چگونه میتوان از نامزدهای انتخاباتی آمریکا تعهدات عملی و قابل ارزیابی گرفت؟
در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶، دعوت رضا پهلوی از ایرانیتباران آمریکایی برای توجه به آزادی ایران هنگام رأی دادن، فرصتی برای طرح پرسشی مهم فراهم کرده است: آیا ایرانیتباران آمریکا باید تنها از نامزدهایی حمایت کنند که در سخنرانیهای خود از آزادی ایران سخن میگویند، یا میتوانند از قدرت انتخاباتی خود برای دریافت تعهدات مشخص در حمایت از مبارزه مردم ایران بهره بگیرند؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که رقابت انتخاباتی تنها فرصتی برای انتخاب میان نامزدها نیست؛ بلکه فرصتی برای طرح مطالبات شهروندان و پاسخگو کردن سیاستمداران نیز هست.
اصل موضوع روشن است: سرنگونی جمهوری اسلامی بر عهده مردم ایران است. هیچ دولت خارجی نمیتواند و نباید جایگزین اراده مردم ایران در تعیین سرنوشت سیاسی کشور شود. اما این اصل به معنای بیاهمیت بودن نقش دولتهای خارجی نیست. آمریکا، بهعنوان یکی از قدرتهای تأثیرگذار بر مناسبات سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی، میتواند با تصمیمات خود بر شرایط مبارزه مردم ایران تأثیر بگذارد.
بنابراین، پرسش اصلی این مقاله آن است که ایرانیتباران دارای حق رأی در آمریکا چگونه میتوانند از رقابت انتخاباتی برای جلب حمایت عملی سیاستمداران آمریکایی از پایان جمهوری اسلامی و استقرار نظامی دموکراتیک در ایران استفاده کنند.
از حمایت لفظی تا تعهد سیاسی
در رقابتهای انتخاباتی آمریکا، نامزدها برای جلب رأی گروههای مختلف اجتماعی وعدههایی مطرح میکنند. این وعدهها ممکن است به مالیات، اشتغال، آموزش، امنیت یا سیاست خارجی مربوط باشند. رأیدهندگان نیز حق دارند پیش از تصمیمگیری، از نامزدها درباره مواضع و برنامههایشان پرسش کنند و اجرای وعدههای آنان را پس از انتخابات پیگیری کنند. ایرانیتباران آمریکا نیز میتوانند از همین حق استفاده کنند.
اما باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: اظهار همدردی با مردم ایران، اعلام حمایت سیاسی از آزادی ایران و پذیرش تعهد عملی برای کمک به تحقق آن. جمله "من از مردم ایران حمایت میکنم" ممکن است صادقانه باشد، اما بهتنهایی مشخص نمیکند که گوینده حاضر است چه اقدامی انجام دهد. حتی جمله "من خواهان پایان جمهوری اسلامی هستم" نیز، بدون تعیین اقدام عملی، هنوز یک موضع سیاسی است.
تعهد انتخاباتی زمانی معنا پیدا میکند که نامزد روشن کند چه کاری انجام خواهد داد، در چه زمانی آن را انجام میدهد و چگونه میتوان انجام شدن یا نشدن آن را بررسی کرد.
بنابراین، پیشنهاد این مقاله آن است که ایرانیتباران آمریکا به جای بسنده کردن به مواضع کلی نامزدها، خواستار تعهدات مکتوب، زمانبندیشده و قابل ارزیابی شوند.
تجربه دیگر جوامع مهاجر در آمریکا
این شیوه مشارکت سیاسی در آمریکا بیسابقه نیست. جامعه کوباییتبار، بهویژه در فلوریدا، طی دهههای گذشته توانسته است مسائل مربوط به حکومت کوبا را به یکی از موضوعات رقابت انتخاباتی تبدیل کند. نامزدهای ریاستجمهوری و کنگره بارها ناگزیر شدهاند مواضع خود را درباره روابط با هاوانا، تحریمها و حقوق مردم کوبا روشن کنند.
البته کوباییتباران درباره این مسائل دیدگاه یکسانی ندارند و نفوذ سیاسی آنان نیز به تغییر نظام سیاسی کوبا منجر نشده است. با این حال، تجربه آنان نشان میدهد که مسائل سرزمین مادری میتواند در رقابتهای انتخاباتی کشور محل تابعیت نقش پیدا کند.
