Saturday, Oct 24, 2026

صفحه نخست » فُسیل‌نامه (اندر باب فسیل سالاری)، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpg

زمامداری فواسیل هزار و اندی سال بود

فسیل سالاری در ایران به کار است

فسیل در کشور ما بیشمار است

فسیل داریم مکلا و معمم

فسیلِ مفت پرورده، و بی‌غم

فسیل داریم همه دانا به ظاهر

فسیل داریم ز نسل ملا باقر

فسیل داریم به پیشانی‌ش داغی

بماند از خدمت ابلیس باقی

فسیل داریم که چشمش بی‌فروغ‌ست

کلام یاوه‌اش دوغ و دروغ‌ست

«نانو» در مغز او گر راه یابد

ببیند پرتوی آنجا نتابد

سخن‌ها بر زبانش کَتره کَتره

که بر مغزش تنیدستی کِنَترِه

کِنَترِه بسته بر مغزش تمامی

و بر گفتارش از عامی و خامی

فسیل داریم که استاد علوم‌ست

ز مکتب‌خانه‌ی ملا غلوم‌ست

فسیل داریم ز حوزه دکترا-دار

ندارد کنترل بر حرف و ادرار

فسیل هیئتی داریم فراوان

ز نسل گرگسار و شکل انسان

فسیل داریم با تزهای بودار

به فکر ماندن ملا و سردار

مثال گرگِ بالان دیده باشد

مریدِ معبدِ «پوزیده» باشد

خوش‌ست با آنکه بنشسته به مسند

فسیل داریم که ملا می‌پرستد

فسیل داریم که نادان و سفیه‌ست

فسیل داریم هوادار فقیه‌ست

فسیل داریم که معتاد نظام‌ست

بپاید ملا، دنیایش به کام‌ست

نه دانا و نه از اهل تمیزست

فسیل که جُندِ اسلام‌عزیزست

■■■■■■

(۲)

قرارست که فسیل در موزه باشد

نه دردِ دائم ِ هر روزه باشد

فسیل داریم که صد قرنِ درازست

زمانی که بزادندش به رازست

فسیل داریم که شیدا، واله باشد

نئاندرتالِ هشتصد ساله باشد

فسیل «جنتی» که بیش یا کم

بمانده یادگار از عهد آدم

فسیل داریم نشسته روز محشر

دمد در صور اسرافیل یکسر

فواسیل معظم گم بگردید

نهان در حوزه‌های قم بگردید

روید تا مدتی آسوده باشیم

رها از گله‌ی فرسوده باشیم

■■■■■■

(۳)

چنان عفریت کز گوری بر آمد

فسیل داریم شبانگه می‌خرامد

که جولان می‌دهد هر سویِ سامان

که گیرد صبحگه از مردمان جان

بنوشیده ز خون، این مردم آزار

شده پرورده چونان خوکِ پروار

بگرداند جوانان را نگونسار

به هنگام ِ اذانِ صبح از دار

شنو آوا بر آمد از جوانان

که کی میرید ای پوسیده سُتخوان

نمی‌میرید که ما آزاد گردیم

رها از ماتم و بیداد گردیم

فسیلِ موحشی کو گورزادست

حدیث رفتنش چندی به باد‌ست

کنون بشنو حدیثش بر لب باد

نمانَد زین پلیدان هیچ جز یاد

فسیلان سوته‌دل با هم بنالید

که سرسختید ولی بیچاره حالید

رود این نسلِ هشتصد ساله بر باد

رهد جانِ جوان از ضربِ بیداد

فسیلانِ معمم وقت رفتن

بیامد تا روید از مرز میهن



دوازده اکتبر ۲۶

یوسف جاویدان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرگ بالان دیده: گرگ از دام رهیده، گرگ با تجربه.

کَترِه: یاوه، سخن بی‌معنی.

کِنَترِه: تار عنکبوت.

نانو یا نانو ذرات: ریز روبات‌های بسیار کوچک که برای درمان وارد بدن می‌کنند. ضخامت هر موی انسان کمابیش ۱۰۰،۰۰۰ نانومتر است‌.






Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy