Monday, Oct 19, 2026

صفحه نخست » خطر جنگ و سردرگمی غرب، داریوش مجلسی

Darioush_Majlesi.jpgچنانچه نگاهی به جغرافیای سیاسی منطقه (بخصوص کشورمان) و غرب بیاندازیم اگر دچار یاس و افسردگی نگردید اقلا همراه با بهت، از خودتان خواهید پرسید در این طوفان سیاسی، کشتی سرزمین ما به کدام سمت میراند. تنها دلخوشی ضعیفی که به خودم میدهم، ادامه مذاکرات بین ایران و آمریکا میباشد که به هر حال نشان ضعیفی از آن دارد که هنوز امیدی برای طرفین مذاکره، به نوعی توافق وجود دارد. هرگز فکر نمیکردم، پزشکیان، رئیس جمهوری که از این سمت فقط عنوانش را یدک میکشد، روزی تبدیل به تنها امید من ، برای توافق و صلح با آمریکا و آزاد شدن سرمایه بلوکه شده کشورمان خواهد شد. برای اظهاراتی که دو طرف در خارج از جلسه میگویند ارزش زیادی قایل نگردید.

تا آنجا که به رئیس چمهور (نیمه خل) آمریکا مربوط میگردد، در شرایط عادی، آنچه را که امروز سفید میخواند، همان را فردا قرمز مینامد. ترامپ بین جنگ و صلح مردد و دو دل است، در نظرسنجی های آمریکا درباره انتخابات میان دوره، امکان شکست او بیش از پیروزی او میباشد، جنگ مجدد با ایران، از سوی رای دهندگان آمریکا، تعبیر به نوعی قول شکنی خواهد گردید، از سوی دیگر آمریکا تمایلی هم به تجدید تجربه "توافق اسلام آباد" که همه آنرا بیشتر به نفع ایران مینامیدند ندارد.

اگر توجه کنیم که حل پرونده هسته ای، شاه کلید مشکل بین ایران و آمریکا میباشد، پس توافق درباره تنگه هرمز، فرع پرونده هسته ای قرار دارد. هر دو کشور به مقدار زیادی، در رابطه با غنی کردن، از خواسته اولیه خود عدول کرده اند. آمریکا میداند که جز صلح گزینه دیگری ندارد و تیم مذاکره کننده ایرانی هم به خوبی آگاه است که شکست احتمالی مذاکرات، به معنای برگشتن به ایران، با دست خالی میباشد، یعنی روبرو شدن با فقر، کمبود بسیار چشمگیر دارو و زیر ساختار های ویران، که طبیعتا نمیتواند گزینه دلخواهی باشد.

اگر تا چندی پیش ایران در مسیری حرکت میکرد که نقطه انتهائی آن لب یک پرتگاه بود ولی امروز دقیقا در لب پرتگاه قرار گرفته. پزشکیان از حمایت بخش بزرگی از اصلاح طلبان مانند ظریف، روحانی، خاتمی و طیف حول آنها برخوردار است ولی از سوی دیگر طیف مقتدر تندروها و پایدار چی ها (بخوان جنایتکاران) با در دست داشتن تمامی امکانات مالی، سرکوب و سپاه، آماده حضور در صحنه و قدرت نمائی میباشند.

زمانی میرسد که تمام درهای امید بسته است و فقط از درون یک در نیمه باز، نور ضعیفی از امید به چشم میخورد. پزشکیان و دو همکارش، همانند یک بند باز، بر روی بند نازک ابریشمی سعی در حفظ توازن دارند، در حالی که نفس داغ جنگ طلبان صاحب قدرت را، پشت گردنشان احساس میکنند. یا سقوط به ته دره (جنگ، فقرو گرسنگی همراه با نابودی زیر ساختار هائی که بخشی از سرمایه ملی مان میباشد)، یا یک توافق( آزادی سرمایه های حبس شده و بهبود نسبی اقتصادی).