نمونه دیگر، فعالیت کمیته ملی ارامنه آمریکا، ANCA، است. این سازمان با بررسی عملکرد نمایندگان کنگره در موضوعات مرتبط با ارمنستان، کارنامههایی منتشر میکند و بر اساس معیارهای اعلامشده، از برخی نامزدهای انتخاباتی حمایت میکند.
در این روش، ملاک تنها سخنان انتخاباتی نیست؛ آرای ثبتشده، اقدامات قانونی و مواضع رسمی نمایندگان نیز بررسی میشوند.
هندیتباران آمریکا نیز از طریق سازمانهایی مانند USINPAC در گفتوگو با نمایندگان کنگره و پیگیری موضوعات مرتبط با روابط آمریکا و هند فعالیت کردهاند. تلاش برای جلب حمایت از توافق همکاری هستهای غیرنظامی دو کشور، یکی از نمونههای این فعالیتهاست؛ هرچند موفقیت آن توافق را نمیتوان صرفاً نتیجه اقدامات جامعه مهاجر دانست.
این تجربهها نشان میدهند که تأثیرگذاری انتخاباتی تنها به تعداد آرا وابسته نیست. سازماندهی، تعیین مطالبات روشن و پیگیری مستمر عملکرد سیاستمداران نیز اهمیت دارند.
نه جمهوریخواه، نه دموکرات؛ معیار، تعهد نامزد است
یکی از اشتباهاتی که میتواند قدرت انتخاباتی ایرانیتباران آمریکا را کاهش دهد، گره زدن مطالبات مربوط به ایران به یک حزب سیاسی مشخص است.
در نظام سیاسی آمریکا، جمهوریخواهان و دموکراتها درباره بسیاری از مسائل داخلی و خارجی اختلافنظر دارند. اما حمایت از حق مردم ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و استقرار نظامی دموکراتیک، لزوماً نباید به یکی از این دو حزب محدود شود.
ایرانیتباران آمریکا میتوانند مطالبات خود را بهصورت یکسان در برابر نامزدهای هر دو حزب قرار دهند و از آنان بخواهند تعهدات روشن، زمانبندیشده و قابل ارزیابی ارائه کنند.
در این رویکرد، نامزدی که تعهدات مشخصتری میپذیرد و سابقه قابل دفاعتری در اجرای تعهدات خود دارد، از منظر مطالبات مربوط به ایران ارزیابی مناسبتری خواهد داشت؛ فارغ از اینکه جمهوریخواه باشد یا دموکرات.
این اصل به معنای نادیده گرفتن سایر مسائل مورد توجه رأیدهندگان نیست. هر شهروند آمریکایی حق دارد هنگام رأی دادن مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را در نظر بگیرد. اما در ارزیابی مواضع نامزدها درباره ایران، وابستگی حزبی نباید جانشین بررسی تعهدات و عملکرد آنان شود.
به این ترتیب، ایرانیتباران آمریکا به جای تبدیل شدن به حامیان دائمی یک حزب، میتوانند از نامزدهای هر دو حزب پاسخگویی بخواهند.
اصل راهنما ساده است: نه نام حزب، بلکه محتوای تعهد؛ نه وعدههای کلی، بلکه اقدامات قابل سنجش؛ و نه حمایت انتخاباتی بدون پیگیری، بلکه ارزیابی مستمر عملکرد نمایندگان.
هدف چیست و از آمریکا چه میتوان خواست؟
برای تدوین مطالبات انتخاباتی، نخست باید میان هدف مردم ایران و نقش احتمالی آمریکا تفاوت گذاشت. هدف مورد بحث در این مقاله، پایان جمهوری اسلامی و فراهم شدن امکان تأسیس نظامی دموکراتیک بر اساس اراده آزاد مردم ایران است. عامل اصلی این تغییر، مردم ایران هستند.
اما آمریکا میتواند در چارچوب قوانین خود و حقوق بینالملل، اقداماتی انجام دهد که به کاهش توان سرکوب حکومت، حمایت از حقوق سیاسی مردم و فراهم شدن شرایط گذار دموکراتیک کمک کند.
از این منظر، مطالبه از نامزدهای آمریکایی نباید این باشد که وعده دهند جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد. چنین وعدهای نه در اختیار یک نماینده کنگره است و نه با اصل تعیین سرنوشت مردم ایران سازگاری دارد.
