تغییر، گاهی شکلی دیگر از بیاختیاری است
راه را میرویم، بیآنکه مقصدی در ذهن داشته باشیم. میبینیم، اما دیگر به معنای واقعی کلمه نمیبینیم؛ فقط تماشا میکنیم.
فاصلهها را در ذهن خود کش دادهایم و در عین نزدیکی، بیصدا از یکدیگر دور میشویم. در جمع هستیم، اما دیده نمیشویم.
نمایشگرها به آهنرباهایی خاموش تبدیل شدهاند که ذهن انسان را بیوقفه به سوی خود میکشند. آدمها، برای پر کردن زمان و فرار از سکوت، در گوشهوکنار جهان درگیر نمایشهایی شدهاند که بسیاری از آنها نه معنایی دارند و نه ارزشی.
در آغاز، فناوری با لبخند وارد زندگی انسان شد؛ با وعدهی زندگی بهتر، آگاهی بیشتر و جهانی نزدیکتر. انسان نیز با امید به استقبال آن رفت.
اما آنچه در ادامه رخ داد، با آن وعدهها فاصله داشت.
نارضایتی آرامآرام شکل گرفت؛ نه از خود فناوری، بلکه از شیوهی استفاده از آن. انسانها به داده تبدیل شدند و ارزشها به اعداد. ثروت در دستان اقلیتی متمرکز شد و اکثریت، در چرخهای بیپایان از مصرف و تماشا، بهتدریج از خود و جهان پیرامونشان فاصله گرفتند.
بشر امروز، در پرتو نور فناوری، به تاریکی خاموشی ذهنی فرو میرود؛ نه از ترس نادانی، بلکه از غرق شدن در انبوه دانستههایی که فرصت اندیشیدن دربارهی آنها را ندارد.
این، اسارت بیصداست.
اما مسئله، خود فناوری نیست. فناوری میتواند ابزاری برای کشف و شناخت باشد؛ در پزشکی، در شناخت تاریخ و در گشودن درهای ناشناخته. میتواند زندگی را آسانتر کند، فاصلهها را کاهش دهد و افقهای تازهای پیش روی انسان بگشاید.
مسئله، انسانی است که شتاب را با آگاهی اشتباه گرفته است.
انسان امروز، صبر را از دست میدهد و گمان میکند هرچه سریعتر به اطلاعات دست یابد، آگاهتر خواهد شد. اما سرعت، همیشه به معنای پیشرفت نیست. گاهی مسیر را کوتاه نمیکند، بلکه فرصت رسیدن به مقصد را از میان میبرد.
در این میان، ارزشهای انسانی در شکافهای خاموش زندگی مدرن دفن میشوند و انسان، به سادهترین عنصر در پیچیدهترین سیستمها تبدیل میگردد؛ موجودی که خود فناوری را ساخته است، اما ممکن است بهتدریج اختیار زندگیاش را به آن واگذار کند.
راه نجات، انکار فناوری یا بازگشت به گذشته نیست؛ راه نجات، بازگشت به تعادل است.
هر ابزاری، در دست انسانی که مرزی برای استفاده از آن نمیشناسد، میتواند به تهدیدی علیه خود او تبدیل شود. پرهیز از زیادهروی، نشانهی عقبماندگی نیست؛ گاهی شرط بقاست.
اگر انسان میان استفاده از فناوری و غرق شدن در آن مرزی نکشد، روزی خواهد رسید که همهچیز را بداند، اما دیگر خودش را نشناسد.
و آنجا، روشنایی فناوری به کاملترین شکل خود میرسد:
خاموشی انسان.
----------

زیرکوه، روی زمینِ سوخته، پارمیس ح.


















