گزارش یک جاسوسی؛ از نفوذ به سیستم بانکی و مخابراتی تا خرابکاری در تاسیسات هستهای و انفجار مرکز موشکی در ملارد
شاهد علوی - ایران اینترنشنال
۲۵ مرداد ۱۴۰۵، آگهی ثبت تغییرات شرکت تهران اینترنت منتشر شد. در این آگهی نام مهدی نادری جهرمی، موسس و مالک اپ هفهشتاد، به عنوان رییس هیاتمدیره آمده بود؛ فردی که بنا بر اسناد و روایتهای بررسیشده در این گزارش، کسبوکار و ارتباطاتش برای چند سال به یکی از مسیرهای نفوذ موساد در ایران تبدیل شد.

این گزارش بر اساس مجموعهای از قراردادها، نامههای بانکی، مدارک شرکتی و قضایی، اطلاعات منابع باز و روایت فردی با نام «کیا» نوشته شده است؛ فارغالتحصیل دانشگاه امام صادق که میگوید در آن سالها مامور موساد در ایران بوده است.
از کارت شارژ تا تامین مالی عملیات موساد
فعالیت شرکت تهران اینترنت از سال ۱۳۷۸ با توزیع کارت تلفن آغاز شد و بهتدریج به فروش کارتهای اعتباری، خدمات مخابراتی و گردش مالی گسترده رسید.
تابستان ۱۳۸۷، گردش روزانه بیش از یک میلیارد تومانی مجموعه توجه کیا را جلب کرد که آن زمان در شرکت پرداخت الکترونیک سامان کیش کار میکرد. او پس از مدتی به مجموعه نادری پیوست و در شرکت ارگ الکترونیک پارس مسئولیت گرفت.
به گفته کیا، نادری از روابط بانکی و ابزارهایی مانند اعتبار اسنادی، ضمانتنامه و سپردههای بانکی برای بهدست آوردن اعتبار و سود استفاده میکرد. کیا میگوید همین روشها بعدا به او امکان داد هزینه بخشی از عملیات خود و حتی برخی ماموریتهای دیگر موساد را از داخل سیستم مالی ایران تامین کند.

او میگوید: «پس از آن نه تنها پول لازم برای ماموریتهای خودم را تامین میکردم، بلکه پول شماری از ماموریتهای دیگر موساد را هم که من مجریاش نبودم تامین میکردم.»
بر اساس روایت کیا، فساد در برخی شعب بانکی و ارتباط با مدیران امکان ایجاد چرخههایی از اعتبار و نقدینگی را فراهم کرده بود که بعدها برای تامین منابع عملیات جاسوسی مورد استفاده قرار گرفت.
ارتباط با مجموعههای وابسته به سپاه
نادری، به گفته کیا، او را به افرادی معرفی کرد که دسترسیاش به بخشهای حساس حکومت را گسترش دادند.
یکی از این ارتباطها در شرکت ارتباطاتی ضحی کیش، از شرکتهای مرتبط با هلدینگ یاس و بنیاد تعاون سپاه، شکل گرفت. کیا میگوید در آنجا به عنوان فردی «حزباللهی و فعال در تجارت الکترونیک» به قاسم سلیمانی معرفی شد.
به روایت او، این ارتباط امکان شناسایی بخشی از شبکه درآمدی نیروی قدس از «ترمینیشن غیرقانونی» تماسهای تلفنی را فراهم کرد؛ تجارتی مخابراتی با درآمد ارزی که پول آن خارج از ایران دریافت میشد.
کیا مدعی است بخشی از این درآمد با دستور قاسم سلیمانی به فعالیتهای منطقهای نیروی قدس و گروههای مورد حمایت آن اختصاص مییافت.
خرید یک شرکت مخابراتی و دسترسی به بیدگنه
مرحله مهمتر زمانی آغاز شد که موساد، به روایت کیا، از او خواست نادری را به خرید یک شرکت خصوصی مخابراتی تشویق کند.
نادری در پایان اسفند ۱۳۸۸ شرکت «ارتباطات جامع نوین» را خرید. اهمیت این شرکت در دسترسی آن به چند سوئیچ مخابراتی بود؛ از جمله سوئیچی در ملارد، در نزدیکی پایگاه موشکی بیدگنه، و سوئیچی در بوشهر که به مناطق مرتبط با پایگاههای نظامی آن شهر خدمات میداد.