مطالبه درست آن است که نامزدها روشن کنند در صورت انتخاب شدن، برای حمایت از حق مردم ایران در پایان دادن به جمهوری اسلامی چه اقدامات قانونی و مشخصی انجام خواهند داد.
در عین حال، حمایت از تغییر نظام سیاسی ایران نباید با بیتوجهی به سرنوشت کشور و زندگی مردم همراه باشد. زیرساختهای حیاتی ایران متعلق به مردم و نسلهای آیندهاند و حفاظت از آنها باید بخشی از هر سیاست مسئولانه درباره آینده ایران باشد.
هفت تعهد پیشنهادی برای نامزدهای کنگره
به جای تهیه فهرستی طولانی از خواستههای پراکنده، میتوان هفت تعهد اصلی تعریف کرد که هم با هدف پایان جمهوری اسلامی و استقرار نظامی دموکراتیک ارتباط داشته باشند و هم اجرای آنها در حدود اختیارات یک نماینده قابل بررسی باشد.
نخست: به رسمیت شناختن حق مردم ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی
از نامزد خواسته شود تعهد کند در صورت انتخاب شدن، ظرف شش ماه از ارائه یا تصویب قطعنامهای حمایت کند که حق مردم ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و انتخاب آزادانه نظام سیاسی جایگزین را به رسمیت بشناسد.
معیار ارزیابی: امضای حمایت از قطعنامه، مشارکت در ارائه آن یا رأی ثبتشده نماینده.
دوم: درخواست بازنگری در سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی
از نامزد خواسته شود تعهد کند ظرف نود روز پس از آغاز دوره نمایندگی، درخواستی رسمی برای بررسی سیاست آمریکا در قبال ایران مطرح کند؛ با این پرسش که آیا سیاست موجود صرفاً بر تغییر رفتار جمهوری اسلامی متمرکز است یا حمایت از حق مردم ایران برای گذار دموکراتیک را نیز در بر میگیرد.
معیار ارزیابی: نامه رسمی، درخواست جلسه استماع یا اقدام نظارتی ثبتشده در کنگره.
سوم: پیگیری اقدامات علیه نهادهای مسئول سرکوب
نامزد تعهد کند در شش ماه نخست دوره نمایندگی، از دستگاههای مسئول آمریکا بخواهد اقدامات قانونی موجود علیه اشخاص و نهادهای دخیل در سرکوب مردم ایران را بررسی و درباره اجرای آنها گزارش دهند. در اینجا موضوع، مطالبه اقدامات هدفمند علیه عاملان سرکوب است، نه افزایش فشار اقتصادی بر مردم عادی.
معیار ارزیابی: مکاتبه رسمی، درخواست گزارش یا حمایت از طرح قانونی مشخص.
چهارم: حمایت از فعالیت مستقل جامعه مدنی ایران
نامزد تعهد کند از بررسی و تقویت برنامههای قانونی و شفاف برای پشتیبانی از رسانههای مستقل، مستندسازی نقض حقوق بشر و ارتباط امن فعالان مدنی حمایت کند. چنین حمایتی باید با رعایت استقلال نهادهای ایرانی و حفاظت از امنیت افراد داخل کشور صورت گیرد.
معیار ارزیابی: پیشنهاد بودجه، حمایت از طرح قانونی یا اقدام رسمی در کمیتههای مربوط.
پنجم: درخواست بررسی موانع حقوقی و اجرایی حمایت از گذار دموکراتیک
نامزد تعهد کند از برگزاری جلسه استماع یا تهیه گزارشی رسمی درباره گزینههای قانونی آمریکا برای حمایت از حق تعیین سرنوشت مردم ایران پشتیبانی کند. هدف این اقدام، روشن شدن امکانات، محدودیتها و پیامدهای سیاستهای مختلف است؛ نه واگذاری تصمیم درباره نظام آینده ایران به دولت آمریکا.
معیار ارزیابی: ثبت درخواست، برگزاری جلسه یا انتشار گزارش رسمی.
