهاد نمیشود. برعکس، فلسفه تشکیل آن این است که هیچ رهبر سیاسی نمیتواند بهتنهایی همه مسئولیتهای یک جنبش گسترده را پیگیری کند.
اگر یک نفر مجبور باشد هم با دولتهای خارجی ارتباط داشته باشد، هم مسائل اقتصادی را دنبال کند، هم با اپوزیسیون گفتوگو کند، هم ارتباط با داخل را حفظ کند، هم پاسخگوی رسانهها باشد و هم درباره برنامه دوران گذار تصمیمگیری کند، تمرکز بیش از حد مسئولیت نه کارآمد است و نه پایدار. تقسیم مسئولیت، ظرفیت رهبری را افزایش میدهد. همچنین جامعه از حالت ارتباط با یک فرد خارج و با یک ساختار قابل شناسایی روبهرو میشود.
از رهبری فردی به رهبری نهادمند
هدف نهایی این پیشنهاد شاید در همین عبارت خلاصه شود. شاهزاده رضا پهلوی میتواند همچنان نقش رهبری سیاسی خود را ایفا کند، اما پیرامون آن رهبری، مسئولیتها به افراد شناختهشده و دارای مأموریت مشخص واگذار شود. این افراد دولت نیستند و درباره شکل نظام آینده تصمیم نمیگیرند. آنان فقط امور امروز را تا زمان رسیدن به مرحله بعد پیگیری میکنند.
وقتی دولت موقت تشکیل شد ـ دولتی که میتواند از نیروهای داخل کشور، متخصصان مستقل و چهرههایی از سایر جریانهای اپوزیسیون نیز بهره بگیرد ـ مأموریت هیئت پایان مییابد. در نتیجه نه دولت آینده را از امروز تعیین کردهایم و نه امور امروز را بدون مسئول رها کردهایم.
شاید بتوان فلسفه این پیشنهاد را در یک جمله خلاصه کرد: دولت موقت را در زمان مناسب و با مشارکت نیروهای متنوع تشکیل دهیم؛ اما مسئولیتهای امروز را امروز تقسیم کنیم.

