کیا میگوید پس از بازدید از شبکه، موساد فایلی در اختیار او گذاشت و خواست آن را روی سوئیچهای بوشهر و ملارد نصب کند.
شب ۲۰ آبان ۱۳۹۰، به گفته او، موساد دستور داد ظهر روز بعد به مرکز مخابرات ملارد برود و فایل نصبشده و لاگهای سیستم را پاک کند.
کیا میگوید ساعت ۱۲:۳۰ این کار را انجام داد.
حدود ۲۰ دقیقه بعد انفجار عظیمی در پایگاه موشکی بیدگنه رخ داد؛ انفجاری که لرزش آن در بخشهایی از تهران احساس شد و حسن تهرانیمقدم، از چهرههای اصلی برنامه موشکی جمهوری اسلامی، همراه با دستکم ۲۷ نیروی دیگر سپاه کشته شدند.
مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال
گزارشهای مختلف در سالهای بعد، دخالت اسرائیل در این انفجار را مطرح کردند. کیا میگوید خودش نمیداند فایلی که نصب کرده بود چه نقشی در عملیات داشته است: آیا اطلاعات لازم را فراهم کرده، بخشی از سازوکار انفجار بوده یا کاربرد دیگری داشته است.
پستبانک و شناسایی مسیر دورزدن تحریمها
یکی دیگر از مسیرهای نفوذ، پستبانک بود.
به گفته کیا، ارتباط تجاری شرکتهای نادری با شعبه جمهوری پستبانک باعث شد او به مدیران بانک نزدیک شود. وی مدعی است با پرداخت رشوه به برخی مسئولان توانست اطلاعات مربوط به شیوه استفاده جمهوری اسلامی از پستبانک برای دورزدن تحریمها را به دست آورد.
یکی از مدیران بانک، بنا بر این روایت، توضیح داده بود که بانک سپه از پستبانک برای انجام برخی تراکنشهای ارزی مرتبط با برنامههای نظامی و هستهای استفاده میکند.
کیا میگوید فهرست ششماههای از تراکنشهای بانک سپه نیز در اختیار او قرار گرفت.
۲۶ خرداد ۱۳۸۹، وزارت خزانهداری آمریکا پستبانک را تحریم کرد و اعلام کرد حکومت ایران پس از افزایش فشار بر بانک سپه و دیگر بانکها، از پستبانک برای تسهیل تجارت بینالمللی و پنهانکردن برخی تراکنشهای بانک سپه استفاده کرده است.
کمتر از ۴۰ روز بعد اتحادیه اروپا نیز پستبانک را تحریم کرد.
کیا میگوید ارتباط او با مدیران بانک پس از تغییر مدیریت نیز ادامه داشت و اطلاعات مربوط به برنامههای تازه برای دورزدن تحریمها همچنان در اختیارش قرار میگرفت.
پروژه بانکی نیروی قدس در تاجیکستان
پاییز ۱۳۹۰، به گفته کیا، طرح دیگری مطرح شد: ایجاد یک شرکت و پروژه مخابراتی در تاجیکستان که در مقابل اجرای آن، یک شرکت خصوصی ایرانی امتیاز تاسیس پستبانک در این کشور را دریافت کند.
هدف، به روایت او، ایجاد مسیری برای انتقال پول از ایران به آسیای میانه بود.
کیا میگوید در جلسهای با حضور قاسم سلیمانی، وزیر ارتباطات وقت و مدیرعامل پستبانک، درباره اجرای پروژه صحبت شد و تامین مالی آن نیز به افرادی از جمله بابک زنجانی مرتبط دانسته شد.
در نهایت قراردادهایی برای نصب هزاران خط تلفن بیسیم در تاجیکستان و تاسیس یک پستبانک با سرمایه اولیه پنج میلیون دلار تهیه شد.
اما کیا میگوید بنا بر دستور موساد اجرای پروژه را به تعویق انداخت. پس از اطلاع جمهوری آذربایجان و فشار بر دولت تاجیکستان، پروژه متوقف و رها شد.
سرورهای آلوده برای نطنز
یکی از مهمترین بخشهای روایت، خرید دو سرور قدرتمند آیبیام برای ایران است.
شرکت دادهپردازی ایران قصد داشت دو سرور IBM z10 را از طریق واسطههایی در اروپا خریداری و با استفاده از مسیرهای غیرمستقیم به ایران منتقل کند.
کیا میگوید اطلاعات نخستین محموله را در اختیار مقامهای آلمانی گذاشت و تجهیزات در فرودگاه فرانکفورت توقیف شد.
پس از آن خودش پیشنهاد پیدا کردن فروشندهای جایگزین در لهستان را مطرح کرد.
به گفته او، شرکت پیشنهادی در واقع یک شرکت پوششی موساد بود. دو سرور مشابه تهیه شد، اما پیش از ارسال، در ورشو بهصورت سختافزاری دستکاری شدند.
کارشناسان ایرانی تجهیزات را در دبی آزمایش کردند و مشکلی پیدا نکردند. سرورها سپس وارد ایران شدند.
کیا مدعی است این تجهیزات در نهایت در تاسیسات هستهای نطنز نصب شدند و اطلاعات پردازششده در آن مجموعه را برای موساد ارسال میکردند.
نفوذ دوباره در شبکه مخابرات؛ این بار تالیا
آخرین مرحله عمده این روایت به اپراتور تلفن همراه تالیا مربوط میشود.
زمستان ۱۳۹۱، تالیا برای نوسازی شبکه خود به دنبال تامینکننده جدید بود. تجهیزات قدیمی اروپایی شرکت نیاز به تعمیر و بهروزرسانی داشت و تحریمها همکاری مستقیم شرکتهای اروپایی را دشوار کرده بود.
به گفته کیا، موساد این وضعیت را فرصتی برای ورود دوباره به قلب شبکه مخابراتی ایران دید.
یک شرکت پوششی در چین تاسیس شد و پیشنهاد تامین تجهیزات و خدمات فنی تالیا از طریق آن ارائه شد.
کیا میگوید تیمی چهارنفره به عنوان متخصصان مخابراتی به ایران آمدند؛ دو نفر با ظاهر چینی و دو نفر اروپایی. آنها حدود یک هفته از بخشهای مختلف شبکه تالیا بازدید کردند.
هدف، بنا بر روایت کیا، تنها فروش تجهیزات نبود؛ بلکه ایجاد دسترسی به بخش مرکزی شبکه تلفن همراه بود که اطلاعات تماسها، پیامها و موقعیت مشترکان از آن عبور میکرد.
پس از بازدید تیم، نخستین تجهیزات نیز وارد ایران شد و مقدمات نصب آنها آغاز شد.
اما این عملیات پیش از تکمیل متوقف شد.
کیا میگوید موساد متوجه شد هویت او فاش شده است و به شکل اضطراری او را از ایران خارج کرد. با خروج او، قرارداد نیز در بهمن همان سال لغو شد.
تالیا در نهایت کار نوسازی شبکه را به شرکتی وابسته به هواوی سپرد.
شبکهای که از فساد تغذیه میکرد
در مرکز این روایت، یک الگوی تکرارشونده دیده میشود: فساد مالی و اداری، روابط شخصی، دورزدن مقررات و نیاز جمهوری اسلامی به عبور از تحریمها، راههایی را باز میکرد که یک مامور اطلاعاتی میتوانست از آنها برای دسترسی به شبکههای بانکی، مخابراتی، نظامی و هستهای استفاده کند.
کیا مدعی است حتی هزینه بخشهایی از فعالیت جاسوسی خود را نه از بودجه اسرائیل، بلکه از پولی تامین میکرد که با سوءاستفاده از همان حفرههای سیستم بانکی ایران به دست آمده بود.
به تعبیر او: «سوخت ماشین جاسوسی اسرائیل... از داخل ایران تامین میشد.»
اگر روایت و اسناد مورد استناد این گزارش درست باشد، شاید مهمترین بخش ماجرا نه پیچیدگی عملیات موساد، بلکه مسیری باشد که فساد و ضعف ساختاری در داخل جمهوری اسلامی برای این نفوذ باز کرده بود.

