ششم: ارائه گزارش دورهای از عملکرد خود
نامزد تعهد کند پس از انتخاب شدن، دستکم سالی یک بار گزارشی عمومی از اقدامات خود در ارتباط با تعهدات اعلامشده منتشر کند. این گزارش باید شامل طرحهای مورد حمایت، آرای ثبتشده، مکاتبات رسمی و اقداماتی باشد که هنوز انجام نشدهاند.
معیار ارزیابی: انتشار گزارش و امکان تطبیق آن با اسناد رسمی کنگره.
هفتم: حفاظت از زیرساختهای حیاتی و غیرنظامی ایران
از نامزد خواسته شود تعهد کند در صورت انتخاب شدن، از سیاستهایی حمایت کند که ضمن رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه، از حمله به زیرساختهای غیرنظامی و حیاتی ایران و وارد آمدن خسارت گسترده به مردم جلوگیری کنند. این تعهد باید شامل حمایت از حفاظت از تأسیسات آب و برق، بیمارستانها، شبکههای خدمات عمومی و دیگر امکانات ضروری زندگی مردم باشد. نامزد همچنین تعهد کند در صورت مطرح شدن عملیات نظامی علیه ایران، از دولت آمریکا درباره ارزیابی پیامدهای انسانی حمله به زیرساختها توضیح بخواهد و از نظارت قانونی کنگره بر رعایت قواعد حفاظت از غیرنظامیان حمایت کند.
معیار ارزیابی: مواضع رسمی ثبتشده، حمایت از طرحها یا اصلاحیههای قانونی مرتبط، آرای کنگره و درخواستهای نظارتی مستند.
مهلت پیشنهادی: اعلام موضع مکتوب پیش از انتخابات و پیگیری اقدامات قانونی مرتبط در شش ماه نخست دوره نمایندگی.
این هفت مورد، نمونههایی برای گفتوگو و ارزیابی عمومیاند. اجرای هر یک باید با توجه به اختیارات قانونی، عضویت کمیتهای و امکانات واقعی نامزد بررسی شود. هیچ نمایندهای نمیتواند بهتنهایی تصویب قانون یا تغییر سیاست دولت را تضمین کند؛ اما میتواند درباره اقداماتی که شخصاً در اختیار اوست تعهد بدهد.
چه کسی تعهدات را ثبت و ارزیابی میکند؟
داشتن فهرستی از مطالبات کافی نیست. بدون سازوکار پیگیری، این فهرست نیز ممکن است به مجموعهای از وعدههای فراموششده تبدیل شود.
برای جلوگیری از چنین وضعیتی، میتوان از تجربه سازمانهای مدنی موجود استفاده کرد یا سازوکاری مستقل و غیرحزبی برای ثبت مواضع نامزدها در نظر گرفت.
وظیفه چنین سازوکاری میتواند محدود و روشن باشد: ارسال پرسشهای یکسان به نامزدهای هر دو حزب، انتشار پاسخهای آنان، ثبت تعهدات پذیرفتهشده و بررسی عملکرد نمایندگان پس از انتخابات. برای هر تعهد نیز میتوان یکی از چهار وضعیت "انجامشده"، "در حال پیگیری"، "انجامنشده" و "فاقد اطلاعات کافی" را ثبت کرد. در این روش، میان وعده اقدام و وعده نتیجه تفاوت گذاشته میشود.
برای مثال، اگر نماینده تعهد کرده باشد از قطعنامهای حمایت کند و این حمایت را بهطور رسمی ثبت کرده باشد، تعهد شخصی او انجام شده است؛ حتی اگر قطعنامه به تصویب نرسد.
برعکس، اگر نامزدی صرفاً در سخنرانیهای انتخاباتی از آزادی ایران دفاع کرده باشد، بدون آنکه تعهد مشخصی بپذیرد، نمیتوان برای او کارنامهای مبتنی بر اقدامات وعدهدادهشده تهیه کرد.
شفافیت در این ارزیابی اهمیت اساسی دارد. معیارها باید پیشاپیش منتشر شوند و درباره همه نامزدها یکسان به کار روند.
آیا این کار به معنای خریدوفروش رأی است؟
خیر. باید میان مطالبهگری سیاسی مشروع و خریدوفروش غیرقانونی رأی تفاوت گذاشت.
در نظام انتخاباتی دموکراتیک، شهروندان حق دارند از نامزدها درباره سیاستهایشان پرسش کنند، از آنان تعهدات عمومی بخواهند و بر اساس پاسخها و عملکردشان تصمیم بگیرند.