شرایط استثنائی، راه حل های استثنائی میطلبد، یعنی راه حل هائی که در شرایط عادی به سراغ آن نمی رفتی. میتوانی در عالم رویا، در میان ابر ها قدم بزنی ولی نهایتا ناچاری، واقعیت تلخ را همانطور که هست بپذیری. چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال حاضر هیچ راه حل دیگری بجز از طریق توافق با آمریکا وجود ندارد، تازه آن هم بشرطی که تندرو ها و جنگ طلبان داخل کشور، که با اعدام های روزانه، عزیزانمان را به بالای دار میفرستند، به سکوت فعلی شان ادامه دهند و سرزمینمان را درگیر یک چنگ ویرانساز ننمایند.

جو بین المللی نیز، از برکت وجود دیوانه هائی مانند ترامپ و پوتین، جایی برای خوش بینی باقی نمی گذارد. اغراق نیست اگر ادعا کنیم که جغرافیای سیاسی غرب دچار یک بحران بنیادین گردیده. در گذشته، هنگامی که از غرب صحبت میکردیم منظورمان آمریکا، کانادا،اروپا (و با آن که در شرق قرار دارند) ژاپن، کره جنوبی و استرالیا بود. یعنی در حقیقت "دموکراسی های شرق و غرب". درست یا غلط، برخی از ما نیز این "غرب" را نیز، سنگر دفاع از دموکراسی، مینامیدیم.

از برکت حضور یک "خل مسلک" در راس حکومت ایالات متحده، این "سنگر" دچار شکاف شده و جهان سوم هم از عواقب این شکاف بی تاثیر نخواهد ماند. در زمان تاسیس آمریکا، این ایالات متحده را فرزند اروپا مینامیدند. نیویورک در آغاز، "امستردام جدید" نام داشت. ایالات متحده و اروپا در زمان تجاوز هیتلر، و توسعه طلبی های شوروی سابق (و حتی روسیه کنونی)، دوش به دوش هم ، یک سنگر مشترک تشکیل میدادند. ولی در نظم جدید، اروپا دیگر اولویت اول آمریکا نیست. نمونه آشکار آن، حمایت مالی و ارسال سلاح های رزمی و دفاعی اروپا به اوکراین میباشد زیرا اروپا اوکراین را سنگر دفاع از خود میداند. این در حالیست که ترامپ، در حقیقت، اوکراین را دو دسته تقدیم پوتین نموده و کوچکترین قدمی در جهت حمایت از اوکراین بر نمیدارد. قرارداد اخیر گاز، بین روسیه و آمریکا، خود نشان از دهن کجی، ترامپ نسبت به اروپا و اوکراین دارد.

یادم هست سال ها پیش، در شرایطی متفاوت با امروز، هر اقدامی از سوی اصلاح طلبان آغاز میشد با برخورد تند تندروها و پایدار چی ها روبرو میگردید، راه حل، یک قیام سراسری بود که آن هم به علت عدم وجود یک بدیل یا آلترناتیو قوی، ممکن به نظر نمی رسید. اگر اشتباه نکنم، کورش زعیم، رهبر آنزمان جبهه ملی بود. طی بیانیه ای پیشنهاد صلح و آشتی با حاکمان آنروز را داد و اضافه نمودچنانچه حاکمان آنروز، از حکومت کناره گیرند، خطاهایشان بخشیده خواهد شد و نیز چنانچه ثروتی را که در خارج کشور در بانک ها پس انداز نموده اند به داخل کشور منتقل کنند، میتوانند در داخل کشور سرمایه گذاری نموده و باعث تولید کار و سرمایه گردند. همانطور که حدس میزنید هیچکس در آنزمان از آن طرح استقبال ننمود. از کجا معلوم، چنانچه این طرح به اجرا گذارده شده بود شاید کشورمان در شرایط کاملا مثبت تری بسر میبرد.

فعلا قبل از هرچیز باید اپوزیسیون داخل و خارج کشور، با دو شعار "نه به جنگ" و "نه به اعدام"، هم به تیم مذاکره کننده یاری برساند و هم رژیم حاکم را وادار به ترک اعدام بنماید. داریوش مجلسی، نوامبر 2026.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy