پرسش آغازین: چگونه میتوان هویت باستانی ایرانیان را با استفاده از دیالکتیک هگل، پس از اسلامی شدن ایران در سال 651 میلادی تحلیل کرد؟ هگل به هویت به عنوان یک فرآیند پویا نگاه میکند و توضیح میدهد که چگونه یک هویت میتواند پس از تغییرات بنیادین همچنان پیوسته و پایدار باقی بماند. در دیالکتیک هگل، مراحل مختلف این فرآیند به اینگونه توضیح داده شده است: مرحله اول یا "تز" که میتوان آن را در دوره ایران ساسانی مشاهده کرد، شامل عناصری نظیر آتشکدههای زرتشتی، زبان فارسی میانه، ایدئولوژی شاهنشاهی و میراث امپراتوری است. سپس مرحله "آنتیتز" شکل میگیرد که با فتح عربی - اسلامی همراه است.
این دوره با ورود دین اسلام، جایگزینی زبان عربی به عنوان زبان رسمی، و ایجاد نظام حکومتی جدید به شکل خلافت مشخص میشود که هویت را به حالتی دیگر یا حتا به بیگانه تبدیل میکند. مرحله آخر "سنتز" (رفع Aufhebung = ) است. "رفع" در معنای هگلی همزمان سه حرکت دارد: چیزی نفی میشود؛ چیزی حفظ میشود و چیزی در سطحی تازه و بالاتر بازسازی میشود.
رنسانس هویت باستانی در دوران خاندان پهلوی
دورهی رضا شاه:
با روی کار آمدن خاندان پهلوی، مرحلهای مشابه سنتز هگلی آغاز شد که بر کنار گذاشتن وضعیت سنتی پیشین تأکید داشت. سیاست فرهنگی رضاشاه بر پایه نوسازی، ترکیب باستانگرایی و کاهش نفوذ روحانیت شیعه طراحی شده بود. رضا شاه تلاش کرد هویت ملی ایران را بر اساس میراث فرهنگی پیش از اسلام، بهویژه دوران هخامنشیان و ساسانیان، بازتعریف کند. انتخاب نام خاندان "پهلوی" که نماد یادآوری دوران ساسانیان بود، بخشی از همین طرح گسترده فرهنگی به شمار می آمد.
دورهی محمدرضا شاه
گرایش های باستان گرایی در دورهی دوم خاندان پهلوی شدیدتر و نمایشیتر شد:
- تغییر تقویم (۱۳۵۵): مبدأ تقویم از هجرت به تاجگذاری کوروش تغییر کرد و سال ۱۳۵۵ ش. به ۲۵۳۵ شاهنشاهی بدل شد. این اقدام بحثهای بسیاری برانگیخت.
- جشنهای ۲۵۰۰ سالهی شاهنشاهی (۱۳۵۰): در تخت جمشید و پاسارگاد با حضور سران جهان برگزار شد. منشور کوروش بهعنوان "نخستین منشور حقوق بشر" تبلیغ شد. این جشنها هم افتخار ملی به همراه آورد و هم مورد انتقاد شدید شهروندان شد.
- القاب و نمادها: استفادهی مکرر از "شاهنشاه" و "آریامهر"، و ارجاع به کوروش و داریوش برای مشروعیتبخشی به سلطنت.
- تأسیس نهادها: بنیاد شاهنشاهی، موسسهی آسیایی دانشگاه شیراز، گسترش حفاریها و کتاب های تاریخی.
سال هجری:
مهم ترین اقدام باستان گرایی محمدرضا شاه تغییر تقویم هجری به شاهنشاهی بود، مهم به این علت که مبدأ گاهشماری سال هجری (سال ۶۲۲ میلادی)، سال هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه نیست.