این رابطه زمانی مشروع است که بر مبنای مطالبات سیاسی عمومی و مشارکت داوطلبانه شهروندان شکل بگیرد، نه پرداخت پول یا ارائه منفعت شخصی در برابر رأی.
در واقع، پاسخگو کردن نامزدها یکی از کارکردهای اصلی انتخابات است.
البته ایرانیتباران آمریکا یک مجموعه یکدست سیاسی نیستند. آنان درباره آینده ایران، سیاست خارجی آمریکا و شیوه گذار از جمهوری اسلامی دیدگاههای متفاوتی دارند.
هیچ فرد یا سازمانی نمیتواند مدعی مالکیت آرای آنان شود. هدف از تدوین معیارهای مشترک نیز نباید سلب حق انتخاب مستقل شهروندان باشد؛ بلکه باید فراهم کردن اطلاعاتی باشد که رأیدهندگان بتوانند با آگاهی بیشتری درباره نامزدها قضاوت کنند.
فرصت استفادهنشده در دعوت شاهزاده رضا پهلوی
دعوت شاهزاده رضا پهلوی از ایرانیتباران آمریکا برای توجه به آزادی ایران در انتخابات، از این جهت اهمیت دارد که رابطه میان مشارکت انتخاباتی و آینده ایران را به موضوع بحث تبدیل میکند.
اما میتوان یک گام فراتر رفت. اگر قرار است رأی ایرانیتباران آمریکا به حمایت مؤثرتری از مبارزه مردم ایران منجر شود، تنها توصیه به رأی دادن بر اساس مواضع نامزدها کافی نیست.
باید از نامزدها پرسید چه تعهد مشخصی میپذیرند، در چه زمانی آن را انجام خواهند داد و چگونه میتوان اجرای آن را بررسی کرد.
چنین رویکردی همچنین میتواند به جای محدود شدن به یک حزب، امکان گفتوگو با نامزدهای هر دو حزب را فراهم کند. نکته مهم، تبدیل حمایت از آزادی ایران از یک عبارت کلی انتخاباتی به مجموعهای از اقدامات روشن و قابل پیگیری است.
جمع بندی
ایرانیان داخل کشور عامل اصلی تغییر نظام سیاسی ایران هستند. این واقعیت نه از اهمیت مبارزه آنان میکاهد و نه مجوزی برای واگذاری سرنوشت کشور به قدرتهای خارجی فراهم میکند.
در عین حال، ایرانیتبارانی که شهروند آمریکا هستند، از حقوق سیاسی برخوردارند که میتوانند در کنار دیگر ابزارهای فعالیت مدنی، برای جلب حمایت عملی از مبارزه مردم ایران به کار گرفته شوند.
تجربه جوامع مهاجر در آمریکا نشان میدهد که قدرت سیاسی تنها در تعداد آرا خلاصه نمیشود. توانایی طرح مطالبات روشن، دریافت تعهدات مشخص و پیگیری عملکرد نمایندگان نیز بخشی از این قدرت است.
از این رو، مسئله اصلی آن نیست که کدام نامزد بیشتر از آزادی ایران سخن میگوید؛ بلکه این است که هر نامزد حاضر است برای حمایت از حق مردم ایران در پایان دادن به جمهوری اسلامی چه اقدام مشخصی انجام دهد.
رأی ایرانیتباران آمریکا زمانی میتواند به ابزاری مؤثر در حمایت از مبارزه مردم ایران تبدیل شود که به جای اتکا به وعدههای کلی، با مطالبه تعهدات روشن، زمانبندیشده و قابل ارزیابی همراه باشد.
این تعهدات تضمینکننده سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند، اما میتوانند میزان حمایت عملی سیاستمداران آمریکایی از حق تعیین سرنوشت مردم ایران را آشکار کنند و آنان را در برابر وعدههایشان پاسخگو سازند.
و سرانجام باید بر دو اصل تأکید کرد: وابستگی حزبی نامزدها نباید جایگزین ارزیابی تعهدات آنان شود؛ و حمایت از پایان جمهوری اسلامی نباید به معنای بیتوجهی به حفاظت از مردم و زیرساختهای حیاتی ایران باشد.

