پاتریشیا کرون (Patricia Crone)
پاتریشیا کرون، تاریخ و اسلامشناس برجسته دانمارکی، دیدگاهی بسیار متفاوت با روایت سنتی اسلامی درباره مفهوم "هجرت" و مبدأ گاهشماری سال هجری ارائه داده است. به نظر پاتریشیا کرون
هیچ سند معاصر و اولیهای از قرن 7 وجود ندارد که ثابت کند سال ۶۲۲ میلادی به دلیل هجرت محمد از مکه به مدینه به عنوان مبدأ تاریخ انتخاب شده است. (1)
کرون ادامه می دهد: سال ۶۲۲ میلادی در واقع زمان آغاز هویت سیاسی - نظامی مستقل اعراب برای فتح اراضی شمال شبهجزیره بوده است که بعدها در دوران خلافت عباسی یا اواخر اموی، با روایت "هجرت مکه به مدینه" بازنویسی و بازسازی دینی شد. اسلام شناس دانمارکی در بررسی سندیت تقویم نشان میدهد که در پاپیروسها و کتیبههای اولیه ( متعلق به سال ۲۲ هجری)، اعراب از این گاهشماری با عنوان "سال اعراب" (kata Arabas) یاد میکردند و نه سال هجری. همچنین بر روی یک سنگ نبشته معاویه با علامت صلیب (۶۶۲ یا ۶۶۳ میلادی) در "ام قیس" (شمال اردن ) که به زبان یونانی نوشته شده است سه تاریخ مشاهده می شود: تاریخ سال مالیاتی بیزانس، تاریخ سال محلی شهر و تاریخ بنا به سال عرب ها (سال 42 ) و نه سال هجری (2) پتر فون سیورز (Peter von Sivers)، تاریخ شناس دانشگاه یوتا، اشاره می کند که سنگ نبشته معاویه قدیمی ترین تقویم اعراب است. (3)
اما چرا سال ۶۲۲ میلادی، به گفته کرون،"در واقع زمان آغاز هویت سیاسی - نظامی مستقل اعراب" بود، بدین معنی که چه اتفاق مهم تاریخی سبب شد که اعراب این سال را سرآغاز تقویم خود تعیین کنند؟، شاید به این علت که در این سال ساسانیان از بیزانس در ارمنستان شکست خوردند:
جنگ خسرو دوم پرویز با بیزانس:
شکست ارتش خسرو دوم پرویز توسط هراکلیوس، امپراتور بیزانس، در سال ۶۲۲ میلادی در ارمنستان یکی از نقاط عطف مهم در جنگهای میان ایران و روم شرقی (۶۰۲-۶۲۸ میلادی) به شمار می آید که مانع ادامه پیشرفت فتوحات اولیه ساسانیان شد. پیش از این شکست، ساسانیان به رهبری سپهبد شهربراز موفق به تصرف بخشهای وسیعی از قلمرو بیزانس شامل شام، مصر و اورشلیم شده بودند. در سال ۶۲۲، ساسانیان مجبور شدند نیروهای خود را از اورشلیم و سوریه به ارمنستان بازگردانند. با بازگشت ساسانیان روند اشغال این مناطق به پایان رسید و اعراب آزادی خود را بازیافتند. برخی پژوهشگران و
مورخان سال ۶۲۲ میلادی را به عنوان نقطه تحولی بزرگ در ژئوپلیتیک منطقه میدانند و آن را با آغاز گاهشمار اعراب آن زمان مرتبط میسازند. بر اساس این نظر، ایرانیان شکست ساسانیان از بیزانس در همین سال را به گمان مبدا تاریخ هجری در نظر گرفتند. به این ترتیب، ایرانیان اولین ملتی بودند که شکست نظامی خود را به عنوان مبدا تقویم انتخاب کردند.
انقلاب شیر و خورشید:
با انقلاب شیر و خورشید حرکت سوم "سنتز" هگلی، یعنی "چیزی در سطحی تازه و بالاتر بازسازی میشود" آغاز شد. این نامگذاری تأکید ویژهای بر احیای هویت ملی کیانی و ایزد مهر (میثره)، قدمتی چندهزارساله در ایران باستان (از هخامنشیان و اشکانیان تا ساسانیان) دارند.
نشانههایی از ترکیب تصویر شیر و خورشید بر روی مُهر ها و سکهها در دوران پیش از اسلام (مانند مُهر اردشیر دوم هخامنشی) دیده میشود. مُهر هخامنشی اردشیر دوم را در برابر آناهیتا نشان میدهد؛ آناهیتا بر شیری سوار است و پشت سرش خورشیدی دیده میشود که نماد میترا دانسته شده است. این مُهر در ساحل شمالشرقی دریای سیاه یافت شد و امروز در موزهی بریتانیا نگهداری میشود.
با انقلاب شیر و خورشید ما به دورهای پسااسلامی وارد شدهایم؛ دورانی که با بازگشت به آیینهای پیش از اسلام، هویت باستانی ایران دوباره به کشور بازمیگردد.
---------------------------------------
1 - Patricia Crone, Hagarism, 1977
2 - https://de.wikipedia.org/wiki/Datei:Greek_Muawiya_inscription_of_Hammat_Gader,_663_AD.png
3 - Peter von Sivers, Christology and Prophetology in the Umayyad Arab Empire. In : Markus Groß /
Karl-Heinz Ohlig (Hg.) Die Entstehung einer Weltreligion, Berlin/Tübingen, 2014, P. 279
مسعود امیرخلیلی

میرسلیم راست میگوید! س.روزبه

وقتی تحریفِ تاریخ ابزارِ سیاست میشود! داوید پارسیان















